August 7, 2006 04:43 PM

مهارتهاي ارتباطي گويندگان اخبار

مهارتهاي ارتباطي گويندگان اخبار

سيد محسن بني هاشمي) سردبير سابق اخبار جوانه ها (
و مدير تأمين برنامه شبكه اول سيما

آيا شما گوينده خبر هستيد؟ آيا اين مهارت را بخشي از ميراث ذاتي وجود خود
مي دانيد؟ يا گوينده بودن را ناشي از آموزش و تمرين وممارست مي دانيد؟ آيا خود را
نابغه اي در كار گويندگي مي دانيد كه هيچ يك ديگر از همكارانتان به گرد پايتان
نمي رسند؟ يا خود را يك گوينده معمولي و حتي ضعيف مي شماريد؟
هر كدام از اينها كه باشد،خوب است دقايقي را براي مرور برخي مهارتهاي ويژه
.در كار گويندگي اختصاص دهيد
گويندگي اخبار راديو و تلويزيون يك مهارت فردي در (اجرا)است.چه آن را استعدادي
ذاتي بدانيم وچه هنري فراگرفته شده و چه هر دو.همه ما باكمي دقت مي توانيم بفهميم كه
بسياري از مهارتهاي اجراي نمايش در گويندگي كاربرددارد.گويندگان ما هر هنگامي كه در
وضعيت(اجرا)قرار مي گيرند،شكل متفاوتي از رفتار معمولي خود را به جريان مي اندازند تا
.بتوانند بر اساس اين مهارت،بهترين فرايند القا و تأثير گذاري را (اجرا) كنند
امروزه رسانه ها بهترين گوينده خبر يا مجري را كسي مي دانند كه اجراي واقعي تري داشته
باشد.اين اصلاً به آن معنا نيست كه گويندگان از وضعيت (سنگي)و خشك به وضعيت بيش از
حد خودماني و راحت كشيده شوند،بلكه بدان معني است كه گويندگان بايد با ارتقاء مهارتهاي خود
.در (اجرا)توانايي القاء بهتري پيدا كنند و با اجراي طبيعي تر اعتماد بيشتري براي رسانه ايجاد كنند
د (اجرا) در گويندگي خبر يعني به جريان انداختن رفتارهايي كه دلنشين ترين و مؤثرترين
برقراري ارتباط را فراهم آورد،به گونه اي كه تأثير و پايداري خبر هدايت شده به حد اكثر
.ممكن برسد
تا اينجا پي برديم كه گويندگي خبر يك(اجرا)است.بسياري از گويندگاني كه فكر
.مي كنند اين را مي دانند،نمي دانند!اين را از (اجرا)آنها به راحتي مي توان فهميد
.براي اجراي خوب،گوينده بايد بتواند رفتار خود را كاملاً مهار كند و در اختيار بگيرد
گوينده چه وجهي از رفتار را بايد مهار كند و در اختيار اراده خود بگيرد؟ ... معلوم است،رفتار
!ارتباطي را
.بگذاريد از فرصت استفاده كنيم و با هم رفتارهاي ارتباطي را مرور كنيم

مهارتهاي ارتباطي گويندگان خبر
بيشتر ما مي دانيم كه برقراري ارتباط دو الگوي كلي دارد:ارتباط كلامي و ارتباط
.غير كلامي
براي برقراري ارتباط از كلمه استفاده ( Verbal Communication) در ارتباط كلامي
مي شود.هر نوع برقراري ارتباطي كه كلمه در آن بكار رود،گونه اي ارتباط كلامي است.براين
اساس ارنباط كلامي به دو بخش ارتباط (گفتاري)و(نوشتاري) تقسيم مي شود.ما به هنگام
.سخن گفتن و نوشتن از كلمات استفاده مي كنيم.يعني:با الگوي كلامي ارتباط برقرار مي كنيم
نيز زماني است كه ما از ( Non-Verbal Communication) برقراري ارتباط غير كلامي
كلمات استفاده نمي كنيم.هر جا واژه جوهر ارتباط نباشد،برقراري ارتباط غير كلامي است.پس به
راحتي مي توان حدس زد كه حالتهاي بدن،ژستها،حركات و ... عناصر ارتباطات غير كلامي
هستند.لحن و آهنگ گفتار و سكوت نيز جزء ارتباطات غير كلامي هستند.گر چه اينها رابطه
تنگاتنگي با گفتار دارند ولي چون اساساً واژه نيستند و به واژه ضميمه مي شوند،در طبقه
.غير كلامي ها قرار مي گيرند

مهارتهاي ارتباط كلامي

ما چگونه حرف مي زنيم؟ با زبان؟ با دهان؟ با حنجره؟ چه اتفاقي در وجود كودكي كه
حتي يك كلمه بلد نيست مي افتد كه پس از زبان آموزي با سرعتي باور نكردني،كلمات از دهانش
خارج مي شود و مفاهيم ومعاني را انتقال مي دهد؟با كمي تأمل مي توانيم مغز را به عنوان
فرمانده بلامنازع سرزمين برقراري ارتباط بپذيريم.اين مغز ماست كه كلمات و الگوي تركيب
كلمات و همچنين معاني لغات و... را در خود جاي داده است و هنگام نياز به سرعت آنها را
سازماندهي مي كند.مغز،تصميم مي گيرد،فرمان مي دهد ومواد لازم زباني را در اختيار عاملان
.اجرايي خود قرار مي دهد
در هنگام زبان آموزي معني كلمات و كاربرد آنها را ياد مي گيريم.اين معاني و معادل هاي
واژگاني آن به مرور در مغز طبقه بندي و ضبط مي شوند.در كنار دانش معاني كلمات نيز ياد
مي گيريم كه هر كلمه و تركيبات آن در كدام موقعيت زماني،مكاني،فرهنگيو... بيشترين
.اثر گذاري را دارد
(به آن بخش از علم برقراري ارتباط كه به مطالعه معناي كلمات مي پردازد،(معناشناسي
مي گويند.برخي از گويندگان تصور مي كنند كه چون نگارش متون خبري بر عهده (Semantics)
دبيران خبر است،نيازي ندارند كه مهارتهاي معناشناختي خوبي داشته باشند. به هيچ وجه
اينطور نيست!مهارت معنا شناختي فقط براي نوشتن بكار نمي آيد.توانايي هاي معناشناسي به
دارند،از ضرورتهايي است كه ( Expressive) سبب ارتباط نزديكي كه با مهارتهاي ابزاري
.گويندگان بايد تبحر خوبي در آن داشته باشند
گوينده اي كه از معاني كلمات و كاربرد آنها بي خبر باشد،توانايي انتقال و القاي مؤثر آنها
را ندارد.بسياري از مواقع وقتي خوانندگان يك متن يا گويندگان،ظاهراً در تأكيدهاي بياني يا
آهنگ گفتار مشكل پيدا مي كنند،مي گوييم:(فلاني گوينده خوبي نيست)يا (خبر را بد
مي خواند)يا (شنيدي چطور خواند)گر چه همه اينها به وضعيتي منفي اشاره دارد ولي عبارتي
كاملاً غير تخصصي است. متأسفانه گاه ديده مي شود كه دست اندركاران امور رسانه هم از همين
عبارتهاي غير حرفه اي استفاده مي كنند.اما واقعيت علمي موضوع آن است كه بيش از آن كه
مشكل در روخواني متن باشد گويندگان مورد بحث،در ك صحيحي از معناي تك تك كلمات يا
گروهي از واژه هاي متصل به هم را ندارند.مي خواهيد بدانيد چه چيز باعث مي شود كه گوينده اي
گستره معناشناختي مناسب نداشته باشد و چه بايد كرد تا وسعت دانش معنايي گويندگان
.افزايش يابد؟!كمي صبر كنيد.در سطرهاي بعد مفصلاً به اين موضوع خواهيم پرداخت
علاوه بر دانش معناشناسي كه براي گويندگان ضروري است،لازم است گويندگان تسلط
قابل ملاحضه اي در شناخت و كاربرد دستور زبان نيز داشته باشند.اين ويژگي يكي از شاخص هاي
مهم براي انتخاب گوينده مناسب و مسلط بر زبان نيز هست.اصلاً قصد نداريم،خود را وارد
دعواهاي دستور شناسان كنيم ولي بي شك همه ما با كمي تأمل حدس خواهيم زد كه كدام الگوي
ساخت دستور زبان خارج از نظام و قاعده زبان فارسي شكل گرفته است.نكته مهم اين است كه
رسانه تكليفش را با زبان روشن كند.ايران كشوري چند زباني است ولي زبان رسمي آن فارسي
است.اگر رسانه مصمم است تا اين زبان رسمي را با معيارهاي اصولي آن حفظ كند وظيفه دارد
.به اندازه كافي نسبت به زبان حساس باشد
.در سالهاي اخير ديده مي شود كه گاه خلوص زبان فارسي در معرض آسيب قرار مي گيرد
تداخل غير اصولي دستور زباني خودي،همچون آذري،گيلكي،كردي و...،ونيز
الگوهاي دستور زباني بيگانه همچون انگليسي،عربي،فرانسه و...باعث مي شود تا به مرور
.ساخت زبان فارسي كه در موقعيتي بي دفاع قرار گرفته،دستخوش تغيير شود
جاي شك نيست كه وجود گويش و زبانهاي متعدد در يك عرصه ملي دستمايه اي براي
قدرت فرهنگي آن كشور است ولي قرار هم نيست كه معيارهاي اين زبانها بدون ضابطه با هم
.تداخل كند و شكل عجيب و غريبي از زبان بدست مخاطب بدهند
امروزه يكي از معيارهاي شناسايي فقر زباني گويندگان،بررسي ناتواني آنها در
بكارگيري درست اصول زباني است.دو عرصه مهم دستور زباني را در اين مقاله مورد تأمل
.قرار مي دهيم
. كه به بررسي تغييرات زباني در محدوده واژه ها مي پردازد ( Morphology) (اول (صرف
.كه به بررسي تغييرات زباني در محدوده بيش از واژه هامي پردازد ( Syntax) (دوم (نحو
در واقع با كمك دانش صرف،ساختار كلمات را طراحي و ساماندهي مي كنيم و با كمك دانش
نحو چگونگي روابط بين كلمات و تعادل آنها را در بافت عبارت و جمله شكل مي دهيم.هر
الگوي غلط،هر تداخل زباني و هر ساخت (من در آوري)نشانه اي از مجموعه فقر زباني رسانه يا
.گويندگان آن قلمداد مي شود
شايد برخي از شما به ساخت هاي دستور زباني (من در آوري)يا (جعلي)كه متأسفانه
امروزه در صداوسيما به صورت مد در آمده است توجه كرده باشيد.جملاتي همچون:(مي بينيم
باهم اين گزارش خبري را)و...،كه تعداد آنها اصلاً كم نيست از عواملي است كه به مرور لطمات
.تاريخي و پايداري در نظام زباني وارد مي كند
گر چه طي سالهاي اخير حساسيت هاي اداري و ظاهري به موضوع زبان رسانه بيشتر
.شده ولي به دلايلي كه كشف آن چندان هم دشوار نيست،نتايج عملي مؤثري مشاهده نمي شود
بسيج انواع و اقسام ويراستاران،ادبا و ره گيري دائمي خطاهاي زباني در رسانه به ويژه خبر،گرچه
.بسيار ضروري،مفيد و پسنديده است ولي هرگز نمي تواند فقر زباني پايه را در اشخاص جبران كند
حوزه ارتباط كلامي كه زير ساختهاي زباني در مجموعه آن قرار مي گيرد،عرصه بسيار
گسترده اي است كه پرداختن جزء به جزء آن در محدوده اين مجال كوتاه نمي گنجد.با اين حال در
پايان اين مقاله مقداري در خصوص راهكارهاي عملي ارتقاء قدرت زباني رسانه و خبر كه از
.طريق گويندگان ظهور مي يابد سخن خواهيم گفت

مهارتهاي ارتباط غير كلامي

گفتيم نشانه غير كلامي بودن يك ارتباط يا يك بخش از ارتباط آن است كه كلمه نداشته
باشد.نه به صورت نوشتاري و نه به صورت گفتاري.برخي گمان مي كنند كه ارتباط غير كلامي
ارزش كمي دارد.اصلاً اين طور نيست.با كمي توجه به زندگي روزمره خود متوجه مي شويم كه
تقريباً هميشه براي برقراري ارتباط يا از مدل غير كلامي استفاده مي كنيم يا از تلفيق مدل كلامي و
غير كلامي بهره مي بريم.ارتباط غير كلامي عنصر بسيار مهم سامان دهنده،جهت بخش و
وحدت آفرين برقراري ارتباط انسان است.عنصري بسيار عميق و مؤثر كه تمامي لحظات ارتباط
ما را با ديگران در بر گرفته است و عامل بسيار مهمي براي القاء عواطف و احساسات و نفوذ به
.عمق وجود مخاطب است
مطالعات گسترده دانشمندان نشان مي دهد كودكاني كه والدين آنها پيش از زبان آموزي از
ارتباط غير كلامي و اشاره اي استفاده مي كرده اند،بعدها در زبان آموزي مهخارت و عمق
.بيشتري داشته اند
بگذاريد با پرداختن به وجوه مختلف ارتباط غير كلامي،به طور مستقيم با اهميت و
.كاربردهاي ويژه آن در حيطه گويندگي رسانه و خبر آشنا شويم

حركات بدن

تا به حال به تن افراد غمگين توجه كرده ايد؟شانه ها افتاده و بدن خميده است.بدن
افرادي كه ترسيده اند چگونه است؟كمي متمايل به عقب؟تنه افرادي كه احساس قدرت دروني
و شادابي دارند چطور؟استوار،متقارن و غيرخميده با شانه هاي آرام و در امتداد يك خط؟بدن
،افرادي كه تهاجمي را در ذهن مي پرورند يا لبريز از اشتياقند نيز كمي به جلو متمايل شده است
اين طور نيست؟
بي شك تنه انسان يكي از اركان انتقال عواطف و ركني مهم براي برقراري ارتباط
غير كلامي است.اما اينها اصول كلي است.در حرفه گويندگي براي اجراي ارتباط غير كلامي مؤثر
بايد به دو زمينه توجه جدي داشت.اول اينكه چطور احساسات و افكار دروني و شخص مان را
مهار كنيم تا در جريان خواندن خبر تأثير نگذارد.همچون گوينده اي كه از قبول شدن فرزندش در
كنكور شادمان بود و خبر يك فاجعه را با همان شادي دروني مي خواند.مطلب دوم هم آن است
كه چگونه ژست و حركت مناسب خبر را در حين خواندن اجرا كنيم.برخي گويندگان در مورد
اول يعني مهار درون خود مشكل دارند.اينها كساني هستند كه مخاطب به روشني خستگي،غم
و شادي شان را متوجه مي شود.برخي ديگر نيز در اجراي رفتار غير كلامي مناسب حين
خبر خواندن دچار سر در گمي و دشواري مي شوند.اسم اين افراد را گويندگان (معذب) مي گذاريم
كه هرگز تكليف خودشان را نمي دانند. اين افراد دائم به خود مي پيچند تا براي تأثير گذاري بهتر
كاري بكنند ولي هر لحظه اوضاع بدتر مي شود!!لطفاً طبيعي باشيد.خود خودتان باشيد.مشكل
!خيلي زود حل مي شود

دستها

مي خواهيد ازاين پس احساس كنيد كه دستهايتان اعضاء اضافي و پر زحمتي هستند؟
كافي است به آنها توجه كنيد.براي مدتي هنگام راه رفتن به حركت دستهايتان متمركز
شويد.فكر نمي كنيد كه حركات دستهايتان بيش از حد زياد يا بيش از حد كم باشد؟
به جرأت مي توان گفت يكي از بدترين آسيبهايي كه مي توان به يك مجري يا گوينده
تلويزيوني وارد كرد اين است كه ارتباط او را با دستهايش از حالت طبيعي خارج كنيم.وقتي از
گويندگان خواسته شود كه دستهاي خود را به فلان حالت يا فلان وضعيت در بياورند،بطور
خودكار دستها به صورت اعضايي زايد و پردردسر رفتار خواهند كرد.امروزه برخي از رسانه هاي
تصويري براي پنهان كردن مفاهيم و ارتباطات طبيعي و بسيار پر قدرتي كه در (دست)نهفته
است،دستهاي گوينده هايشان را در كادر قرار نمي دهند.اين كار باعث مي شود كه گوينده
احساس راحتي و طبيعي تري با دستهايش داشته باشد و فقط در هنگام لازم و به صورتي كاملاً
.طبيعي دستها را حركت دهد و به تصوير وارد كند
در هر حال اگر گوينده اي هستيد كه دستهايتان در كادر تصوير است،شايد معمولي ترين
وضعيت قرار گرفتن دستها در دو طرف كاغذ هايتان باشد بدون اينكه آنها مشت كنيد.مراقب باشيد
كه انگشتانتان بي جهت حركت نكند.اگر قلمي در دست داريد دقت كنيد كه با حركت دادن
ناخودآگاه آن مخاطبان را متوجه علايم اضطرابي درونتان نكنيد.اين حركات گاه تند و گاه كند
اتفاق مي افتد.گاه بي هدف است مثل گرداندن خودكار بين انگشتان و گاه هدفمند است مثل
...فشار دادن دكمه شستي خودكار،بازوبسته كردن در خودكار و
خيلي از مخاطبان احساس خوبي در مورد ژست گويندگاني كه وانمود مي كنند چيزي
يادداشت مي كنند يا كلمه اي را اصلاح مي كنند ندارند.به خصوص وقتي خطايي در خبر خواندن
مي كنيد و ناخودآگاه مي خواهيد آن خبر را به گردن كاغذهاي بي زبان بياندازيد يا به زبان بي زباني
بگوييد كه اين خطا،كار نويسندگان خبر بوده است،نه من گوينده.اين كارها جلوه مثبتي در خبر
ندارد.يادداشت كردن در ميز گردها و گفتگوها مناسب و حتي ضروري است ولي مخاطب از
.گوينده خبر توقع ندارد دائم به اين كار بپردازد
،وضعيت ديگري كه در چند سال اخير در دستان برخي گويندگان خبر ديده مي شود
خواندن خبر با (دستهاي آلوده)است.اين وضعيت هنگامي رخ مي دهد كه گويندگان مچ يا ساعد
دست را تكيه گاه قرار مي دهند و دست را در وضعيت نيمه بسته بالا نگه دارند.درست مانند كسي
كه دستش كثيف است يا تازه دستش را شسته و مراقب است به جايي برخورد نكند.در اين
وضعيت مخاطبان خيلي زود متوجه احتمال احساس ناراحتي يا دوري دروني گوينده نسبت به
.متن خبر خواهند شد

حركات سر،صورت و اجزاء آن

،نمي دانم متوجه شده اغيد كه چند سالي است برخي گويندگان تلويزيون،بويژه در خبر
.بي جهت ابروهايشان را بالا و پايين مي برند،يا عضلات پيشاني و لبها را شل و سفت مي كنند
بايد گفت كه چهره،اجزاء و عضلات آن داراي قدرت خارق العاده اي در انتقال پيامهاي غير كلامي
هستند ولي اين فقط در صورتي اتفاق مي افتد كه حركات و پيامهاي ياد شده كاملاً طبيعي و
صحيح شكل بگيرند.هر ابرو بالا انداختني به معني توانايي در انتقال و القاء پيام نيست و هر
تكان سر نمي تواند منظور شما را به زور به مخاطب تزريق كند مگر آن كه درست استفاده شده
باشد.سعي كنيد به تنهايي در خانه جلوي آينه بنشينيد و براي خود شكلك در آوريد.حركات
بسيار ظريف چهره تان را كنترل كنيد.به يك غم بزرگ فكر كنيد و به دقت به وضعيت عضلات
سر و صورتتان نگاه كنيد.حالا به يك شادي بزگ فكر كنيد.حالا پر قدرت ترين احساس
دروني تان را تجسم كنيد و در آينه به دنبال عناصر بروز آن در چهره تان بگرديد و بعد چهره خود
را در مهربان ترين و صميمانه ترين وضعيت بررسي نماييد.يقين دارم اگر گوينده اي حد اقل
يك بار به قصد بررسي حركات سر و صورت خود و بهره گيري در اين حرفه حساس به آينه نگاه
كرده باشد،ديگر بي جهت ابرو بالا و پايين نمي اندازد بلكه هر كار او متضمن مقصودي روشن و
هدايت شده است كه با مهارتي حرفه اي و مهار شده اتفاق مي افتد.فراموش نكنيد كه هر بار پس
از تمرين در آينه سعي كنيد بدون آينه حالتهاي تجربه شده را تمرين كنيد.اگر به طور خصوصي از
گويندگاني كه در حركات چهره موفق هستند سؤال كنيد آنها حتماً تجربه خود درباره داستان
.جالب بازي در آيينه را برايتان شرح خواهند داد

حركات و حالتهاي چشمها
چشمها جادوي وجود شما هستند.مخاطبان باهوش از چشمانتان خوب مي فهمند كه
شما قصد داريد مطلبي را به زور به كله شان فرو كنيد يا صميمانه مشغول انتقال اطلاعات به انها
هستيد و دوستشان داريد.باز هم برگرديد جلوي آينه.به چشمانتان نگاه كنيد،ببينيد آيا
مي توانيد بدون آنكه لبها و چهره تان بخندد،با چشمانتان بخنديد،آيا مي توانيد بدن آنكه غم در
عضلات صورتديده شود،فقط غم را در چشمها ايجاد كنيد.حال به اوج عشق و علاقه تان به
مخاطب فكر كنيد.ببينيد چشمانتان چگونه مي شود.حالا به اوج عشق و علاقه تان به
مخاطب فكر كنيد.ببينيد چشمانتان چگونه مي شود.حالا به شدت از چيزي بترسيد و باز
چشمهاي خود را در آيينه رصد كنيد.شايد خواننده اي باشد كه اين حرفها را جدي نگيرد ولي
واقعيت آن است كه چشمانتان اسرار دروني شما را به راحتي برملا مي كند.ما حق نداريم با
.بي دقتي خود باعث اسيب به جريان هدايت اطلاعات در رسانه شويم
وقتي گوينده اي در درون به شدت از جنگ ترسيده و خبرهاي پرقدرت و حساسي را
درباره جنگ مي خواند،مخاطبان به خوبي از چشمان او اين تناقض را كشف مي كنند.وقتي
گوينده اي در درون شاد است و نمي تواند شادي شخصي اش را در چشمانش مهار كند و خبر
فاجعه يا غمي را مي خواند،صحنه بسيار ناشيانه اي را براي مخاطب مي آفريند.يا گوينده اي كه
چشمانش غمگين است و عيدي را تبريك مي گويد.حساسيت اين موضوع به حدي است كه
برخي رسانه ها به گويندگان خود سفارش مي كنند كه هميشه چشماني خنثي داشته باشند.با اين
حال درستي اين كار نيز مورد بحث است.اما فراموش نكنيم كه قرار شد ما دو تبحر داشته باشيم
يكي توانايي مهار آنچه در درونمان مي گذرد و دوم توانايي اجراي آنچه مناسب خبر خواندن و
.تأثير گذاري خاص است.گرچه اجراي اولي همواره مقدماتي تر و سخت تر مي نمايد
موضوع ديگر مربوط به حركات چشمها و حالتهاي خاص چشمهاست.يك مخاطب
زيرك به خوبي از چشمهاي شما مي فهمد وقتي خبر را به گوينده ديگري پاس مي دهيد چه
احساسي داريد.البته اين احساسات هميشه قابل بيان نيستند،ولي قابل درك هستند.همچنين
گوينده اي كه ظاهراً به شما نگاه مي كند و متني را مي خواند ولي حواسش كاملاً پرت است،به
روشني از راه چشمها لو مي رود.يك گوينده حرفه اي به خوبي مي داند براي اينكه به مخاطب
بگويد(من با متني كه مي خوانم موافق نيستم)كافي است سرعت و دفعات نگاه كردن خود را به
متن خبر بيش از حد افزايش دهد.اين شبيه همان كاري است كه انسان وقتي دروغ مي گويد نيز
انجام مي دهد،يعني (اجتناب از ايجاداستمرار در ارتباط چشمي)ضمن اينكه اين گوينده با حركات
سريع چشمها بر روي متن با زيركي پاي شخص سوم يعني نويسنده يا هر فرد فرضي را به رابطه اش
با مخاطب باز مي كند.براي همين مسائل است كه رسانه هاي حرفه اي جهان امروز به جاي اينكه
به دنبال شكار ظاهر هاي آراسته يا حنجره هاي طلايي در گويندگي بگردند،به دنبال كساني هستند
كه در درجه اول حد اكثر همدلي را با رسانه و محتواي آنچه اجرا مي كنند داشته باشند و بتوانند
بهترين الگوي برقراري ارتباط،القاء و هدايت اطلاعات را اجرا كنند وكار تيم بزرگ پشت صحنه را
.بي نتيجه نگذارند
يك گوينده حرفه اي بايد بتواند به خوبي حالتها و احساسات هدفمندي را در چشم هاي
،خود جلوه گر كند.همان طور كه يك فرد معمولاً از چشمان مخاطبش چيزهايي را درك مي كند
.مخاطبان گويندگان هم قدرت درك چشمان آنها را دارند
يكي ديگر از عرصه هاي مهم مهارت در هدايت چشم ها،گفتگوهاي خبريفبه خصوص
گفتگوهاي داخل استوديويي است.اگر در چنين گفتگوهايي شما قصد داريد با مصاحبه شونده
خود از روش بحث و جدل استفاده كنيد يا موضوعي را كشف يا اثبات كنيد،اهميت نگاه شما
چند برابر مي شود.دقت داشته باشيد كه مصاحبه شوندگان حرفه اي از روشهاي مختلف براي
كشف روحيات و ميزان انعطاف شما استفاده مي كنند.در اين مواقع حتماً از الگوي نگاه كردن
جدي و حرفه اي استفاده كنيد.اين الگوي زماني است كه شما مثلثي فرضي بين دو چشم و نقطه
.وسط پيشاني مخاطب در نظر مي گيريد و به آن نگاه مي كنيد
حال اگر قصد داريد كمي دستپاچگي نيز براي مخاطبتان ايجاد كنيد،عمده نگاهتان را
روي خط بيني و وسط دو چشم متمركز كنيد.توجه داشته باشيد هر چه دامنه نگاه به سمت
پايين صورت حركت كند ار تباطتان به سمت غير جدي بودن و كشش هاي دوستانه و عاطفي سوق
ني يابد.اين سبك از چهره شناسي كاربردي موضوع علمي بسيار وسيع و عميق است كه امروزه نه
فقط در رسانه ها بلكه در نشست هاي سطح بالاي سياسي نيز از آن بهره گرفته مي شود.كشورهايي كه
دسترسي علمي به اين بخش از دانش روانشناسي ارتباط پيدا كرده اند-و البته آن را به راحتي در
اختيار سايرين نيز قرار نمي دهند-گاهي به همراه سران خود چنين متخصصاني را به جلسات
مي فرستند.اين متخصص به خوبي مي تواند از مجموعه رفتارها،حركات و كنش ها و واكنش هاي
...طرف مقابل حدس بزند كه آنها چقدر در مواضع خود استحكام يا قابليت انعطاف دارندو
البته نوع پيشرفته تر آن، اين است كه تك تك مسئولان در معرض چنين آموزشهايي
.قرار بگيرند

سكوت

سكوت به خودي خود يعني نبودن كلمه-كافي است سكوت را به عنوان يك عنصر
.ارتباطي بپذيريم.آن وقت به راحتي مي توان آن را در طبقه ارتباطات غير كلامي قرار داد
اما اين بار ديگر نمي توان سكوت را فقط علامت رضايت دانست!گوينده خوب بايد بداندكه
.سكوتهايش معاني بسيار مختلف و متعددي دارد.لطفاً دقت كنيد و از شم زباني خود كمك بگيريد
سعي كنيد انواع سكوت را از هم تشخيص دهيد.سكوت به معني مخالفت ،سكوت به معني ناتواني
...و وجود اشكال در كار،سكوت به معني خشمفسكوت به معني حواس پرتي و
براي اين كار به گفتار سايرين به دقت گوش كنيد.يك راه خوب براي يادگيري درست
حرف زدن،گوش دادن به گفتار ديگران است،چه درست حرف بزنيد و چه نادرست.سپس از
لابلاي گفتارشان سكوتها را شناسايي كنيد و معني آن را بفهميد.با خوي بيانديشيد كه چقدر در
.اجرا و هدايت سكوت در گفتار خود موفق هستيد

تأكيد لحن و آهنگ گفتار

ممكن است در وهله اول برخي از شما گمان كنيد كه تأكيد،لحن و آهنگ گفتار يك
ويژگي كلامي است،ولي اصلاً اين طور نيست.تقريباً همه منابع بدون شبه اين ويژگي ها را
غير كلامي مي دانند.علت آن است كه تكيه و لحن و آهنگ عين كلمه نيست بلكه به كلمه اضافه
مي شود.واژه(سلام)رادر نظر بگيريد.سعي كنيد اين كلمه را با حالتهاي مختلف عاطفي و در
موقعيت هاي مختلف بيان كنيد.تكيه و لحن و آهنگ گفتارتان در شرايط مختلف با هم فرق
ندارد؟در واقع اين مختصات كه ما از آنها به عنوان جزيي از ارتباط غير كلامي نام برديم از نظر
.قرار مي گيرد ( Suprasegmental) زبانشناسي در مقوله ويژگي هاي زبر زنجيري زبان
هر روزه شاهد دهها مورد خطاي گويندگان خبر راديو و تلويزيون هستيم كه بر اثر تأكيد
.نادرست يا لحن گفتار نامناسب رخ مي دهد
يك وجه ديگر اهميت اين موضوع آن است كه فصل مشترك برقراري ارتباط غير كلامي
در راديو و تلويزيون به شمار مي رود.دوباره كلمه (سلام) را تجسم كنيد.فكر كنيد به جاي آنكه
د (سلام) را با لحن و تكيه اي كه به معني (كجا بودي،خيلي وقته نيستي)ادا كنيد،با معني (خشم يا
.كاهش هرگز از سوي برخي گويندگان رخ مي دهد
بياييد اين موضوع به ظاهر ساده را كه از مهمترين زمينه هاي تخصصي رسانه هاي بزرگ
(جهان است دقيق تر مو شكافي كنيم.ما به عنوان استفاده كنندگان زبان در بيان مناسب كلمه (سلام
:با لحن و تأكيد مناسب دچار مشكل نمي شويم،چون
د 1- كلمه و اجزاء قبل و بعد از آن را به خوبي مي شناسيم و در مورد معاني آن هيچ
.شبهه اي نداريم
.د 2- موقعيت و زمان و مكان اداي كلمه را به خوبي مي شناسيم
.د 3- با وجوه كلي و ويژگي هاي عمومي مخاطب آشنايي داريم
.د 4- در لحظه برقراري ارتباط-حتي بطور موقت-برموضوع تمركز داريم
:و ... از همه مهمتر
د 5- واقعي ارتباط برقرار مي كنيم و نه نمايشي.در حس ارتباطي مان غوطه وريم نه
منفصل .اما در رسانه برخي گويندگان،حايز شرايط يادشده نيستند.در واقع آنها نقشي بجز يك
ماشين سخنگو را بازي نمي كنند.گويندگان مورد بحث،و البته نه همه گويندگان،هيچگونه
صميميتي با كلمات و ساير اجزاء زبان ندارند.گوششان به آواها حساس نيست و دائم در ايجاد
پيوند صحيح بين واژه ها دچار خطا مي شوند. حساسيت اين موضوع در راديو و زماني كه در
.تلويزيون چهره گوينده ديده نمي شود،بيشتر است
به قدري قدرت تغيير معني ناشي از عدم مهارت در تكيه و لحن و آهنگ مخرب است كه
بايد آن را در سر فصل اهميت جذب گويندگان رسانه قرار داد كه البته اين كار در بيشتر رسانه هاي
دنيا رخ داده است.آنها از طريق تستهاي استاندارد و علمي گوينده جذب مي كنند؛ نه از طريق
.گوش،حس و دلخواسته لفرادي خاص
حال اگر شما گوينده هستيد،بسياري از اوقات شعر خواندن مي تواند راه حلي براي رفع
اين درد باشد.سعي كنيد معني اشعار را بفهميد و تمرين كنيد كه تكيه و آهنگ گفتار تان چگونه
بايد باشد.دقت كنيد كه در كجاي كلمه و جمله بايد تكيه كنيد تا معني درست تر از آب در
...بيايد و
معمولاً گويندگاني كه به جاي فكر كردن به القاي صحيح خبر به دنبال ايفاي نمايش ويژه
،خود هستند و ذهنشان به جاي آنكه به دنبال محتوا باشد در پي ساختن يك نقش مصنوعي است
بيشترين ميزان خطا را در تكيه و لحن و آهنگ گفتار پيدا مي كنند.بي پرده بگوييم آنها اصلاً
نمي فهمند كه چه مي خوانند و طوطي وار كلمات پشت سر هم قطار مي كنند.به همين علت
است كه گاه مرتكب خطاهايي مي شوند كه هر اهل زباني تعجب مي كند.علت آن است كه آنها
.فقط مي خوانند.ارتباط برقرار نمي كنند

د ...و... چند راه حل براي رفع مشكلات

گفتيم كه برخي گويندگان در ادراك معاني مشكل دارند يا ساختهاي دستور زباني را
نمي شناسند يا در اجراي صحيح تكيه و لحن و آهنگ گفتار ضعيف هستند.در سراسر دنيا
معيارهايي براي جذب گوينده در رسانه ها وجود دارد و هيچ يك از اين معيارها بر اساس
.اشخاص تعريف نمي شود.شاخص و درجه دارد و با اندازه گيري علمي به اثبات مي رسد
.است (Linguistic Intuition) يكي از اين شاخص ها شم زباني
.د (شم زباني) يك ويژگي دروني فرد براي ادراك و بكارگيري صحيح و مؤثر زبان است
هر چه نمره شم زباني فردي بالاتر باشد،او پس از آموزش درست،گوينده تر خواهد بود.اما اين
شم زباني واقعاً چيستع؟صريح بگوييم،اصلاً چيزي نيست كه بتوان آن را خريداري كرد.هرگز
يك شبه بر كسي الهام نمي شود وبه هيچ وجه از فردي به فرد ديگر قابل بخشيدن يا عاريه دادن
نيست.با تحصيلات هم،ارتباط دارد وندارد.بسياري از تحصيل كرده ها شم زباني ضعيفي دارند
و گاهي افرادي با تحصيلات پايين شم زباني بسيار بالايي دارند.اما قاعدتاً يك آدمي كه سالها
.اهل كتاب ودفتر وكلاس و مشق و خبر بوده بايد شم زباني قوي تري داشته باشد
به زبان بسيار ساده شم زباني باز مي گردد به اين كه فرد از دوران كودكي چقدر با زبان
شفاهي و مكتوب دست و پنجه نرم كرده است. اين شاخص بسيار مهمي براي انتخاب
!!گوينده است.و البته سؤال كننده نيز بايد خود اهل فن باشد
محكم بودن پايه هاي زباني فرد ربطي به اين ندارد كه الان چقدر مطالعه مي كند،دانشجو
است يا خير و يا نفر چندم كنكور شده است.البته اينها هم در سطوح ديگري ملاك هاي مهمي به
،شمار مي رود ولي اصل آن است كه وي در كودكي چقدر مطالعه كرده است،چقدر قصه خوانده
چقدر شعر خوانده،چقدر داستان شنيده و ذهن زباني او چقدر با ظرافت هاي القاء معني
آشناست.يك فرد مي تواند در بسياري از مهارت هاي خوب باشد ولي در پيچيدگي هاي زباني
توانايي نداشته باشد.مي تواند مهندس عالي مرتبه اي باشد ولي اصلاً از هنر ارتباط بهره اي نبرده
باشد.براي يك رسانه ضعف بسيار بزرگي است كه تنها ملاك گوينده هايش قيافه و صدا باشد.آن
.هم فقط صداي پايه اي كه در حنجره توليد مي شود
مطلب ديگر اينكه گويندگان بايد دائماً در جريانهاي زباني فعاليت كنند.مرتب مطالعه
كنند.نه فقط روزنامه و زبان كليشه اي آن را بخوانند؛بلكه رمان،شعر و متون مختلف را در برنامه
.روزانه مطالعاتي خود قرار دهند
موضوع بعدي آن است كه گويندگان بايد بنويسند.اصولاً گوينده خوب كسي است كه
دست به قلم باشد.به شكل مقدماتي گويندگان بايد براي خود و سايرين متون مختلفي را
نگارش كنند.اما به صورت حرفه اي بايد خبر بنويسد.سعي كنيد در محيط كار خود گوينده اي را
پيدا كنيد كه كار دبير يهم مي كند.آيا او به طور نسبي توانايي متفاوتي ندارد؟اين توانايي به هيچ
وجه جادويي يا تصادفي كسب نشده است.گويندگاني كه دست بر قلم هم دارند،مهارتهاي زباني
خود را به طرز گسترده اي عمق مي بخشند.همين امر باعث شد تا دهها سال پيش اروپاييان
،تصميم گرفتند و گويندگي صرف را از بساط رسانه برچيدند و امروزه تقريباً همه گويندگان آنها
.متوني را مي خوانند كه خود نوشته اند يا در نوشتن آنها مشاركت داشته اند
مسئله ديگري كه گويندگان خبر به طور جدي بايد به آن توجه كنند شنيدن دايمي صداي
خود و توجه به اصلاح مشكلات گويندگي شان است.اين كار عموماً با دو روش صورت
مي گيرد:يكي شنيدن صدا هنگامي كه مشغول انجام گويندگي به صورت حرفه اي هستيد.در اين
زمان دستگاه شنوايي شما كمك مي كند تا اشكالات بياني خود را بيابيد و اصلاح كنيد به اين كار
اما بسياري از ظرايف (Auditory Feed Back) پس خوراند يا باز خورد شنيداري مي گويند
.ارتباطي چه در سطح كلامي و چه در سطح غير كلامي اين گونه قابل كشف نيستند
ديگر اينكه همه گويندگان بدون استثناء بايد نوارهاي ضبط شده خود را بشنوند.در واقع اين كار
بايد به عنوان يك وظيفه شغلي در بيايد كه گويندگان پس از اجرا به باز خورد مطمئني از اجراي
خود دست يابند.اين اصلاً كافي نيست كه فقط يك بخش ناظر يا بازرسي اجراي گوينده ها را
.نظارت كند.علاوه بر آنها خود گويندگان بايد سعي كنند تا نقاط ضعف خود را ببينند و بشنوند
حركات و صداهاي اضافي خود را شناسايي و تأمل كنند كه فلان خبر را اگر چطور
.مي خواندند موفق تر بودند
موضوع آخر نيز بحث هميشه مظلوم آموزش است.با كمال تأسف گاهي ما هرچه
سن مان بالا تر مي رود به جاي آنكه دلبستگي و كشش مان به موضوع آموزش بيشتر شود،گمان
مي كنيم كه ديگر هيچ نيازي به آموزش نداريم.در حرفه گويندگي آموزش يكي از اساسي ترين
بخشهاست استمرار اين آموزش نيز بسيار ضرورت دارد،گر چه ممكن است شكل آموزش بسته
به سطح و تجربه گويندگان متفاوت باشد.واحد هاي آموزشي رسانه ها موظف هستند با
برنامه ريزي دقيق و اجراي دوره ها و كارگاه هاي آموزشي اقناع كننده در ارتقاء سطح گويندگان
.خود تلاش كنند
.در پايان باز هم تأكيد مي كنيم كه گويندگي خبر در راديو و تلويزيون يك (اجرا)است
.نمايشي كاملاً طبيعي
همچون نمايش زندگي كه ساختگي نيست و به جان و دل مخاطبانش مي نشيند،نمايش
گويندگي نيز بايد واقعاً طبيعي و از جان و دل (اجرا)شود.بهترين درجه سنجش اين موضوع
.ميزان تأثير پايدار بر مخاطب است
گويندگي هم هنر است،هم علم است.هم ساختگي است،هم ريشه در زندگي واقعي
انسان دارد.بي هيچ يك از اين سه نمي توان گوينده موفقي بود.اگر قلباً اعتقاد داريم كه رسانه ما
حرفهاي ارزشمندي براي گفتن دارد،بايد اجراي مان در خور محتواي حرفهايمان باشد.كافي
:است كمي موضوع را جدي بگيريم.همه مان.فراموش نكنيم كه
((د (الجمال في اللسان) (پيامبر اكرم (ص)و (اللسان ميزان الا نسان) (علي (ع

_______ : منابع ##
.د 1- باطني،محمد رضا؛1363،زبان و تفكر،تهران:زمان
.د 2- پيز،آلن؛1380،زبان بدن،ترجمه سعيده زنگنه،تهران:نشر جانان

http://training.irib.ir/INFO/MAGALAT5.htm

more">

نوشته شده توسط: yahyaee در August 7, 2006 04:43 PM

نظرات

ارسال نظر




به خاطر داشتن اطلاعات شما؟