September 11, 2006 08:21 AM

ضرورت فراگيري مهارت‌هاي ارتباطي در دنياي امروز

ضرورت فراگيري مهارت‌هاي ارتباطي در دنياي امروز
عليرضا عابدي

آيا تابحال به معنا و مفهوم اين جمله كه "دنياي امروز دنياي ارتباطات است" انديشيده ايد؟
به نظر شما آيا منظور از ارتباط ظهور پديده هائي مثل : اينترنت ، ماهواره ، فكس و يا موبايل است ؟
در اينصورت آيا بهتر نبود كه عصر حاضر را "عصر مخابرات" نام مي‌نهادند؟
واقعيت اين است كه مفهوم ارتباط در هزاره سوم چيزي وسيع‌تر از گفته‌هاي بالاست.
ظهور پديده‌هاي الكترونيكي و مخابراتي فقط عاملي است كه ثابت مي‌كند ، در جهان امروز ما بيش از هرچيز نيازمند ارتباط هستيم.
شك نيست كه وجود امكانات پيشرفتة ارتباطي باعث افزايش سرعت امور شده است.
امروزه ميليونها نامه در سطح دنيا در عرض چند دقيقه ارسال مي‌شود ، هزاران تماس در عرض چند ساعت برقرار مي‌شود ، مردم در هرجاي دنيا كه باشند با فشار يك دكمه مي‌توانند باهم ارتباط برقرار كنند ، امور پشت سرهم به شما ارجاع مي شوند و شما در هرلحظه بايد چندين تصميم بگيريد .
اما يك نكته مهم در اين بين از قلم افتاده است ، شما براي اداره اين همه امور آماده نشده‌ايد.
متاسفانه اغلب ما همگام با رشد تكنولوژي ، از نظر مهارت‌هاي ارتباطي به قدر كافي رشد نمي‌كنيم.
كامپيوتر منزل ما ، تكنولوژي ماهواره اي ما ، سيستم‌هاي مخابراتي ما ، فرمت هاي نامه‌هاي اداره ما همه به سرعت تغيير مي‌كنند ، اما ما هماني هستيم كه قبلاً بوديم ، نه تغييري و نه توسعه اي ....
تمام اينها به اين دليل است كه تقريباً هيچ آموزشي در اين رابطه تدارك ديده نشده است .
در ادارات روز به روز بر شمار كارمنداني كه از تكنولوژي عقب مي‌مانند افزوده مي‌شود ، و در نتيجه ميزان ناكامي‌ها و شكست‌هاي حرفه‌اي بالا مي‌رود .
در جامعه روز به روز تعداد مردمي كه از نظر ارتباطي با يكديگر درگير مي‌شوند افزايش مي‌يابد.
فشارهاي عصبي روبه فزوني است و هجوم تبليغات ، خواسته يا ناخواسته انسانها را حريص و ناآرام مي‌كند ،
مردم به دنبال چيري هستند كه نمي‌دانند آن چيز چيست !!!
اولين پيامد ارتباطات بيمارگونه مشكلات بين فردي است ، اين مشكلات در حوضه هاي گوناگون زندگي (شغلي، ـ خانوادگي و اجتماعي) بروز مي‌كند و در نتيجه در بين افراد فاصله و دوري ايجاد مي‌شود .
واز آنجا كه انسان موجودي فطرتاً اجتماعي است و براي ارضا نيازهاي گوناگون خود به ديگران احتياج دارد بر اثر اين جدائيها در معرض هجوم نيازهاي ارضا نشده قرار مي‌گيرد .
پدران و مادران از لذت در كنار فرزند بودن محروم مي‌شوند .
و فرزندان طعم واقعي زندگي با والدين را فراموش مي‌كنند.
همسران در حسرت يك زندگي عاشقانه تر و يك رابطه صميمي‌تر بسر مي‌برند و افراد مجرد در حسرت يافتن يك همدم مناسب فرصت‌هاي طلائي زندگي را از دست مي‌دهند.
روسا مي‌كوشند تا بهره‌وري سازمان خود را بالا ببرند و از اينرو به اهداف بلند پروازانه خود جامة عمل بپوشانند اما نمي‌توانند نيروي انساني را خود را ترغيب به كار كنند .
متقابلاً كارمندان نيز تلاش مي‌كنند ، تا رشد كنند و از اين طريق به موقعيت اجتماعي بالاتري دست يابند ، اما نمي‌دانند چگونه حمايت مديران خود را جلب نمايند .
فروشندگان و صاحبان مشاغل از عدم فروش مطلوب گلايه دارند و سياستمداران با چنگ و دندان به دنبال جلب حمايت‌هاي مردم هستند.
و تمامي اينها به يك معناست . احساس ناكامي و نارضايتي
بر اثر مرور زمان آثار نارضايتي بصورت فشارهاي رواني در افراد بروز مي‌كند و فشارهاي رواني بيماري هاي رواني را به همراه مي‌آورد.
مزمن شدن بيماري هاي رواني نيز كم كم به جسم شما سرايت مي‌كند و سبب بروز بيمارهاي روان تني ( سكته قلبي و گونه هائي از سرطان ) مي‌گردد.
و سرانجام اين دور باطل با مرگ خاتمه مي‌يابد.
گوئي درعصر ارتباط بزرگترين مشكل انسان همان ارتباط است .
شما براي زيستن در اين عصر نيازمند فراگيري روش‌هاي برقراري ارتياط موفق و چگونه زيستن هستيد .
خوشبختانه ارتباط مجموعه اي از مهارت‌هاست ، اين يعني :
ارتباط درست را مي‌توان فراگرفت .
http://abedialireza.persianblog.com/1382_10_27_abedialireza_archive.html#1331513

more">

نوشته شده توسط: yahyaee در September 11, 2006 08:21 AM

نظرات

ارسال نظر




به خاطر داشتن اطلاعات شما؟