« November 2009 | Main | January 2010 »

December 06, 2009

دانشگاه ، روابط عمومي ؛ چالش ها و فرصت ها

مهدي باقريان
مدير روابط عمومي دانشگاه خواجه نصير طوسي
فعاليت روابط عمومي در محيط دانشگاه به مراتب سخت تر و دشوارتر از كاركردن درادارات و سازمان هاي دولتي و غير دولتي است.در دانشگاه ،روابط عمومي با گروه هاي مختلفي درگير است كه روابط عمومي ديگر سازمان ها اين درگيري و آشفتگي را ندارند.
به همين دليل ،عرصه هاي كاري روابط عمومي در دانشگاه ها و موسسات آموزشي و پژوهشي خيلي وسيع تر و پردردسرتر است.در دانشگاه،روابط عمومي علاوه براين كه با مخاطبان خارج سازمان سروكار دارد،با دانشجويان،اعضاي هيئت علمي و خانواده هاي آنان نيز ارتباط دارد.با گروه هاي فشار و نهادهاي موازي كه بخشي از كار روابط عمومي را انجام مي دهند و هرروز برتعدادشان نيز افزوده مي شود هم سروكار دارد.
حال پرسشي كه در اين جا مطرح مي‌شود اين است كه روابط عمومي دانشگاه بايد چه كار كند؟چه ابزار و امكاني براي فعاليت دارد؟آيا نيروي متخصص و مناسب در اختيار دارد واگر ندارد چگونه مي تواند از يك طرف،با چالش ها مقابله واز طرف ديگر،‌ فرصت ها را شكار كند ؟
مفاهيم و كليات
الف-ماموريت هاي اصلي دانشگاه
1- ايجاد و توسعه دانش پايه اي و اصولي از طريق انجام تحقيقات
2- آموزش نيروي انساني
3- انتقال دانش( كاربردي و اجرايي نمودن دانش موجود )
4- سرمايه گذاري جهت؛
- ساختمان سازي
- تعميرات و نگهداري تجهيزات و امكانات نظير ساخت كلاس ها،آزمايشگاه ها ،فضاهاي اداري
- كارهاي زير ساختاري نظير تجهيزات و امكانات ورزشي و خوابگاه هاي دانشجويي
5- همفكري در مسايل جامعه؛
- شركت اعضاي هيئت علمي در شوراها،هيئت مديره هاو كميته هاي مختلف جهت ارايه ديدگاه‌هاي علمي در مسايل مهم و حساس اقتصادي،اجتماعي و زيست محيطي،صنعتي و سياسي كشور
6- ساير خدمات؛
-دانشگاه از طريق خروجي هاي خود،امكانات و فرصت هايي را در خارج دانشگاه ايجاد مي كنند و ممكن است توسط تعداد بسياري از افراد مختلف مورد مشاركت واقع شود كه از اين راه منافع اقتصادي خوبي براي جامعه به بار مي آورد.
ب-انتظارات رييس دانشگاه
1- ارتباط نظامند با مراكز اطلاع رساني
2- ايجاد ارتباط با دانشجويان،استادان ،كاركنان و اولياي دانشجويان
3- دريافت و سنجش نظرات
4-استفاده از تكنولوژي اطلاعات به ويژه روابط عمومي الكترونيك
ج-انتظارات روابط عمومي
- تامين فضاي فيزيكي مناسب ومطلوب–تبيين جايگاه واصلاح ساختار سازماني مانند تفكيك وظايف روابط عمومي از دفتر رياست –جذب نيروي انساني متخصص– اختصاص بودجه سالانه( طبق بخشنامه دولت)-تصويب و ابلاغ اولويت هاي دانشگاه در ارتباط با مخاطبان –امكان حضور روابط عمومي در جلسات وبرنامه‌ريزي‌ها- تسهيلات ويژه براي كاركنان روابط عمومي با توجه به حساسيت كار–برگزاري كلاس هاي آموزشي–تهيه كتب و نشريات تخصصي-طرح مشكلات وتبيين پيشنهادها وارايه راه‌كارهاي تخصصي در جهت انجام شايسته وظايف حرفه‌اي
اهميت وجود روابط عمومي در دانشگاه
روابط عمومي به عنوان فن و هنر،نقش به سزايي در برقراري و تسهيل ارتباط دو سويه بين مديران سازمان ها و آحاد مردم دارد،به طوري كه امروز كمتر سازماني را مي توان يافت كه خود را بي نياز از روابط عمومي بداند و درعين حال موفقيت هاي چشمگيري در زمينه هاي مورد نظر و تحقق اهداف از پيش تعيين شده به دست آورده باشد .
امروزه،دانشگاه موفق،دانشگاهي است كه روابط عمومي موفق و قوي داشته باشد و روابط عمومي موفق روابط عمومي يي است كه در«جايگاه»شايسته و بايسته خود قرار گيرد.
لذا،با توجه به خلاء هاي موجود در روابط عمومي دانشگاه‌ها بايد صريحاً به اين نكته اعتراف كرد كه اگر در تمامي ابعاد به روابط عمومي توجه جدي نشود هيچ گاه روزنه هايي از تحرك و تعالي و پيشرفت در روابط عمومي دانشگاه ايجاد نخواهد شد . عملكرد روابط عمومي دانشگاه با نگاه به وضعيت مطلوب،نشان مي دهد كه اين دستگاه در انجام وظايف خود چندان موفق نبوده و بسياري از انتظارات و خواسته ها و مطالبات به حق رابدون پاسخ گذارده است.
زماني مي توان شاهد رشد و پويايي هرچه بيشتر روابط عمومي دانشگاه‌ها بود و شكل جديدي از اين حرفه را در اين دانشگاه به نمايش گذاشت كه با نگاهي نو و تجهيز و سازمان دهي نيروي انساني متخصص روابط عمومي و بهره گيري از شيوه هاي نوين مديريت و فناوري اطلاعات به ويژه روابط عمومي الكترونيك طرحي نودر انداخت .
دكتررضا اميني مولف كتاب«روابط عمومي»در مورد اهميت روابط عمومي در مراكز آموزشي وپژوهشي چنين مي‌نويسد:حل مشكلات روزافزون و جلب كمك هاي مردمي براي هزينه هاي جاري دانشگاه ها از اهداف و فلسفه وجودي ايجاد واحدهاي روابط عمومي در مراكز و موسسات معتبر بوده است.مثلاً در آمريكا كمك موسسات خصوصي به دانشگاه ها هرسال لااقل سيصد ميليون دلار است ودرحال حاضر دانشگاه هاي بزرگ آمريكا با اجراي برنامه هاي روابط عمومي و جلب كمك هاي مردم وشركت ها به رقابت پرداخته و برنامه هاي بلند پروازانه اي را دنبال مي كنند. در چند سال اخير درايران،برخي دانشگاه ها مثل دانشگاه‌هاي مازندران وصنعتي شريف با اجراي برنامه هاي مختلف،موفق به جذب كمك هاي مردمي شدند. دانشكده فني دانشگاه مازندران به وسيله كمك هاي مردمي پاگرفت و گسترش يافت.دانشگاه علم وصنعت هم در جذب كمك هاي مردمي از طريق دفتر ارتباط با فارغ التحصيلان موفق بوده است .
شبكه رايانه اي دانشكده شيمي دانشگاه صنعتي شريف نيزدرسال 1377توسط شركت پاكشو( گلرنگ)راه اندازي شد .
لهذا هرچه رقابت ميان دوطلبان شدت يابد،مشكلات عمومي دانشگاه ها از حيث تامين تسهيلات ،بودجه و جذب استادان صلاحيت دار براي بهبود ماهيت و خاصيت آموزش عالي افزايش پيدا مي كند.لذا دانشگاه ها براي اداره امور خود نمي توانند تنها به منابع مالي دولتي تكيه كنند.
پس چاره كار چيست؟دانشگاه ها براي گذر از اين بحران‌ها نيازمند چه نوع برنامه هايي هستند؟اين‌جاست كه حرفه روابط عمومي مي تواند نقش مؤثر خود را ايفا كند. دراين يادداشت سعي شده است به پرسش هاي مطروحه در اين زمينه پاسخ داده شود.
اهميت وجود روابط عمومي در دانشگاه‌هاي مترقي وپيشرفته دنيا
امروزه در دانشگاه هاي مترقي كشورهاي پيشرفته،مهارت در روابط عمومي براي به كارگيري ريزه كاري هاي آن در هيئت امناء،مميزه و ساير هيئت ها از ملاك هاي اصلي انتخاب رؤساي دانشگاه ها و دانشكده هاست.دراين دانشگاه ها،مقام مدير روابط عمومي در سطح رييس دانشكده است و به همين دليل،در همه جلسات مهم حضور دارد و از سياست هاي دانشگاه و مسايل حاكم برآن كاملاً مطلع مي باشد .
همچنين انجمن روابط عمومي كالج ها كه در مه 1946در آمريكا ايجاد شد به تنظيم برنامه هاي روابط عمومي در دانشگاه ها و موسسات آموزشي مي پردازد.اين انجمن در حال حاضر بيش از دويست هزار عضو دارد و اعضاي آن،در جمع آوري كمك هاي مردمي تخصص و مهارت دارند.
نمونه‌هاي مذكور،روشنگر اهميت نقش و برنامه هاي روابط عمومي براي حل مشكلات اساسي و دانشگاه ها است.روزافزون بودن داوطلبان ورود به دانشگاه ، فقدان تسهيلات و بودجه كافي و مشكل جذب هيات علمي صلاحيت‌دار ،استمداد از برنامه هاي روابط عمومي را گسترش داده است.همچنين احداث بناها و ساختمان هاي بيشتر،تهيه تجهيزات آزمايشگاهي وساير امكانات مورد نياز،واز همه مهم تر ،موجه ساختن دانشگاه در افكار عمومي،اين اهميت را دوچندان كرده است .
روابط عمومي به عنوان نظام
سال‌هاست كه دانشجويان براين باورند كه فقدان يك ساختار نظري و فكري كامل، مانع بزرگي براي توسعه روابط عمومي به عنوان يك شغل بوده است.بدون اين ساختار پيوسته،هيچ چارچوب كاري مشخص براي سازمان‌ها و تكميل كردن پاره اي فعاليت ها و اهداف روابط عمومي وجود ندارد. با اين حال حرفه اي بودن آن مستلزم دانش نظري جامع مي باشد.
تعريف اساسي ما از روابط عمومي در دور نماي سيستم هايي نهفته است كه درآن، وابستگي و ارتباط متقابلي ميان سازمان و امور عمومي كه سازمان با آن در تماس مي باشد ، برقرار كند.به عنوان مثال ، دانشگاه بخشي از سيستم و نظام است كه از تعدادي امور عمومي نظير دانش آموختگان،خيرين،همسايگان،كاركنان ،مشاورين و معلمين دبيرستان ها و ساير دانشگاه هاي منطقه تشكيل شده است و حتي ساده‌ترين تعريف از سيستم – كه مجموعه اي از قسمت هاي مرتبط به هم مي باشد– اين دورنما را نشان مي دهند و دراين جا تعريف ذيل به طور كامل و بهتر به تحليل ما كمك مي كند:يك سيستم مجموعه اي از واحدهاي متداخل است كه در طي مدت زمان خاص با پاسخگويي و جرح و تعديل به وجود آمده اند تا فشارهاي محيط را به منظور دست يابي به هدف تغيير دهند.
منظور از مجموعه اي از واحدهاي متداخل در روابط عمومي عبارتست از سازمان و روابط سازماني كه ارتباطاتش پيوسته در حال و آينده ادامه دارد كه دراين ارتباطات تاثير متقابل خواهند داشت و دريكديگر نفوذ مي نمايند.
اين اصل را مي توان با مقايسه همگان دانشگاه كه از يك طرف شامل پذيرش دانشجو و از طرف ديگر شامل افزايش سرمايه و پول مي شود ،نشان داد . فعاليت پذيرش دانشجو شامل توده دانش آموزان دبيرستان،والدين آن ها،مشاورين مدرسه ، دانش آموزاني كه به تدريج در دانشگاه ثبت نام نموده اند و فارغ التحصيل مي شوند . البته ، دانشگاه تمايل دارد تا دانشجويان را از يك منطقه خاص يا بخشي از افراد جامعه جذب كند و در نتيجه برنامه ريزان،«قلمرو»جغرافيايي و اجتماعي را طوري مشخص مي كنند كه فرايند پذيرش،اصل محدوده سيستم را مشخص نمايد . به دانشگاه مي توان به عنوان يك عنصر«سيستم»مداخله گر واحدهاي اجتماعي نگريست كه با ثبت نام دانشجويان در ارتباط است .
با اين وجود ،بيشترين وابستگي بين سازمان ها و روابط آن ها،فراتر از يك دوره عمليات ويژه است.در نتيجه ،اين وابستگي ها بايد درك وسيع تر از برنامه كلي روابط عمومي دانشگاه مورد بررسي قرار گيرد.باز براين نكته تكيه مي كنيم كه در وراي سيستم،هدف هر موقعيت و برنامه بايد به طور ويژه تعريف شود .اين جاست كه تلاش هاي روابط عمومي قسمتي از پيشنهاد سازمان ودانشگاه محسوب مي گردد.
ويژگي هاي جديد روابط عمومي
1- تخصصي شدن
2- خصوصي شدن
3- ديجيتالي شدن
عرصه روابط عمومي در كشورهاي پيشرفته بسيار گسترش يافته و هرروز بيش از پيش شاهد وسيع و گسترده تر شدن اين عرصه در سرتاسر جهان هستيم.مساله مهم ديگر، تخصصي شدن فعاليت هاي روابط عمومي در حوزه كاركردي است و اين امر اهميت هنر هشتم را در تحقق اهداف راهبردي دانشگاه مضاعف ساخته است ،از سال 1969،تعداد 850شركت خصوصي و موسسه مشاوره اي از 24كشور دنيا با بيش از 35000نفر كارشناس و متخصص روابط عمومي سازماندهي شدند.اين مجموعه موسسات براي حفظ منافع حرفه اي و صنفي اعضاي خود،كميته بين المللي انجمن هاي مشاوره اي روابط عمومي را تحت عنوان ICCOتشكيل داده اند كه شامل هيات مديره ،دبيرخانه،گروه هاي اجرايي و به ويژه بخش رويداد و خبر است.
با ظهور فناوري الكترونيك،روند ديجيتالي شدن اين شركت ها سرعت بيشتري پيدا كرد واين تحول بنيادين نفش روابط عمومي را حساس تر و حياتي تر كرد.گسترش كاربرد رسانه هاي الكترونيكي، به عنوان مهم ترين،سريع ترين و تاثيرگذارترين ابزار در اختيار اين حرفه ،توانسته است رابطه موجود بين دانشگاه و جامعه،دانشجويان ، كاركنان ، استادان و اولياي دانشجويان را تغيير دهد و نيازهاي جديدي در حوزه روابط عمومي پديد آورد و نيز نقش متخصصان اين حرفه را ارتقاء دهد وبه مرور از هزينه هاي جاري بكاهد.
طي يك نظرسنجي عمومي كه به وسيله انجمن روابط عمومي آمريكا(PRSA)انجام شده است،بيش از 90درصد از متخصصان روابط عمومي از رايانه‌هاي شخصي استفاده مي‌كنند. امروزه درايران،موسسات و سازمان ها با راه اندازي سايت و وبلاگ،ديد گاه هاي خود را به روز در اختيار مخاطبان قرار مي‌دهند.در بين دانشگاه ها ،دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي اولين دانشگاهي بود كه به راه اندازي وبلاگ اقدام كرد .
وبلاگ ها اين امكان را براي روابط عمومي دانشگاه ها فراهم مي كنند كه در مدت زماني كوتاه و بدون پرداختن هيچ هزينه اي،اطلاعات مورد نياز مخاطبان خود را تامين كنند. دراين فرايند،فعاليت هاي ارتباطي غناي بيشتري دارند و پيام ها نيز از اثر بخشي فراگيرتري برخوردار خواهند شد.
پيامد اين موقعيت،شرايطي فراهم خواهد ساخت كه دست اندركاران فعاليت هاي روابط عمومي در دانشگاه،در تعامل بيشتري با مخاطبان درون و برون سازماني قرار گيرند.
به گفته جيمز.جي.ميلر، نظريه پرداز سيستم ها،روابط عمومي دريك نظام زنده و پويا منعكس كننده محيط هاي دانشگاه است .قدرت يك روابط عمومي براي انطباق و سازگاري با شرايط جديد به اهميت و جايگاه آن در دانشگاه بستگي دارد .
جايگاه و قدرت روابط عمومي در نظام دانشگاهي پويا به شرح زير است :
1- ميزان تصادم يا رقابت عوامل بيروني دانشگاه نوعاً به مقدار ارتباط با آن ها بستگي دارد.( به عنوان مثال دولت،گروه هاي فشار ،و …)
2- ميزان وابستگي به حمايت و وحدت داخلي
3- ميزاني كه درآن محيط،اختيارات روابط عمومي به طور معقولانه تعريف شده است .بنابراين نسبت بين اين اختيارات و مسووليت ها بايد به گونه‌اي نتيجه بخش وتاثير گذار باشد .
4- اندازه ساختار دانشگاه، توجه به بازخوردها و ملحوظ كردن آن در تصميم گيري ها و برنامه ريزي ها،زمينه هاي مفيدي براي تحليل بيشتر عملكرد سيستم هاي دانشگاهي و روابط عمومي به وجود مي‌آورد .
مخاطبان روابط عمومي در دانشگاه
روابط عمومي دانشگاه ها از نظر نوع و ميزان ارتباطات با محيط داخلي و خارجي قابل طبقه بندي‌اند.اين ارتباط تا حد زيادي از دانشجويان شروع و در نهايت به فارغ التحصيلان و مخاطبان عام دانشگاه ختم مي شود . از طرف ديگر،روابط عمومي دانشگاه با دانشجويان،استادان،كاركنان،اولياي دانشجويان،خيرين،گروه هاي محلي و ملي و فارغ التحصيلان ارتباط دارد .
الف – دانشجويان و اولياي آنان:آموزش عالي و دانشگاه به دانشجو مي آموزد كه زندگي پرثمر و پرنشاط و فعالي داشته باشد.اگر دانشجو اين مهم را درك نكند از تحصيلات دانشگاهي سودي نخواهد برد.روابط عمومي مي تواند در اين زمينه كمك شاياني بكند و حقيقت آموزش عالي را براي دانشجويان و اولياي آنان تشريح و تبيين كند :
1- توجه به دانشجو:دانشجو داراي روحيه ظريف و حساسي است و به همين دليل، بخشي از وظايف دورن سازماني روابط عمومي بايد به اين مساله سوق داده شود. شواهد نشان مي دهد هرچه توجه به دانشجو وتوانمندي هاي آن در دانشگاه بيشتر باشد ثمردهي آن نيز به همان ميزان بيشترخواهد بود.
2- ايجاد حسن مسووليت:يكي از وظايف روابط عمومي در دانشگاه،ايجاد حس مسووليت دردانشجو است.كارشناسان تعليم و تربيت توصيه مي كنند كه بهترين راه ايجاد مسووليت در دانشجويان،شركت دادن آن ها در بعضي از امور دانشگاه است مانند برگزاري مراسم و گردهمايي ها وتشكيل گروه هاي داوطلبانه از اموري است كه روابط عمومي يك دانشگاه مي‌تواند روي آن،برنامه ريزي كند.
بنابراين روابط عمومي بايد كمك كند كه دانشجويان دردوران تحصيل خود،از امكانات وتسهيلات دانشگاه به نحو احسن استفاده كنند.مزيت فراهم كردن چنين بستري ، آماده كردن دانشجو براي ورود به محيط اجتماعي،تقويت اعتماد به نفس و ايجاد حسن مسووليت در قبال جامعه و ثمردهي فعاليت هاي دانشگاهي است .
3- جلب حسن نيت:شايد اولين وظيفه روابط عمومي براي ايجاد مسووليت در دانشجو ، جلب حسن نيت آن نسبت به دانشگاه باشد.براي اين كه تازماني حسن نيت دانشجو نسبت به دانشگاه و عملكرد مسوولين جلب نشود عملاً راه ورود دانشجو به عرصه فعاليت ها در دانشگاه بسته مي شود و اين،آغاز انحراف و تباه شدن استعدادهاي دانشجويي است و در ضمن،دانشگاه نخواهد توانست از اين استعدادها – چه در دوران تحصيل و چه بعد از فارغ التحصيل شدن – به نحو موثر و بهينه استفاده كند.در نتيجه،دانشگاه متضرر خواهد شد .
4- جلب توجه اولياء:اولياي دانشجويان ، هسته مركزي حمايت از دانشگاه محسوب مي شوند. روابط عمومي با توجه به علاقه اي كه اولياي دانشجويان به پيشرفت و اعتبار دانشگاه و به تبع آن دانشجويان دارند از وجود اين علاقه طبيعي مي تواند استفاده كند و با برنامه ريزي ،آن ها را به حاميان پرشور دانشگاه مبدل نمايد .
در بسياري از دانشگاه هاي خارج كشور، رييس دانشگاه در ايام آخر هفته شخصاً نامه هايي به اولياي عده اي از دانشجويان مي نويسد و آن ها را در جريان كارهاي دانشگاه و امور مربوط به فرزندان شان قرار مي‌دهد.
امروزه به مدد فناوري اطلاعات و اينترنت و از همه بالاتر،وبلاگ ها مي توان به طور مؤثر با گروه هاي مختلف دانشجويي و همچنين والدين آن ها ، ارتباط مستمر برقرار كرد . در حال حاضر حتي مستبدترين حاكمان با ايجاد سايت و وبلاگ با منتقدان خود ارتباط برقرار كرده اند.دانشگاه بركلي تنها دانشگاهي است كه در جهان به دنبال عمومي كردن پديده وبلاگ نويسي است.همچنين رييس يك دانشگاه و دانشكده با ايجاد وبلاگ مي تواند از نقطه نظرات والدين دانشجويان نيز مطلع شود.به عنوان مثال، از زماني كه وبلاگ روابط عمومي دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي راه اندازي شد با نظراتي از گروه هاي مختلف دانشگاه مواجه مي شويم كه مي تواند در برنامه ريزي مورد توجه قرار گيرد.چون در فضاي مجازي،مخاطبان راحت تر مي توانند نظرات خود را پيرامون مسايل دانشگاه مطرح نمايند بدون اين كه شناخته شوند.
ب –استادان و كاركنان دانشگاه:حسن شهرت دانشگاه بستگي به حسن شهرت استادان و كاركنان آن دارد.ايجاد روح روابط عمومي در استادان و كاركنان و كمك به استادان در انجام تحقيقات سودمند، توليد اخبار و انعكاس نوآوري هاي استادان در سطوح ملي و بين المللي از وظايف روابط عمومي است .
همچنين هريك از استادان و كاركنان مي توانند با استفاده از فنون روابط عمومي،به ايجاد يك محيط پرنشاط در محيط دانشگاه كمك نمايند.راهنمايي هاي استادان به دانشجويان در عرصه هاي مختلف دانشگاه،يكي از اين وظايف است و همه اين عوامل به اعتلاي نام دانشگاه و پيشرفت آن مي انجامد .
نكته مهم اين است كه همه اين افراد بايد از خط مشي ها و برنامه ها و مقاصد و مشكلات دانشگاه اطلاعات كافي و وافي داشته باشند و اين امر ايجاب مي كند كه روابط عمومي داخلي دانشگاه بايد خيلي قوي و فعال باشد و برنامه هاي مداومي براي مطلع ساختن اين گروه ها تنظيم و اجرا نمايد.به كليه استادان و كاركنان دانشگاه بايد مدام ياد آوري شود كه ازلحاظ روابط عمومي مسووليت خطيري به عهده دارند .
اما پرسشي كه مطرح مي‌شود اين است كه آيا روابط عمومي به چنين اطلاعاتي دسترسي دارد تا آن ها رادر اختيار استادان و كاركنان دانشگاه قرار دهد يا خير ؟متاسفانه پاسخ آن،«نه بزرگ»است.
لهذا با توجه به موارد مذكور ، چنين به نظر مي رسد تا روابط عمومي در اداره دانشگاه،حضور مؤثر و فعال نداشته باشد و مدير روابط عمومي در جريان سياست هاي ريز و درشت دانشگاه قرار نگيرد برقراري ارتباط با استادان و كاركنان از طريق قراردادن اطلاعات و خط مشي هاي حاكم بر دانشگاه،ميسر نخواهد شد و درنتيجه، پيشرفت وتعالي مورد نظر اتقاق نمي افتد.
پس روابط عمومي با حسن تدبير و برنامه ريزي مي تواند از اين فرصت استفاده كند و يا اين چالش را به نحو مقتضي به فرصت تبديل كند و روحيه مشاركت جويي را در جامعه دانشگاهي و در تمامي سطوح تصميم گيري گسترش دهد وزمينه را براي اصلاحات واقعي و قانوني هدفمند در ساختار مديريتي و تصميم گيري دانشگاه ها فراهم سازد .
ج –فارغ التحصيلان دانشگاه : ارتباط دانشگاه و فارع التحصيل بايد در حين تحصيل ايجاد شود.ايجاد انجمن فارغ التحصيلان كه حتي در بعضي دانشگاه هاي بزرگ وجود خارجي ندارد –مي تواند در توسعه برنامه هاي دانشگاه مؤثر باشد.ارتباط روابط عمومي با فارغ التحصيلان براي جلب حمايت آن ها نسبت به دانشگاه امري الزامي و اجتناب ناپذير است. جلب حمايت فارغ التحصيلان به سه صورت زير ممكن مي‌باشد :
1- جلب كمك هاي مالي
2- نظرات مشورتي
3- حفظ وفاداري آن ها به دانشگاه
دانشگاه هاي صنعتي شريف و علم و صنعت،دراين زمينه موفقيت هاي چشمگيري به دست آورده اند.دانشگاه علم و صنعت با انتشار يك فصلنامه با نام« ايامي »به تعميق اين ارتباط كمك مي كند ودر هرشماره،به معرفي تعدادي از فارغ التحصيلان دانشگاه ها،سمت فعلي و تخصصي آن ها و راه هاي كمك به دانشگاه مي پردازد كه درنوع خود كم نظير است .
د- توده عظيم دانش آموزان دبيرستان ها و والدين آن ها:يكي از وظايف روابط عمومي،جلب نخبگان دبيرستان ها و والدين آن ها براي ورود به دانشگاه است . روابط عمومي با برنامه ريزي درطول سال مي تواند به جذب دانش آموزان نخبه دبيرستان ها بپردازد.يكي از اين فرصت ها ،هفته پژوهش است.دراين هفته روابط عمومي بايد عضو مؤثر و اصلي ستاد برگزاري مراسم هفته پژوهش باشد در غيراين صورت اهداف پيش بيني شده تحقق پيدا نمي كند.يكي از برنامه هايي كه خوشبختانه در هفته پژوهش به طور محدود برگزار مي شود اعلان درهاي باز در يك روز براي بازديد دانش آموزان و والدين آن ها و همچنين گروه هاي خيّر از بخش هاي مختلف دانشگاه مي باشد.
همچنين اجراي طرح«آشنا سازي دانش آموزان دبيرستان ها و والدين آن ها با توانمندي ها،امكانات و فعاليت هاي پژوهشي و علمي دانشگاه»،يكي ديگر از وظايف روابط عمومي ها ست .
بي ترديد اتخاذ تصميمي قاطع در جهت تدوين و اجراي طرح«آشناسازي دانش آموزان دبيرستان ها با توان مندي ها ، امكانات و فعاليت هاي علمي پژوهشي دانشگاه»،زمينه را براي ايجاد بستر و زمينه مناسب سرمايه گذاري معنوي و فكري فراهم مي آورد و به همين لحاظ جاي دارد ستادي براي تدوين الگوي مورد نظر تشكيل گردد تا طرح مذكور ماهيت اجرايي و عملي به خود بگيرد.
آن چه دراين طرح بايد محور كارواقع شده آشنايي دانش آموزن و والدين آن ها با امكانات و توان مندي هاي دانشگاه است.پس نبود يك ارتباط منظم،مستمر ومؤثربين دبيرستان ها و دانشگاه ها،يكي از مهم ترين مشكلات بخش آموزش كشور است كه تاكنون در برنامه ريزي ها مورد توجه قرار نگرفته است.
كاهش هزينه هاي چاپ آگهي،جذب بيشتر دانش آموزان ممتاز،معرفي دانشگاه ، تدوين يك الگوي جامع براي تعميم به دانشگاه هاي سراسر كشور و گنجاندن طرح معرفي دانشگاه در مباحث درسي و كتاب هاي مقاطع مختلف تحصيلي از دستاوردهاي اين طرح تلقي مي شود كه چه بسا در نگاه اوليه، تحقق اين اهداف محسوس نيز نباشد .
اطلاع شناسي، اطلاع يابي واطلاع رساني
يكي از وظايف بنيادين و اصلي روابط عمومي در هردانشگاه اطلاع‌شناسي، اطلاع‌يابي واطلاع رساني است.اطلاع رساني در دانشگاه دو وجه دارد :
1-اطلاع رساني عمومي:تبيين وتعيين اهميت و اولويت ارتباط با رسانه هاي جمعي براساس ميزان مخاطب،تيراژ و جذابيت در سطح مركز و همكاري با نشريات استاني درسطح استان،توجه بيشتر به صفحات ثابت و پرخواننده روزنامه هاي پرتيراژ و همكاري با مطبوعات تخصصي از جمله سياست هاي عمومي اطلاع رساني در سطح دانشگاه ها ست.
2- اطلاع رساني توسعه اي:خارج شدن از سياست صرف اطلاع رساني به رسانه ها و حركت به سمت توليد اخبار توسعه اي و تفاسير عمقي تر از ماهيت و عملكرد مجموعه دانشگاه و شناساندن و انعكاس فعاليت هاي علمي استادان و اعضاي هيئت علمي يك از وظايف اصلي روابط عمومي در مؤسسات آموزشي و پژوهشي است .
البته اين يك روي سكه است و روي ديگر سكه،مطبوعات هستند كه متاسفانه دراين زمينه همكاري نمي كنند.

نارسايي هاي روابط عمومي در دانشگاه
1- ساختار نيروي انساني:نيروي انساني روابط عمومي در دانشگاه،فارغ از اين كه فاقد تخصص است،از فعاليت و جنب و جوش كافي برخوردار نيست و حساسيت كار در روابط عمومي را درك
نمي كند.
2- فقدان بودجه:وضعيت بودجه روابط عمومي در دانشگاه معلوم نيست و مدير روابط عمومي براي برنامه ريزي و سازماندهي امور و تجهيز امكانات خود مرتب بايد دست گدايي دراز كند.عدم تخصيص به موقع بودجه براي برنامه‌ريزي واجراي آن ، سبب بروز پاره اي از مشكلات اساسي
مي شود كه معمولاً خود را در عرصه عمل نشا ن مي دهد .
3- فقر ابزاري:فقر ابزاري و امكانات در دانشگاه نمود بارزي دارد.روابط عمومي در دانشگاه حتي مجهز به امكانات اوليه نيست چه برسد به فناوري هاي نوين كه مي تواند تحول اساسي در فعاليت هاي روابط عمومي ايجاد كند .
4- ناتواني در توليد اخبار توسعه اي:بسياري از واحدهاي روابط عمومي در دانشگاه به دليل فقدان نيروي انساني متخصص از توليد اخبار توسعه اي صرف نظر مي كنند و تنها به انتشار اخبار كليشه اي بسنده مي كنند.فقدان نظام ارتباطي و تبليغاتي شفاف خود به خود اين ناتواني را مضاعف كرده است .
5- پايين بودن جايگاه روابط عمومي:جايگاه روابط عمومي در دانشگاه محلي از اعراب ندارد . همچنين دخالت واحدهاي غير مسوول در فعاليت هاي روابط عمومي و عدم برخورد قاطع با آن،سبب شده است كه روابط عمومي در جايگاه نازلي قرار گيرد. درحال حاضر همان‌طور كه يادآوري شد در دانشگاه هاي مترقي و پيشرفته جهان ، مقام مدير روابط عمومي دررديف رييس دانشكد ه است .
6- وجود مراكز و مجاري متعدد تصميم گيري و اجرا در مسايل فرهنگي دانشگاه : همان طور كه مي دانيد بخشي از فعاليت هاي روابط عمومي دردانشگاه،فرهنگ سازي است.سياست هاي موازي و بعضاً ناهماهنگ و نيز تعدد مراكز تصميم گيري در امور فرهنگي دانشگاه ها در داخل و خارج آن ها از جمله عوامل مؤثر در وضعيت كنوني روابط عمومي ها در دانشگاه هاست .
7- نا كارآمدي شيوه هاي رايج فرهنگي و تبليغي:يكنواختي روش هاي تبليغاتي و فرهنگي عملاً به نوعي رويگرداني و حتي گريز قشرهاي دانشگاهي از برنامه هاي رسمي روابط عمومي منجر شده است.
8- شكل گيري تشكل هاي دانشجويي و كاهش نقش حمايتي مديران از روابط عمومي ها:در قالب برخي سياست ها ، به تدريج وجه حمايتي مديران دانشگاه از روابط عمومي كاسته شده و در كنار آن،تشكل هاي دانشجويي و رسمي جديد مورد حمايت قرار گرفتند.
9 – بي توجهي به فناوري اطلاعات:روابط عمومي‌ها در دانشگاه ها نسبت به فناوري اطلاعات بي توجه هستند و بسياري از مديران،كاركردن با رايانه و اينترنت را بلد نيستند.همين امر سبب شده كه روابط عمومي در دانشگاه نتواند از اينترنت و فناوري جديد به نحو احسن استفاده كند.
10- نگرش برخي مديران دانشگاه ها نسبت به روابط عمومي،يك نگرشي ابزاري است كه روابط عمومي تنها در مواقع بحران اهميت پيدا مي كند.از نظر برخي مديران دانشگاه ها،روابط عمومي يك كپسول آتش نشاني است كه تنها در مواقع آتش سوزي بايد از آن استفاده كرد.
11- دفاع و توجيه گر عملكرد:بسياري از روابط عمومي ها به توجيه عملكرد مديران و روساي دانشگاه ها اشتغال دارند و همين امر سبب شد كه روابط عمومي به دروغ گويي متهم شود.
12- عدم توجه به آموزش مستمر:معمولاً روابط عمومي‌ها در دانشگاه توجه خاصي به آموزش مستمر براي بروز كردن اطلاعات تخصصي ندارند و يا اگر هم چنين تمايلي وجود داشته باشد،بودجه لازم در اختيار آن ها گذاشته نمي شود .
13- بي توجهي به استانداردهاي شغلي و حرفه اي و اخلاقي:يكي از مواردي كه به وفور در فعاليت هاي روابط عمومي در دانشگاه ها به چشم مي خورد عدم پاي بندي به اصول اخلاقي و استانداردهاي شغلي و حرفه اي است.به همين دليل كارگزاران روابط عمومي در موقعيت هاي دشوار و آزار دهنده قرار دارند و ميان برزخ عدم رعايت اصول اخلاقي و فقدان امنيت شغلي دست وپا مي زنند وبه قول معروف نه راه پيش دارند و نه را پس .
تعهدات كارشناس روابط عمومي دانشگاه
1- نسبت به اصول اخلاقي و مقررات حرفه اي روابط عمومي:كارشناس روابط عمومي بايد نسبت به تحقق فلسفه واقعي روابط عمومي حساس باشد و بداندعلاوه بر مسووليت حرفه اي و شغلي،داراي مسووليت اجتماعي نيز هست كه نبايد از آن تخطئي كند .
2- نسبت به مجموعه دانشگا ه كه مخاطبان اصلي و مستقيم هستند.همان طور كه پيشتر توضيح داده شد عرصه هاي كاري روابط عمومي دريك موسسه آموزشي خيلي وسيع است.در واقع روابط عمومي درون دانشگاهي يك روابط عمومي بسيار پيچيده ، حساس و پرماجراست كه حساسيت خاصي را مي طلبد.يعني يك كارشناس روابط عمومي علاوه بر اين كه بايد داراي شم حرفه اي باشد با محيط دانشگا ه و روحيه حساس دانشجو ونحوه تعامل با نهادها دانشجويي و فرهنگي وطرز برخورد با ايشان نيز آشنا باشد.همچنين در روابط عمومي درون دانشگاهي، كارشناس روابط عمومي باگروه حساس و با اهميت ديگري در ارتباط است كه استادان نام دارند.استادان يكي از مخاطبان روابط عمومي دانشگاه‌هاست كه راضي كردن آن‌ها به مراتب دشوار ومشكل است.مخاطب ديگر ،اولياي دانشجويان است و كارشناس روابط عمومي با اين گروه هم سروكار دارد .
3-نسبت به افكار و مخاطبان برون سازماني:نقش روابط عمومي دراين زمينه هم حساس است.روابط عمومي در هرسازماني موظف است از تخصص خود به نفع مردم استفاده كند چرا كه روابط عمومي برچنين اساس و مبنايي شكل گرفته است.لهذا روابط عمومي هاي دانشگاه ها در انجام فعاليت هاي خود بايد به نيازها و درخواست هاي اجتماعي توجه داشته باشند .
4- نسبت به دانشگاه:پاي بندي روابط عمومي به اصول واهداف سازمان در راستاي پاي بندي و مراعات اصول حرفه اي و اخلاقي هنرهشتم قرار دارد.كارشناس روابط عمومي در برنامه ريزي فقط و فقط بايد اهداف و سياست هاي وجودي سازمان را مدنظر داشته باشد نه اين كه مدافع اميال شخصي مديرسازمان و يا رييس دانشگا ه باشد.متاسفانه امروز منافع فردي شخص مدير با اهداف و سياست هاي دانشگاه خلط و مبهم شده است و اين امر باعث گرديده كه روابط عمومي نتواند بستر و زمينه لازم براي تحقق اهداف وجودي سازمان فراهم كند .
5- نسبت به همكاران:كارشناس روابط عمومي بايد شان حرفه اي همكاران خود را مراعات كند و در موقع لزوم و تخطئي از ضوابط حرفه اي،انتقاد بكند.جيمز گرونيك دراين باره چنين مي گويد:« اگر چه بسياري از كاركنان روابط عمومي ، معمولاً انتقاد علني از يكديگر را خلاف اخلاق حرفه اي تلقي مي كنند،اما بيشتر وقت ها لازم است كه براي اجراي تعهدات ناشي از اخلاق حرفه اي اين موضوع مطرح شود .
چه بايد كرد
الف:نظريه هاي عمل گرايانه و كل نگرانه
تعالي و پيشرفت روابط عمومي در دانشگاه،مستلزم بازنگري در ساختار و عملكرد آن در وضعيت فعلي،مطالعه و بررسي مسايل و مشكلات موجود،تحليل و تبيين تنگناها و امكانات و نيازها و از همه مهم تر،ايجاد مناسبات نوين است .
عواملي كه در توسعه يافتگي و يا عدم توسعه نيافتگي روابط عمومي دانشگاه نقش داشته به شرح زير مي باشد :
1- فاصله مديريت( قدرت ):هرچه فاصله مديريت با روابط عمومي بيشتر باشد امر ونهي ها بيشتر و دستورات از بالا صادر مي شود كه براي كارگزاران روابط عمومي لازم اجرا است.وقتي فاصله مديريت با روابط عمومي كم باشد پرسشگري و پاسخگويي رواج پيدا مي كند .
2- درجه گريز از اطمينان:هرچه عدم اطمينان بين مديريت و روابط عمومي كمترباشد به همان نسبت،كار راحت تر و تصميم گيري آسان تر صورت مي‌گيرد.
3- فردگرايي يا جمع گرايي:هرچه دريك دانشگاه واداره روابط عمومي فردگرايي بيشتر باشد افراد براساس خواسته ها و نيازهاي خود عمل مي كنند.در چنين سيستمي،اين افراد هستند كه تصميم‌گيري مي كنند.ولي در جمع گرايي،عمل افراد براساس علايق و منافع جمعي انجام مي شود.
4- خرد ورزي در برابر عاطفه گرايي:( شايسته سالاري در برابر خويشاوند سالاري): اگر در دانشگاه فرهنگ خرد ورزي،شايسته سالاري ،پرسشگري و پاسخگويي حاكم باشد بيشتر بر اساس عقل و معيارهاي محكم علمي و حرفه اي عمل مي شود.
مولفه هاي چهارگانه فوق نشان مي دهد كه سازماندهي كليه فعاليت هاي روابط عمومي و ايجاد بستر مناسب براي توسعه يافتگي آن،مستلزم كم شدن فاصله مديريت ،اطمينان بيشتر ،جمع گرايي،خردورزي،شايسته سالاري و نهادينه كردن فرهنگ پرسشگري و پاسخگويي است.
ب- راه كارهاي عملي
1-توجه به ضرورت افزايش اهميت نقش روابط عمومي:فضاي عمومي روابط عمومي در دانشگاه عمدتاً درسطوحي خاص به غير حرفه اي شدن آن منجر گرديده است.از آثار و تبليغات غير حرفه اي شدن روابط عمومي در دانشگاه هاي كشور ، نازل ماندن جايگاه اين حرفه، افزايش جو بي تفاوتي كارگزاران روابط عمومي،بروز رفتارهاي غير اخلاقي و مغاير و افزايش روند سطحي شدن فعاليت هاي روابط عمومي است.اين امر مي بايد به عنوان يكي از عوامل مهم بروز گرايش هاي متفاوت مديران و كارگزاران روابط عمومي در قياس با مطالبات و انتظارات مخاطبان از
آن ها و احترام به استانداردهاي حرفه اي و اخلاقي مورد توجه جدي قرار گيرد. كارگزاري كه سطح آگاهي او از خط مشي ها وسياست هاي دانشگاه وتماس و مشاركتش در امور مربوط به خود از طريق پرسش و پاسخ نسبت به مسايل اصلي دانشگاه كاهش يافته باشد به طور طبيعي از ميزان همدلي و همگامي كمتري با اين سياست ها برخوردار خواهد بود.از اين رو تاكيد مي شود بارويكردي حرفه اي و واقعي و اثباتي با روابط عمومي و اهميت روز افزون آن در تحقق اهداف مورد نظرو افزايش ميزان مشاركت كارگزاران در برنامه ريزي ها وسياست گذاري هاي دانشگاه ها استقبال گردد و همراهي ايشان در همه امور مدنظر قرار گيرد و طبيعتاً دراين راه بايد فرصت تجربه،آزمون و خطا نيز لحاظ گردد.
2- توجه به اصول اخلاقي و شغلي:تجربه ثابت نموده است كه بين عدم پاي بندي به اصول و مقررات اخلاقي و حرفه اي و كاهش اهميت نقش روابط عمومي در دانشگاه ها رابطه مستقيم وجود دارد.
3- توجه به بازتاب منفي كنترل كارگزاران روابط عمومي و دولتي كردن روابط عمومي در دانشگاه: تجربه ثابت كرده است كه كنترل بي حد وحصر كارگزاران روابط عمومي نه تنها تاثير مثبتي نخواهد داشت بلكه زمينه را براي بي تفاوت شدن و بي انگيزگي آن ها و سوء استفاده جريانات موازي در دانشگاه به طور جدي فراهم خواهد كرد . برخورد اصولي ايجاب مي كند كه در فضاي منطقي و يا حفظ وجهه حرفه اي روابط عمومي،تحمل شنيدن انتقادات صحيح و پاسخگويي و پرسشگري و ايجاد نظام ارتباطي شفاف را در محيط دانشگاه ها به وجود آوريم .
4- كارآمد كردن برنامه ها و فعاليت هاي روابط عمومي:شرايط امروز روابط عمومي در دانشگاه ها بيانگر ناكارآمدي هاي آن در اجراي برنامه ها وفعاليت هاست.
وظيفه حساس روابط عمومي در دانشگاه ها،مارا ملزم مي كند كه با اجراي برنامه هاي مختلف ، دانشگاه ها را در حل مشكلات روز افزون ناشي از تنگناهاي مالي و تحهيزاتي مدد رسان باشيم و با تلاش مضاعف و احساس مسووليت،بستر تعالي و پيشرفت موسسات آموزشي و پژوهشي را فراهم سازيم .
5- ضرورت حمايت از برنامه ها و فعاليت هاي روابط عمومي:با توجه به اهميت روزافزون روابط عمومي ها و مشكلات مهمي كه دامنگير دانشگاه‌ها مي باشد ايجاب مي كند كه مديران و مسوولان از برنامه‌ها وفعاليت هاي روابط عمومي حمايت جدي كنند.« هرمن ولز »رييس سابق دانشگاه« انديانا» در آمريكا مي گويد : يك مشاور روابط عمومي كه به او اعتماد توان كرد براي همكاري خود انتخاب كنيد . چنين مشاوري بايد جرأت و شهامت داشته باشد كه اشتباهات شما را متذكر شود . هيئت آموزشي و دانشجويان مهم ترين گروه هاي يك دانشگاه محسوب مي شوند . وقتي كه آنان به دانشگاه خود علاقه و ايمان داشته باشند علاقه و اشتياق خود را همه جا بازگو خواهند كرد.شيوه مقبول و موجه ساختن يك دانشگاه در افكار عمومي باشيوه فروش اسباب آرايش بانوان يا فروش اتومبيل فرق فاحش دارد.اصول وتكنيكي كه در فروش اسباب آرايشي و اتومبيل به كار مي رود به كار دانشگاه نيايد.»
اين توصيه در كنفرانس كارشناسان آموزش و پرورش آمريكا به عنوان يكي از عوامل
ده گانه بالابردن روحيه هيئت آموزشي در روش آموزش در دانشگاه ها مورد قبول قرار گرفت.
اما حقيقت اين است كه هنوز هم روابط عمومي در همه دانشگاه ها يك امر ضروري تشخيص داده نشده است و هنوز هم عده اي از افراد هيئت آموزشي به فعاليت هاي روابط عمومي بي اعتنا مي باشند و آن رايك تظاهر بي معني مي دانند .
6- توجه به آموزش مستمر كارگزاران روابط عمومي در دانشگاه ها:توجه به آموزش در عرصه فعاليت هاي روابط عمومي،ضرورتي مسلم و حتمي است و تنها به مدد آموزش صحيح و ارتقاي منزلت اجتماعي و سازماني و تخصصي كارگزار روابط عمومي است كه مي توان به زيرساخت هاي يك تصور ايده ال از اين حرفه دست يافت .
البته دراين نبايد ترديد كرد كسي كه به حرفه روابط عمومي روي مي آورد بايدالفباي روابط عمومي را بداند و با ادبيات روابط عمومي و يافته هاي نظري و كاربردي آن آشنايي داشته باشد .
بنابراين برگزاري كلاس‌هاي آموزشي و تهيه نشريات تخصصي براي كارگزاران روابط عمومي موجب بالارفتن دانش و به روز شدن اطلاعات آن ها مي شود و اين امر نتيجتاً به پيشرفت و توسعه دانشگاه نيز كمك خواهد كرد.
7- لزوم تغيير نگرش ابزاري به روابط عمومي و اصلاح جايگاه آن درميان هيئت آموزشي ، دانشجويان و كاركنان دانشگاه ؛ رفتارهاي فاقد مقبوليت حرفه اي در دانشگاه‌ها نسبت به روابط عمومي،باعث تضعيف عملكرد كارگزاران روابط عمومي شده است و آن ها را به ابزار و سيله اي براي تبليغ درآورده است.در هرحال بايد نقش و جايگاه واقعي روابط عمومي را به آن بازگرداند و در عين حال، از تبعات منفي رفتارهاي ابزار گرايانه جلوگيري نمود.
8- احترام به شان تخصصي كارشناسان روابط عمومي:وجه غالب برنامه هاي جاري روابط عمومي،مسايل تخصصي و حرفه اي است،بنابراين بايد با ديدگاهي فرهنگي و حرفه اي بدان نگريسته شود و براي آن ها راه حل هايي متناسب ارايه نمود.
در مسايل پيچيده روابط عمومي با توجه به محيط دانشگاه ها،مقتضيات اجتماعي ، تركيب دانشجويان و اعضاي هيئت علمي و همچنين استانداردهاي اخلاقي و حرفه اي را بايد در نظر گرفت و از اين روباعنايت به اين‌كه مجموعه روابط عمومي ها بيش از هر واحد و نهادي واجد شرايط كارشناسي امور است لهذا بايد به نظرات كارشناسي كارگزاران روابط عمومي به طور جدي توجه كرد.
9- توجه به پيشرفت هاي جهاني روابط عمومي و انتظارات كارگزاران براساس شرايط كنوني دانشگاه ها:با توجه به اين كه روابط عمومي در كشورهاي پيشرفته درمسير تعالي قرار گرفته و جايگاه ويژه اي در معادلات اجتماعي،سياسي ، اقتصادي و فرهنگي پيدا كرده،انتظارات را در جامعه روابط عمومي وتعهداتي را براي مسوولان جامعه و دست اندركاران و متوليان روابط عمومي كشور ايجاد نموده است . مهم ترين اين خواسته ها و مطالبات،افزايش سطح مشاركت،ايجاد فضاي گفت و گو ، افزايش امنيت فكري و حرفه اي،حفظ حرمت كارگزاران روابط عمومي و رعايت آزادي هاي قانوني است و براي پاسخگويي به اين انتظارات بايد تعهدات لازم از سوي مديران دانشگاه ها وروابط عمومي ها انديشيده شود.يكي از آشكارترين پاسخ ها ،افزايش سطح حضور و مشاركت منطقي كارگزاران روابط عمومي در امور مربوط به خود و سياست گذاري ها و برنامه ريزي هاي دانشگاهي است .
10- لزوم پرسشگري و پاسخگويي و افزايش تحمل پذيري مسوولان دانشگاه: فضاي موجود روابط عمومي تحت تاثير فضاي عمومي قرار دارد.اين فضا درصورت برخورد نامناسب و غير معقولانه،بستر مناسبي براي رشد شبهات و شايعات خواهد بود.لذا در فضاي دانشگاه ها ، روابط عمومي بايد باب پرسشگري و پاسخگويي را بگشايد و به سوالات مخاطبان پاسخ بدهد.جوان بودن رشته روابط عمومي در دانشگاه ايجاب مي كند كه مسوولان موسسات آموزشي و پژوهشي با افزايش توان فكري و عملي و برنامه ريزي صحيح و عمل پذيري خود و به مدد برنامه هاي روابط عمومي،شرايط لازم را براي پاسخگويي به نيازهاي مخاطبان ، كاهش آسيب ها ، گذار اين دوره و كسب تجارب لازم را فراهم سازند.
11-اصلاح و تكميل ساختار روابط عمومي:اين اصلاح بايد در چند جنبه و جهت صورت گيرد:
- اصلاح ساختار تشكيلاتي:بررسي تاثير نحوه طراحي و ساختار تشكيلاتي روابط عمومي برفعاليت هاي روابط عمومي و به طور كلي ، دانشگاه سوالي است كه توجه به آن بسيار مهم مي باشد؛معمولاً ساختارها هم بريكديگر اثر مي گذارند و هم از يكديگر تاثير مي پذيرند .
- اصلاح ساختار نيروي انساني:اصلاح ساختار نيروي انساني ازطريق جا به جايي برخي نيروهاي فعلي و استخدام نيروهاي تخصصي جديد ميسر است .
- اصلاح ساختار ابزاري و فيزيكي:تجهيز امكانات و ابزارهاي مورد نياز و سازماندهي فضا براي فعاليت،ارتباط مستقيمي با كيفيت و اجراي صحيح برنامه ها و توزيع بهينه و استقرار مناسب فعاليت هاي روابط عمومي دارد .
- تفكيك مديريت روابط عمومي از مديريت دفتررياست:سپردن دو پست سازماني ، يعني مديريت دفتر رياست و مديريت روابط عمومي به افراد – حتي متخصص – و با آن حيطه كار بسيار وسيع ،اصلاً منطقي نيست.دفتر رياست يك واحد كاملاً اداري است كه اصولاً با ثبت و ضبط نامه‌ها ، تنظيم صورتجلسه ها و برخي امور اداري ديگر سروكار دارد كه هيچ سنخيتي با اداره روابط عمومي كه يك دانش حرفه‌اي و يك نهاد علمي و تخصصي است ندارد.اطلاعات به دست آمده دراين زمينه كه آيا مديران روابط عمومي دانشگاه ها در ايفاي نقش دوگانه خود در پست هاي مديريت دفتر رياست و روابط عمومي موفق بوده اند؟بسيار نوميد كننده و قابل تحمل است .
13-لزوم همنگري درروابط عمومي دانشگاه ها : تفاوت منظر مديران روابط عمومي ومسوولان دانشگاه ها ،تلقي هاي متفاوتي را از دانش روابط عمومي ايجاد كرده است.لذا با نزديك نمودن نگرش ها مي توان به يك وحدت رويه دست پيدا كرد و به عنوان الگو در سطح دانشگاه هاي كشور تعميم داد.براي اين منظور پيشنهاد مي شود كميسيون ويژه اي مركب از مديران روابط عمومي دانشگاه هاي دولتي و غير دولتي،خطوط كلي و سياست گذاري هاي كلان روابط عمومي را تدوين كرده و به تصويب مراجع ذي صلاح برسانند.
14- پيشنهاد ها و راه كارهاي ديگر
- تهيه و تنظيم برنامه هاي كوتاه مدت،ميان مدت و دراز مدت
- مشخص كردن رديف بودجه براي روابط عمومي در كنار ساير رديف ها
- تخصصي كردن فعاليت ها،برنامه‌ها و بهره مندي از نيروهاي متخصص
- تشكيل انجمن روابط عمومي دانشگاه ها و موسسات آموزشي و پژوهشي
- توجه جدي به افكار عمومي درايجاد حركت،اصلاح و جريان سازي امور
- ارايه مشاوره هاي موثر به مديريت دانشگاه
- دفاع از جايگاه روابط عمومي در مقابل دخالت هاي غير مسوولانه واحدها و افراد غير مسوول
- سازماندهي سيستم خبري دانشگاه و تدوين نظام جامع ارتباطي و تبليغي
- تلاش در جهت تغيير نگرش مسوولان نسبت به روابط عمومي وجايگاه و اهميت آن
- همكاري فعال ومستمر با مطبوعات و رسانه ها
- ايجاد تناسب بين مسووليت ها و اختيارات مديران روابط عمومي
منابع و ماخذ
در تهيه اين مقاله،از منابع زير استفاده شده است:
1- اميني،رضا .روابط عمومي.انتشارات دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي
2- باقريان ، مهدي.روابط عمومي در نظام آموزش عالي كشور ، انتشارات دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي.
3- قاسمي ، جواد، نگرشي برخصوصي سازي روابط عمومي.فصلنامه هنرهشتم ، بهار و تابستان1380.
4- وفايي،حسين،روابط عمومي در نظام‌هاي بازوبسته،فصلنامه كارگزار روابط عمومي،زمستان 1382.
5- ويلكاكس/ نولت. ترجمه: باقريان، مهدي. روابط عمومي نوشتاري وتكنيك‌هاي رسانه‌اي. انتشارات بوستان كتاب.
6- جزوه برنامه‌هاي فرهنگي موسسات آموزش عالي، وزارت علوم،تحقيقات وفناوري(1380).
7- جزوه راهبردهاي دانشگاه.دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي.
http://pr.kntu.ac.ir/article-pr

مصاحبه هاي استخدامي و ارتباطات انساني


ماهان يوسفي نژادان

هميشه استخدام براي يك شغل، نيازمند گفت و گوهايي ميان متقاضي شغل و استخدام كننده است. حتي اگر يك كارگر ساده هم بخواهيم استخدام كنيم، نمي توانيم به مهارت و ويژگي هايش پي ببريم مگر با پرسش و سئوالي از او. در واقع يك حال و احوال كردن ساده تا يك سئوال و جواب حرفه اي اطلاعاتي را به استخدام كننده مي دهد كه او را در تصميم گيري و كارگزيني كمك مي كند.
سه اشتباه در مصاحبه هاي استخدامي
از آنجايي كه هيچ دو مصاحبه اي شبيه يكديگر نيستند، آماده شدن براي يك مصاحبه استخدامي بسيار سخت است، اما با تمركز روي معرفي مهارت هاي خود مي توانيد مصاحبه موفقي را پشت سر بگذاريد. شيوه معرفي خود و برقراري ارتباط مناسب با مصاحبه كننده مي تواند نقش مهمتري از آن موضوعي كه بايد درباره آن صحبت شود، ايفا كند. در حقيقت توانايي شما در برقراري ارتباط مناسب با مصاحبه كننده نقش بسزايي در نتيجه مصاحبه دارد. سه مسئله مهم وجود دارد كه بايد به آن توجه كافي كرد و ارزش آن را دارد كه قبل از مصاحبه مقداري از وقت خود را صرف فكر كردن به آنها بكنيد؛ ضعف در ارتباط كلامي، ضعف در ارتباط غيركلامي و ضعف در پرسش كردن همان سه مسئله مهم است.
ضعف در ارتباط غير كلامي
براي آمادگي در اين بخش لازم است هفت دستور العمل زير را مد نظر قرار دهيد.
•راست بايستيد و قوز نكنيد و ارتباط چشمي مناسبي با مصاحبه كننده برقرار كنيد. نگاه كردن به چشم طرف مقابل حاكي از اعتماد به نفس است.
• در ابتداي ورود بخوبي با مصاحبه كننده دست بدهيد. هيچ چيزي بدتر از دست دادن خشك و بي احساس نمي تواند باشد. به طور كلي اولين برخوردها در روند مصاحبه بسيار تاثيرگذار است.
•به طور قائم و كمي روبه جلو بنشينيد. رو به جلو نشستن به معناي جالب بودن گفت وگو و علاقه شما به بحث است، در صورتي كه تكيه دادن به صندلي نشانه بي توجهي و بي علاقگي ست.
•هنگامي كه دست خود را روي دهانتان مي گذاريد و صحبت مي كنيد، مي توان اينگونه تفسير كرد كه شما در حال دروغ گفتن هستيد! پس مراقب باشيد كه در هنگام صحبت دستتان را جلو دهانتان قرار ندهيد.
•دستان مشت شده و گره خورده به هم، نشان دهنده ياس و نااميدي از صحبت ها و نتيجه مصاحبه است. سعي كنيد دستان خود را باز نگه داريد، زيرا نشان دهنده علاقه مندي به جوابگويي و رك بودن است
• دست به سينه ننشينيد، زيرا حالتي تدافعي به خود مي گيريد و ممكن است مصاحبه كننده فكر كند كه چيزي را از او مي خواهيد پنهان كنيد.
• تكاندن لباس و برداشتن كرك و مو از لباس نشان مي دهد كه شما بي علاقه هستيد يا اينكه از صحبت هاي طرف مقابل رضايت نداريد.
به طور كلي از تمام حركاتي كه شما در طول مصاحبه انجام مي دهيد، مصاحبه كننده به طور ناخودآگاه در ذهن خود برداشت كلي از شما به ثبت مي رساند كه در نتيجه پاياني مصاحبه، تاثير بسزايي دارد، البته شما نيز مي توانيد رفتارهاي مصاحبه كننده را زير نظر گرفته تا با درك حالات او بتوانيد تعامل بهتري با وي داشته باشيد.
ضعف در ارتباط كلامي
در اين بخش نيز لازم است چهار دستورالعمل را مورد توجه قرار داده و عمل كنيد.
• مصاحبه كننده هنگامي كه صحبت مي كند در حال دادن اطلاعات به طور مستقيم يا غيرمستقيم به شماست،پس با دقيق گوش كردن سعي در دريافت اين اطلاعات كنيد، زيرا با داشتن اطلاعات بيشتر مي توانيد مصاحبه بهتري را پشت سر بگذاريد. همچنين به طرف مقابل نشان دهيد كه در حال گوش كردن به صحبت هاي او هستيد و سخنان او براي شما مهم است.
• به شيوه و لحن صحبت كردن مصاحبه كننده توجه كنيد و لحن صحبت هاي خود را با او هماهنگ كنيد. لحن و شيوه صحبت كردن هرشخص نشان دهنده درون او و تفكراتش است.
• از ادبيات مناسب استفاده كنيد. صحبت كردن مغرضانه درباره شخصيت هاي مختلف، سن، جنسيت و از اين قبيل مسائل، ممكن است تاثير منفي بر روند مصاحبه بگذارد. مثلا اگر در صحبت هايتان از واژه پيرمرد 50 ساله استفاده كنيد و شخص مصاحبه كننده در همين حدود سن داشته باشد، انتظار قبول شدن در مصاحبه را نداشته باشيد!
• صحبت كردن بيش از حد و دادن اطلاعات بيش از آنچه كه احتياج است مي تواند بسيار مضر باشد. صحبت كردن درباره موضوعاتي همچون مسائل خصوصي، موضوعات سياسي و مشكلات شخصي در مصاحبه جايز نيست. همچنين دادن اطلاعات بيشتر از آنچه كه از شما خواسته شده مي تواند به ضرر شما تمام شود.
ضعف در سئوال كردن
اما پرسش و پرسيدن؛ از قديم هم گفته اند ارزش يك سئوال حسابي و خوب، نيمي از پاسخ آن است ، بنابراين به نكات زير توجه كنيد.
• هنگامي كه از شما سئوال مي شود آيا سئوالي داريد؟ اگر بگوييد نه خير اشتباه ترين جواب را داده ايد!
• همواره در انتهاي مصاحبه سئوالاتي را بپرسيد. اين مسئله نشان دهنده توجه شما به موضوع و شغل مورد نظر است. البته مراقب باشيد سئوالاتي را بپرسيد كه جواب آن قبلا داده نشده باشد.
•پرسيدن سئوال به شما اين فرصت را مي دهد كه علاقه خود را نشان دهيد. بهترين سئوال ها زماني شكل مي گيرد كه به صحبت هاي طرف مقابل بخوبي گوش كرده باشيد.
•سئوال كردن در جريان مصاحبه ( در زمان مناسب) نيز مفيد است. مثلا مي توانيد درباره موضوعي خاص اطلاعات بيشتري را بخواهيد.
•پرسيدن به شما اين امكان را مي دهد تا متوجه شويد آيا اصلا شغل پيشنهادي مناسب شما هست يا خير. با پرسش، شما مي توانيد اطلاعات بيشتري درباره شركت و جايگاه شغل پيشنهادي كسب كنيد.امروزه در بازار كار، رقابت فشرده بوده و پيدا كردن شغل مناسب بسيار مشكل است. با رعايت مواردي كه در بالا ذكر شد مي توانيد شانس خود را در مصاحبه هاي استخدامي بالا ببريد.
همشهري - يكشنبه ۸ آبان ۱۳۸۴ -شماره ۳۸۳۷
http://www.hamshahri.net/

روابط عمومي و ارزش ها

پيش از پرداختن به موضوع ، به چند مقدمه اشاره خواهم كرد ، آنگاه به بحث ارزشها و ضوابط اخلاقي درحوزه روابط عمومي خواهم پرداخت و در پايان چند پيشنهاد تقديم خواهم كرد.
انسان و ارتباطات اجتماعي
برخي از بزرگان و فيلسوفان در تعريف انسان گفته اند : « انسان ، موجودي است اجتماعي و بارزترين نماد شخصيت انسان ، اجتماعي بودن است » چنانچه اين نظريه را هم نپذيريم بي ترديد اجتماعي بودن يكي از وجوه و ابعاد مهم وجودآدمي است و در متن معناي اجتماعي بودن ارتباطات نهفته است .بنابر اين ارتباطات انساني مايه تكامل و تعالي شخصيت انسان است و بنابر بعضي ديدگاهها ، اساس شخصيت انسان را تشكيل مي دهد. از سوي ديگر ارتباطات به دو گونه تقسيم مي شود :
1 ـ ارتباطات ميان فردي 2 ـ ارتباطات گروهي و از جمله ميان نهادها و جامعه .
ارتباطات نوع دوم ، دامنه بسيارگسترده و وسيع دارد و يكي از جلوه هاي مهم ارتباطات گروهي و اجتماعي ، روابط عمومي است ، چه به عنوان « فرايند » ارتباطي كه ميان سازمانها و موسسات و جامعه پديدار مي شود ، چه بعنوان « نهادي » كه بخشي از سازمانها را تشكيل مي دهد.
ارتباطات انساني از نگاه اسلام
در نگاه اسلام ، مساله ارتباطات انساني ، امر بسيار مهمي است و آنقدر بحث ارتباطات انساني و اجتماعي در منطق اسلام جايگاه والا دارد كه در بسياري از نيايش ها و عبادت ها و شعائر و مناسك ديني ، بعد ارتباط انسان با ديگران با بعد ارتباط انسان با خداي خود به شدت درهم آميخته است . اگر كسي به مناسك مهم ديني مانند حج يا نماز نگاه كند ، به خوبي در مي يابد كه چگونه حلقه ارتباط انسان با خداوند با ارتباط انسان باجامعه و ديگران درهم تنيده است و بطور كامل اين دو حوزه ارتباطي ، هويت واحدي پيدا كرده و هنگامي كه به تعاليم اجتماعي اسلام و فلسفه سياسي اسلام نگاه كنيم ، آنگاه عمق نظريه ارتباطي اسلام رادرخواهيم يافت و به همين دليل است كه در نگاه و منطق اسلام ، مساله ارتباطات در معني عام ، كه يكي از نمادهاي آن روابط عمومي خواهد بود ، جايگاه بسيار مهم و ارزشمندي دارد.
هدف و وظايف
هدف كلان نهاد روابط عمومي و ارتباطات سازماني ، عبارت است از : « زمينه سازي براي دستيابي سازمان به اهداف خود و تحقق ماموريتهاي سازمان » و در اين راستا وظايف عمده ذيل را بردوش دارد :
1 ) معرفي سازمان به جامعه ، گروههاو افراد هدف
2 ) اطلاع رساني در چند قلمرو :
الف ) اطلاع رساني درون سازماني ميان سطوح گوناگون كارمندي و مديريتها
ب ) اطلاع رساني برون سازماني در سطوح منطقه اي ، كشوري و بين المللي
ج ) انتقال اطلاعات برون سازمان به سازمان و مديران وكاركنان آن
3 ـ ايجاد روابط صميمي ميان سازمان و برون سازمان و اعتقادسازي متقابل ميان آنها.
ابعاد و وجوه روابط عمومي و ارتباطات
نكته ديگري كه بايد به آن توجه كرد آن است كه ارتباطات و بطور ويژه روابط عمومي ، ضمن آنكه يك قلمروي تكنيكي و فني دارد ، داراي قلمرو و دامنه اخلاقي و ارزشي نيز مي باشد. بنابر اين روابط عمومي هم يك فن است ، هم يك دانش و هم يك قلمرو مهم اخلاقي و ارزشي انسان است . روابط عمومي در شكل نوين آن ، داراي سه بعد است :
1 ـ دانشي است كه برپايه هاي دانشهاي بنيادي ديگر استوار شده و علمي است كاربردي ، مبتني بر علوم و دانشهاي پايه خود از قبيل جامعه شناسي ، روانشناسي ، و ساير علوم موثر دراين قلمرو.
2 ـ بعد دوم آن حوزه تكنيكي و فني و روش برقراري ارتباط و روابط عمومي است .
3 ـ بعد سوم آن قلمرو اخلاقي وارزشي روابط عمومي است .
به گمان من اگر روابط عمومي ها بخواهند در يك كشور و يا در عرصه بين المللي از جايگاه ممتازي برخوردار شوند ، در هر سه ضلع بايد تقويت شوند ، هم در ضلع دانش و علمي آن ، هم در ضلع فني و تكنيكي و هم در ضلع اخلاقي و ارزشي آن . نگاه به حوزه روابط عمومي و به طور عام ارتباطات انساني نبايد در قلمروي دانش يا فني آن منحصر شود ، بلكه بايد همواره متذكر باشيم كه حوزه ارتباط و روابط عمومي ، داراي سه ضلع است كه اين سه ضلع بايد به درستي تنظيم شود و متصديان ومسوولان ارتباطات درهر نهاد و سازماني ، هم به گسترش و تعميق علم و دانش ارتباطات و روابط عمومي ، هم به گسترش شيوه ها و روشها و ابعاد تكنيكي قضيه پرداخته و در عين حال از بعد اخلاقي و ارزشي اين قلمروي مهم انساني غفلت نورزند.
روابط عمومي در حوزه موسسات و نهادهاي خصوصي و عمومي
نكته ديگري كه مايلم بر آن تاكيد كنم اين است كه روابط عمومي ها دست كم به دونوع تقسيم مي شوند : يك گروه روابط عمومي هايي است كه به حوزه بخشي خصوصي و انتفاعي برمي گردد و بخش ديگر به روابط عمومي در حوزه موسسات و نهادهاي عمومي ، دولتي و حكومتي است . آنچه كه در اين بحث بر آن تاكيد بيشتر خواهد بود ، روابط عمومي در حوزه دوم است . نكته بسيار مهمي كه روابط عمومي نهادهاي عمومي و دولتي بايد به آن توجه كنند ، اين تمايز و فرق بسيار اصولي و بنيادي ميان آنها و ساير روابط عمومي هاست زيرا در حوزه بخش خصوصي انتقال اطلاعات سازمان به بيرون سازمان ، منتقل سازي اطلاعات بيرون سازمان به درون سازمان و ايجاد حلقه وصل ارتباطي و اطلاعاتي ميان سازمان و بيرون سازمان ، حقي است انتخابي و در اختيار سازمان ، اما اطلاع رساني متقابل در حوزه حكومت ونهادهاي عمومي و دولتي ، كه به جامعه متعلق است ، يك اختيار و انتخاب نيست بلكه يك وظيفه است . امام علي عليه السلام در يكي از جمله هاي زيباي خودشان حقي را براي جامعه ذكر مي كنند : « از حقوق جامعه و اجتماعي مردم بر حكومت اين است كه من هيچ رازي نهان از جامعه نداشته باشم ، بلكه همه اسرار و رازها را در اختيار جامعه قرار بدهم مگر درحوزه و قلمروي امنيتي و مسائل ويژه و خاص » .
اين فراز نشان دهنده اين است كه اطلاع رساني ، معرفي ، انتقال اطلاعات به بيرون سازمان و متقابلا انتقال اطلاعات از برون نهادها به درون سازمانهاي عمومي و دولتي ، افزون بر اينكه يك وظيفه حقوقي و قانوني به شمار مي آيد و اينجاجاي اين نيست كه گفته شود بهتر است چنين عمل كنيم بلكه وظيفه قانوني و تكليف الهي و انساني نهاد عمومي است كه اطلاعات خود را در اختيار جامعه و ديگران قرار دهند. زيرا اولا : جامعه حق آگاهي دارد. ثانيا حق استفاده و بهره وري دارد و اين اطلاعات مي تواند بهره وري جامعه را از امكانات عمومي افزايش دهد و اينكه جامعه و آحاد مردم به درستي ، نهادها و موسسات عمومي را بشناسند و راه بهره گيري از آنها را بدانند ، حق آنهاست . از طرفي دانستن و بهره گيري از اين اطلاعات و آگاهي ها حق آنهاست و از طرفي ديگر وظيفه نهادهاي عمومي ، گره گشايي و تسهيل نشر اين آگاهي ها و بهره وري آسان تر جامعه است . از اين نظر است كه نهادهاي عمومي كه نماد آنها بخش روابط عمومي است ، تنها يك وظيفه اخلاقي ندارند بلكه يك وظيفه حقوقي ، قانوني ، الهي و انساني بر دوش آنهاست ، فراتر از آنچه كه ما در روابط عمومي بخشهاي خصوصي شاهد آن هستيم .
معيارها و ضوابط اخلاقي در حوزه ارتباطات و روابط عمومي
اكنون به موضوع بحث مي پردازيم كه عبارت است از بيان پاره اي از معيارها و ضوابط اخلاقي در حوزه ارتباطات و روابط عمومي با تاكيد بر روابط عمومي در حوزه دولتي و عمومي . گرچه بسياري از اين ضوابط و معيارهاي اخلاقي كه در متون ديني ما آمده است در حوزه همه روابط عمومي ها جاري است و مصداق دارد ، اما تاكيد دراينجا بر حوزه روابط عمومي موسسات دولتي ، وزارتخانه ها و نهادعمومي است كه از بودجه هاي عمومي استفاده مي كنند. اگر بخواهيم با يك نگاه نرم افزاري و انساني به روابط عمومي نگاه كنيم ، بايددركنار بعد علمي و بعد تكنيكي و روشي ، به بعد اخلاقي و ارزشي هم توجه كنيم ، كه در اينجا به دو بخش از ارزشهاي مثبت و ارزشهاي منفي در حوزه روابط عمومي و ارتباطات اشاره مي كنم :
بخش اول : ضوابط و معيارهاي ايجابي و اثباتي كه مي بايستي در حوزه روابط عمومي مورد عنايت و اهتمام قرار گيرد تا سازمان و روابط عمومي آن در چارچوب اسلامي والهي شكل گيرد ، و اهم آن عبارت است از :
1 ـ اتقان و درستي اطلاع : اطلاعاتي كه از درون سازمان به بيرون منعكس مي شود ، بايد اطلاعات دقيق و درستي باشد. اطلاعاتي كه مي خواهد از مسوولان يك نهاد به كاركنان آن منتقل بشود و اطلاعاتي كه از بيرون سازمان به درون سازمان منتقل بشود ، بايد اطلاعات درستي باشد ، دليل آن علاوه بر نكوهش دروغ گويي و اغرا به جهل و ترغيب به صدق و راستگويي ، مشمول ادله امانت داري است .
2 ـ اطلاع رساني به هنگام و به موقع : در ضمن اينكه تبادل اطلاعات بايد درست و دقيق باشد ، بايد به هنگام نيز باشد ، زيرا انتقال ديرهنگام اطلاعات مايه خسارت جامعه و عقب افتادن آحاد جامعه از بهره گيري درست از اين اطلاعات مي شود.
3 ـ انتقال منصفانه اطلاعات : شايسته است كه نهاد روابط عمومي افزون بر انتقال نقاط قوت به انتقال نقاط ضعف و مشكلات هم توجه نمايد تا زمينه نقد و بررسي و تحول و اصلاح سازمان فراهم آيد ، و در اين مسير بايد با شفافيت و انصاف وجامع نگري ، اقدام نمود.
4 ـ رعايت ضوابط شرعي و امنيت اجتماعي و اخلاقي در تبادل اطاعاتي : اصل بر انتقال متقابل اطلاعات ميان نهادهاي عمومي و همه جامعه است . اما در عين حال در موارد خاصي ممكن است امنيت اجتماعي و سياسي دچار اختلال يا موج اشاعه فحشا شود كه بايد بعنوان يك استثنا مورد توجه قرار گيرد.
5 ـ رعايت ضوابط شرعي در استفاده از تكنيكها و روشها : از اصول مهم اخلاقي در حوزه روابط عمومي عدم استفاده از شيوه هاي غيراخلاقي و شرعي است .
6 ـ گزينش بهترين شيوه ها و برترين ابزارها در مبادله اطلاعات : اين تاكيد كلي اسلام است كه در هر كاري بايد بهترين شيوه ، ابزار ، روش و تكنيك را به كار بگيريدوقتي روش بهتر وابزار بهتري در اختيار قرارگيرد و ميسر باشد نبايد از آن غافل شد.
7 ـ رعايت كرامت انساني و منزلت انساني مخاطبان و جامعه : تاكيد بر اينكه ذهن و ضمير آنها بمباران اطلاعات بي جا نشود و در اتخاذ شيوه ها و روشها ، كرامت انسانها حفظ شود و كرامت انساني در تبادل اطلاعات منكوب و مخدوش نشود.
8 ـ رعايت حدود و شوون و نقش مديران و مسوولان وكاركنان : كساني كه در يك نهاد فعاليت مي كنند بايد به طور منصفانه معرفي شوند ، سهم هر كسي به درستي منتقل شود و در انتقال آنها ، حقوق افراد ، مورد بي اعتنايي قرار نگيرد.
9 ـ اعتماد سازي و كاهش فاصله ميان نهادهاي حكومت و آحاد جامعه و ميان مسوولان و كاركنان در درون يك نهاد. اينها فهرستي از اصول ارزشهاي اخلاقي در ارتباط با روابط عمومي بود.
بخش دوم : آسيبها و مخاطرات
در اين بخش به ارزشهاي منفي و برخي از آسيبها و مخاطرات روابط عمومي با نگاه اخلاقي اشاره مي شود :
1 ـ ابتلا به خلاف واقع گويي ودروغ و انتقال اطلاعات غلط .
2 ـ بزرگ نمايي و مبالغه در معرفي نقاط قوت يا نقاط ضعف كه مي تواند به جامعه ، نهاد و سازمان لطمه وارد كند.
3 ـ كوچك نمايي و كمتر نشان دادن واقعيتها .
4 ـ رقابتهاي نابجا و تخريبي ميان نهادهاي اطلاع رسان كه موجب افتادن در لغزشها و آسيبها مي شود.
5 ـ عدم رعايت عدالت در حقوق و فعاليتهايي كه افراد و اشخاص انجام مي دهند.
6 ـ ضمن اينكه نقاط ضعف سازماني بايد منتقل گردد و چاره يابي شود اما نبايد اين انتقال اشاعه گناه و خطا باشد بگونه اي كه اعتماد عمومي را سلب كند يا به حريم افراد لطمه بزند.
7 ـ سلب اختيار و مجبور ساختن ديگران ، بدين معنا كه در گزارش و اطلاع رساني چنان خلاف واقعيت نشان داده شود كه فرد از اختيار و انتخاب عاقلانه خود دور شوند.
البته اين دو بخش (ارزشهاي مثبت و منفي ) دو روي يك سكه و مكمل يكديگرند و بحث مبسوط پيرامون آنها نيازمند مجال ديگري است .
پيشنهادات
در بخش پاياني ارائه چند پيشنهاد در اين حوزه را لازم مي دانم :
1 ـ تدوين منشور جامع اخلاقي وقانوني در حوزه روابط عمومي ها(انجام كارهاي تكميلي با نگرش اسلامي ، اخلاقي و ارزشي ).
2 ـ ارتقاي جايگاه و منزلت ارتباطات و روابط عمومي در نهادهاي عمومي و دولتي .
3 ـ ضرورت دانش افزايي و نگاه جامع متصديان روابط عمومي در چارچوب دانشي ، فني ، ارزشي و اخلاقي روابط عمومي .
4 ـ افرايش و حمايتهاي تكنيكي و ابزاري و امكاناتي .
5 ـ توجه به فرهنگ اطلاع رساني فراتر از روابط عمومي : تلقي اين است كه روابط عمومي ، متكفل تبادل اطلاعات درون سازمان و بيرون آن است اما اين وظيفه اختصاص به آنها ندارد. همه اعضاي يك نهاد و سازمان از مديران گرفته تا كاركنان بايد داري نگرش روابط عمومي و صاحب احساس وظيفه نسبت به مشاركت در امر روابط عمومي باشند وظيفه انساني ، اخلاقي و الهي وعمومي افراد است كه در يك نهاد دولتي كار مي كند.
6 ـ تقويت روابط بين الملل و نگاه بين المللي در كشورها : نياز به اين نگاه بين المللي بايد تقويت شود. 7 ـ ارتباط ميان روابط عمومي ها براي اينكه بتواند به صورت يك جامعه بزرگ وموثر در پيشبرد هر سه بعد ياد شده روابط عمومي تلاش كند.
8 ـ به نظر مي رسد علم و تكنيك و دانش روابط عمومي را در حوزه هاي ديني و در موسسات ديني و اخلاقي بايد به كار بگيريم و براي گسترش پيام انساني و الهي اسلام و انقلاب اسلامي از نهاد روابط عمومي بايد استفاده شود ما در پرتو انقلاب اسلامي در عرصه جهاني گامهاي بزرگي برداشتيم ويكي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي حضور ده هزار دانشجوي ديني در مركز جهاني علوم اسلامي در حوزه قم است .
بهر حال روابط عمومي درنهادهاي ديني به خصوص نهادهاي بين المللي مي تواند در خدمت آرمانهاي بزرگ و ارزشهاي انساني قرار بگيرد.
9 ـ روابط عمومي ها بايد داراي نگاهي باشند براي تعامل ميان ملتها ، اديان ، مذاهب وكشورها : روابط عمومي ها به عنوان يك ركن بسيار مهم مي توانند درعرصه گفتگو و تعامل ميان اديان ، مكاتب ، مذاهب ، تمدنهاو كشورها نقش موثري را ايفا كنند.
اگر روابط عمومي ها بخواهند از جايگاه ممتازي برخوردار باشند بايد در هر سه ضلع تقويت شوند. هم در ضلع دانش ، هم در ضلع فني و تكنيكي و هم در ضلع اخلاقي و ارزشي
تدوين منشور جامع اخلاقي و قانوني در حوزه روابط عمومي ها بسيار ضروري است
http://ertebatat.org/archives/85/2/000283.php

حق با مشتري است ، ديگر شعار نيست !

تهيه كننده : زهره يزداني
امروزه نه تنها راضي كردن مشتري كافي نيست، بلكه بايد نيازهاي مشتري را پيش بيني و خواسته هاي او را مورد سنجش قرار داد. درتغيير سيستم و ايجاد روش هاي جديد نبايد تنها بر اساس انتظارات و خواسته هايمان حركت كنيم بلكه هر تغييري بايد بر اساس نظر و ديدگاه مشتري انجام گيرد. بنابراين براي بهبود بخشيدن و رسيدن به سطح بالايي از رضايت، بايد خدمات ارائه شده را همانطور كه مشتري دريافت مي دارد بررسي كنيم.
ارائه خدمات مطلوب و با كيفيت به متقاضيان به معني حضور و تلاش كاركناني شايسته و آگاه است كه خدمات را به شكلي دوستانه و مفيد به مشتريان ارائه مي دهند.
كسب رضايت مشتري، دو شرط اساسي دارد اول اينكه كالاي مورد تقاضا در زمان مقرر تحويل شود. دوم اينكه به سئوالات او به موقع و درست پاسخ داده شود. يك مشتري زماني راضي است كه نه تنها خودش دوباره براي خريد توليدات باز گردد بلكه شخص ديگري را نيز به همراه بياورد. هيچ سازماني در اين زمينه موفق نمي شود مگر اينكه كار گروهي و فرهنگ جلب رضايت مشتري را در اولويت كاري خود قرار دهد و براي بدست آوردن آن تلاش كند.
مديران بايد به اين باور برسند كه ارائه خدمت مطلوب به ارباب رجوع و كسب رضايت و خشنودي آنان جزو هدف هاي سازمان بوده و از جايگاه حياتي برخوردار است.
برخي از دلايل عدم نهادينه شدن فرهنگ مشتري مداري در سازمان ها عبارت است از:
- عدم شناخت دقيق از نيازها، خواسته ها و انتظارات ارباب رجوع نزد تصميم گيرندگان و سياست گذاران سازمان.
- عدم باور مديران به اهميت تكريم ارباب رجوع.
- عدم توجه به كيفيت خدمات در سازمان.
- ناكارآمدي سيستم هاي مديريت منابع انساني (استخدام، گزينش، آموزش، جبران خدمات و ارزيابي عملكرد)
- عدم وجود ارتباطات سازماني مناسب و كارآمد.
اما رضايت در ذهن ارباب رجوع چگونه شكل مي گيرد؟ در جوامع كنوني محصول يا خدمتي مورد اقبال مشتري قرار خواهد گرفت كه ارزش مورد انتظار وي را برآورده سازد. ارباب رجوع زماني از دريافت محصول يا خدمت راضي و خشنود خواهد بود كه خدمات دريافت شده برابر يا فراتر از ارزش مورد انتظارش باشد.
برخي از مديران بر اين باورند كه چون شكايتي از ناحيه ارباب رجوع نسبت به نوع و ارائه خدمات واحد مورد نظر مطرح نمي شود، سطح ارائه خدمات واحد در حد مطلوبي قرار دارد و مراجعه كننده نيز راضي است. چرا كه آموخته ايم سكوت نشانه رضايت است!
سازمان هاي موفق و اثربخش هميشه سعي مي كنند تا نسبت ارزش دريافتي گروه هاي مختلف مشتريان را بالاتر از عدد يك نگه دارند و حتي آن را به عددهاي بالاتر برسانند و موجبات خشنودي آنان را فراهم سازند.
به طور كلي ارزش دادن به خواسته مشتري بايد در همه سطوح سازمان و هر يك از واحدهاي تابعه آن سازمان جريان يكسان و دايم داشته باشد. براي نمونه، ترغيب كاركنان در تماس با مشتريان به رفتارهاي مودبانه و محترمانه در حد دادن جواب سلام، بالا بردن سر و توجه كردن به مشتري، پاسخگويي به سئوالات، رعايت ارزش هاي انساني و اخلاقي و همدلي كردن به جاي مقابله با ارباب رجوع بايد مورد توجه همه عناصر سازمان قرار گيرد.
البته تغيير رفتار كاركنان به سادگي امكان پذير نيست و نيازمند تجديد ساختار سازماني، ايجاد و گسترش فرهنگ مشتري مداري، ارتباطات موثر و بهبود سيستم هاي مديريت منابع انساني درسازمان است.

منابع:

1- Katler Philip (2002)، Marketing Management
2- Zemek Ron، Woods A.John (1998) Best Practices in Customer Service.
http://www.naftepars.ir/official/2961/view.asp?ID=213037