September 11, 2006 08:22 AM
ارتباطات و موفقيت
ارتباط موفق چيست؟
( ارتباطات و موفقيت )
عليرضا عابدي
ارتباط موفق مهارتي است كه طي آن شما قادر ميشويد ديگران را متقاعد به انجام خواستههاي خود كنيد.
ارتباط موفق دانشي است در حوزه روانشناسي و هدف آن بالا بردن ميزان موفقيت فرد است .
ارتباط موفق را افراد زير بايد بدانند:
• مديران : چون نياز دارند افراد زير مجموعه خود را بكار نگه دارند.
• كارمندان : چون به حمايت مديران خود نياز دارند.
• پدران و مادران : چون ميخواهند فرزندان خود را به مسير خاصي هدايت كنند.
• فرزندان : چون به پشتيباني والدين خود نياز دارند.
• فروشندگان و صاحبان مشاغل : چون بايد بتوانند مشتريان را جذب و متقاعد به خريد كنند .
• همسران : چون به يكديگر نياز دارند.
• جوانان مجرد : چون بايد بتوانند همسر مورد نظر خود را شناسائي و بدست آورند.
• معلمان و استادان : چون بايد بتوانند شاگردان خود را به مسير مورد نظر هدايت كنند.
• سياستمداران : چون بايد بتوانند رضايت عمومي را از آن خود كنند.
• افراد بيكار و بيسواد : چون بايد بتوانند در ميان مردم شايسته جايگاه و اعتباري بدست آورند.
شما جزء كدام دسته از افراد بالا هستيد ؟
بي شك اين جمله كه "دنياي امروز دنياي ارتباط است " برايتان آشناست .
آيا تابحال به معنا و مفهوم اين جمله انديشيده ايد؟
آيا منظور از ارتباط ظهور پديده هائي مثل : اينترنت ، ماهواره ، فكس و يا موبايل است ؟
در اينصورت آيا بهتر نبود كه عصر حاضر را "عصر مخابرات" نام مينهادند؟
واقعيت اين است كه مفهوم ارتباط در هزاره سوم چيزي وسيعتر از گفتههاي بالاست.
ظهور پديدههاي الكترونيكي و مخابراتي فقط عاملي است كه ثابت ميكند ، در جهان امروز ما بيش از هرچيز نيازمند ارتباط هستيم.
وجود امكانات پيشرفتة ارتباطي باعث افزايش سرعت امور شده است.
امروزه ميليونها نامه در سطح دنيا در عرض چند دقيقه ارسال ميشود ، هزاران تماس در عرض چند ساعت برقرار ميشود ، مردم در هرجاي دنيا كه باشند با فشار يك دكمه ميتوانند باهم ارتباط برقرار كنند ، امور پشت سرهم به شما ارجاع مي شوند و شما در هرلحظه بايد چندين تصميم بگيريد .
اما يك نكته مهم در اين بين از قلم افتاده است ، شما براي اداره اين همه امور آماده نشدهايد.
متاسفانه اغلب ما همگام با رشد تكنولوژي ، از نظر مهارتهاي ارتباطي به قدر كافي رشد نميكنيم.
كامپيوتر منزل ما ، تكنولوژي ماهواره اي ما ، سيستمهاي مخابراتي ما ، فرمت هاي نامههاي اداره ما
همه به سرعت تغيير ميكنند ، اما ما هماني هستيم كه قبلاً بوديم ، نه تغييري و نه توسعه اي ....
تمام اينها به اين دليل است كه تقريباً هيچ آموزشي در اين رابطه تدارك ديده نشده.
در ادارات روز به روز بر شمار كارمنداني كه از تكنولوژي عقب ميمانند افزوده ميشود ، و در نتيجه ميزان ناكاميها و شكستهاي حرفهاي بالا ميرود .
در جامعه روز به روز تعداد مردمي كه از نظر ارتباطي با يكديگر درگير ميشوند افزايش مييابد.
فشارهاي عصبي روبه فزوني است ، هجوم تبليغات ، خواسته يا ناخواسته انسانها را حريص و ناآرام ميكند ، مردم به دنبال چيزي هستند كه نميدانند آن چيز چيست !!!
اولين پيامد ارتباطات بيمارگونه مشكلات بين فردي است ، اين مشكلات در حوضه هاي گوناگون شغلي ، خانوادگي و اجتماعي بروز ميكند و در نتيجه در بين افراد فاصله و دوري ايجاد ميشود ، واز آنجا كه انسان موجودي فطرتاً اجتماعي است و براي ارضا نيازهاي گوناگون خود به ديگران احتياج دارد بر اثر اين جدائيها در معرض هجوم نيازهاي ارضا نشده قرار ميگيرد .
پدران و مادران از لذت در كنار فرزند بودن محروم ميشوند .
و فرزندان طعم واقعي زندگي با والدين را فراموش ميكنند.
همسران در حسرت يك زندگي عاشقانه تر و يك رابطه صميميتر بسر ميبرند و افراد مجرد در حسرت يافتن يك همدم مناسب فرصتهاي طلائي زندگي خود را از دست ميدهند.
روسا ميكوشند تا بهرهوري سازمان خود را بالا ببرند و از اينرو به اهداف بلند پروازانه خود جامة عمل بپوشانند اما نميتوانند نيروي انساني را خود را ترغيب به كار كنند .
متقابلاً كارمندان نيز تلاش ميكنند ، تا رشد كنند و از اين طريق به موقعيت اجتماعي بالاتري دست يابند ، اما نميدانند چگونه حمايت مديران خود را جلب نمايند .
فروشندگان و صاحبان مشاغل از عدم فروش مطلوب گلايه دارند و سياستمداران با چنگ و دندان به دنبال جلب حمايتهاي مردم هستند.
و تمامي اينها به يك معناست . احساس ناكامي و نارضايتي
بر اثر مرور زمان آثار نارضايتي بصورت فشارهاي رواني در افراد بروز ميكند و فشارهاي رواني بيماري هاي رواني را بدنبال دارد .
مزمن شدن بيماري هاي رواني نيز كم كم به جسم شما سرايت ميكند و سبب بروز بيمارهاي روان تني ( سكته قلبي و گونه هائي از سرطان ) ميگردد.
و سرانجام اين دور باطل با مرگ خاتمه مييابد.
بنظر ميرسد درعصر ارتباط بزرگترين مشكل انسان همان ارتباط است .
و شما براي زيستن در اين عصر نيازمند فراگيري روشهاي برقراري ارتياط موفق و چگونه زيستن هستيد .
خوشبختانه ارتباط مجموعه اي از مهارتهاست ، اين يعني :
ارتباط درست را ميتوان فراگرفت .
بحث اول : مهارتهای ارتباطی و نيازهای انساني
هدف از ارتباط موفق در درجةاول حفظ سلامترواني شماست
بعد از آن به ديگران فکر میکنيم.
براي آنكه شما از در آرامش بسر بريد بايد نيازها و آرزوهايتان برآورده شود .
اين نيازها از پائينترين سطح كه همان خوردن و خوابيدن و هوسهاي جنسي است آغاز ميشود و تا عاليترين سطح كه نياز به كمالجوئي و معرفت است، ادامه مييابد.
ولي نكته مهم اينجاست كه شما براي ارضاي نيازهايتان به ديگران احتياج داريد.
در سادهترين و طبيعيترين حالت ، مردان به زنان و زنان به مردان از لحاظ روحي و جسمي نياز دارند.
در سطح روابط اجتماعي شما به تخصص پزشك و پزشك به همكاري پرستار و پرستار به مهارت مهندس و مهندس به حرفة نانوا احتياج دارد.
همين وب لاگ كه شما در آن قلم ميزنيد دليل نياز مردم به مصاحبت و ارتباط با يكديگر است.
و تمام اينها به يك معني است :
انسان موجودي است اجتماعي و نيازمند به ديگران.
روشهاي برقراري ارتباط موفق به شما ياد ميدهد كه چگونه مردم را متقاعد كنيد تا با رضايت خاطر خواستهها و نيازهاي شما را برآورده كنند فنون برقراري ارتباط موفق مجموعهاي از مهارتهاست.
وقتي ميگوئيم چيزي مهارت است يعني از يكسري رفتارهاي عملي و قابل مشاهده و اندازهگيري تشكيل شده .به اين معني كه نميتوان آنرا با نصيحت و حرف به كسي ياد داد .
يعني دستيابي به آن مستلزم تمرين و همت و تلاش است .
براي اينكه موضوع را بهتر متوجه شويد يك مثال ميزنم :
ساختن وب لاگ يك مهارت است ، يعني اگر بخواهيم آنرا به كسي ياد دهيم بايد چنين بگوئيم :
1. ابتدا به اينترنت وصل شويد.
2. روي آيكون Internet Explorer دابل كليك كنيد.
3. در آدرسبار عبارت www.Persianblog.com را تايپ نمائيد.
4. در سمت چپ صفحه روي گزينه عضويت در سايت كليك كنيد.
5. در فرم عضويت در قسمت شناسه كاربري نام انتخابي خود را براي وب لاگ وارد كنيد.
6. و الي آخر ...
حالا اگر فردي برای آموزش ساختن يک وب لاگ به شما بگويد :
يكي از دستاوردهاي اينترنت ايجاد گروههاي همفكر و هم سليقه است كه به روشهای مختلفی با يکديگر ارتباط برقرار ميكنند. يكي از اين روش ها وبلاگ ميباشد. وبلاگ به شما اجازه ميدهد كه افكار ، عقايد ، اشعار خود را در اينترنت منتشر كنيد.
شما هم لازم است يك وب لاگ داشته باشيد ، پس همين الان يك وبلاگ بسازيد ...
آيا با گفتههاي بالا شما ياد ميگيريد ، كه چگونه وبلاگ بسازيد ؟
قطعاً خير .
يكي از مشكلاتي كه امروزه در بسياري از كلاسهاي ارتباطات ، تكنولوژي فكر ، NLP ، مهندسي ذهن و غيره وجود دارد ، اين است كه به اين فنون به ديد يك مهارت نگاه نميشود.
مرتب در اين كلاسها گفته ميشود كه ارتباط چنين ميكند و چنان ميكند . تجسم خلاق شما را پولدار ميكند ، انتظار فعال شما را به آرزوهايتان ميرساند ، با قدرت فكر بيماريهايتان درمان ميشود و
مردم مات و مبهوت به اين حرفها گوش ميكنند ، اما نميتوانند آنرا در زندگي واقعي خود پياده كنند
بايد روش را کمی تغيير داد.
من به ارتباط موفق به ديد يك مهارت نگاه ميكنم و از همين حالا ميگويم :
شما براي آنكه بتوانيد از طريق فنون ارتباطي ديگران را متقاعد به انجام خواستههاي خود كنيد بايد ياد بگيريد كه :
1. چگونه حرف بزنيد.
2. چگونه به حرف ديگران گوش كنيد.
3. چگونه در اجتماع رفتار كنيد.
4. چگونه در اجتماع ظاهر شويد.
5. چگونه با جنس مخالفتان برخورد كنيد.
6. چگونه تيپهاي مختلف شخصيتي را از هم تشخيص دهيد.
7. چگونه با هر تيپ شخصيتي برخورد كنيد.
8. چگونه حقوق ديگران را تشخيص دهيد و به آن احترام بگذاريد.
9. چگونه حقوق خود را تشخيص دهيد و از آن دفاع كنيد.
10. چگونه ويژگيهاي فردي و نقاط ضعف خود را بشناسيد.
11. چگونه در موارد بحراني وضع را كنترل كنيد.
12. چگونه از وسائل ارتباط جمعي مثل تلفن استفاده كنيد.
فقط يادآوري ميكنم كه ممكن است مهارتهاي ديگري هم به اين فهرست اضافه شود ولي :فعلاً در جامعه ما اين موارد بسيار مساله ساز شده است
بحث دوم : معرفی عوامل ارتباطي
شما برای برقراری ارتباط با ديگران دو كار میكنيد :
۱ـ حرف میزنيد
۲ـ از ظاهر ( لباس و آرايش ) و حركات بدن خود ( مثل دستها و عضلات صورت ) كمك میگيريد.
غير از اينها راه ديگری نيست ، اگر شما میدانيد بگوئيد.
اما هيچ تا به حال فكر كرده ايد كه اين دو روش هر كدام چقدر در برقراری ارتباط نقش دارند ؟
بررسیها نشان داده كه كلام يعنی حرف زدن ۴۵٪ و رفتار ۵۵٪ از مفاهيم درون شما را به ديگران منتقل میكنند .
خوب منظور ؟
يعنی اگر بخواهيم به يك ارتباط موفق نمره ۲۰ بدهيم معمولاً ۹ نمره مربوط به حرف زدن و ۱۱ نمره مربوط به حركات و سكنات شماست .
حرف زدن هم خود از دو بخش تشكيل شده :
۱ـ سخنان شما يعنی كلماتی كه برای بيان منظورتان بكار میبريد.
۲ـ لحن گفتن شما يعنی آهنگ حرف زدنتان
از ۹ نمرة حرف زدن ۵/۷ نمره مربوط به لحن كلام شماست و ۵/۱ نمره مربوط به كلماتی كه بكار میبريد.
بحث سوم ـ نقش لحن كلام در برقراری ارتباط
همانطور كه در بحث دوم عنوان شد از بين فعاليتهاي ارتباطي كمترين سهم مربوط به حرف زدن و بيشترين آن مربوط به رفتار شماست.
من در بحث پيش يك سوال مطرح كردم و آن اين بود كه اگر شما به خواهر يا برادر يا دوستتان كه حدود ۱۸ سال سن دارد بگوئيد كوتوله خنگ مسخره چقدر احتمال میدهيدكه او از حرف شما ناراحت شود ؟
اما بيائيد موضوع را به صورتي ديگر نگاه كنيم :
فرض كنيد با اين دوست خود دريك روزتعطيل ، كنارآب رودخانه نشستهايد و دست در گردن يكديگر انداختهايد ، گل ميگوئيد و گل ميشنويد ، ناگهان در همين حال شما لپ دوستتان را ميگيريد و ميكشيد و با يك حالت حرص و شوخي ميگوئيد : كوتوله خنگ مسخره آيا فكر ميكنيد باز هم او از دست شما ناراحت ميشود؟
همانطور كه ميبينيد مفهوم حرفها تا حد زيادي به حالتهاي رفتاري و لحني كه بيان ميشوند بستگي دارند.
براي اينكه موضوع را بهتر متوجه شويد ، يك بازي جالب ميكنيم :
در زير يك جمله نوشته شده كه هر حرف آن با يك رنگ مشخص شده است .
شما روي هر حرف كليك كنيد تا اين جمله با تاكيد روي همان حرف بيان شود.
متوجه ميشويد كه اين جمله ثابت وقتي با چهار لحن متفاوت بيان شود ، چهار معني گوناگون خواهد داد.
من نگفتم كه برادرت اينجا بياد !!!
اين است معجزه لحن بيان
پس از اين به بعد وقتي گوشي تلفن را برميداريد ، نگوئيد : الو!!!
بحث چهارم ـ رفتار ، پراهميتترين عامل در برقراري ارتباط موفق
همانطوريكه در مباحث قبل گفتيم بالاترين امتياز در عوامل ارتباطي مربوط به رفتار شماست.
ولي منظور از رفتار چيست ؟
وقتي از رفتار صحبت ميكنيم منظورمان دو چيز است:
• ظاهر شما ( لباسشما ـ چهره و اندام شما )
• حركات و سكنات شما
در اين يادداشت و يادداشت بعدي ميخواهيم درباره ظاهر صحبت كنيم ، امروز درباره لباس و دفعه بعد درباره چهره .
ظاهر شما يكي از مهمترين عوامل ارتباطي شماست چون :
مردم در اولين برخورد فقط از روي ظاهرشما دربارهتان قضاوت ميكنند
و در اين ارتباط لباس هركس نقش مهمي دارد چون نمادي از شخصيت اوست.
• فرض كنيد در خيابان به مردي برخورد كنيد كه يك شلوار كردي گشاد به همراه يك كفش خاكآلود كثيف و يك پيراهن گلدار قرمز و مشكي پوشيده است ، بنظر شما شغل او چيست ؟
چرا ؟ از كجا ميدانيد ؟
جواب شما تقريباً قابل پيشبيني است
حتماً ميگوئيد : از تيپش معلوم است
حالا به من بگوئيد : تيپ شما باعث ميشود مردم دربارهتان چگونه قضاوت كنند ؟
شايد بگوئيد مردم هر قضاوتي ميخواهند بكنند ، بكنند.
من هم با شما موافقم ، شما براي مردم زندگي نميكنيد ، ولي همانطور كه در بحث اول گفتم : شما براي رفع نيازهاي خود به مردم احتياج داريد .
و همين ايجاب ميكند :
حداقل در نخستين برخوردتان با آدمهاي جديد ، نسبت به ظاهر خود هوشيار باشيد
يكي از مسائلي كه امروزه در جامعه ما مطرح است ، موضوع مد ميباشد.
مد ، جوانان و حتي بزرگترها را وادار ميكند كه هرچند ماه يكبار بطور كامل تيپ خود را عوض كنند.
يك روز شلوار بلند دمپا و روز ديگر شلوار كوتاه برمودا
يك روز كفش نوكتيزدراز و روز ديگر كفش اسپرت ....
و نتيجه اينكه مردم به سختي ميتوانند بفهمند با چه شخصيتي طرف هستند ، چون
لباس شما مثل لوگوي وب لاگ شماست !!!
آيا دوست داريد لوگوي وب لاگ من هرروز عوض شود ؟ يك روز علامت دست دادن باشد ، يكروز عكس يك گيتار ، يكروز عكس يك گلسرخ ، يك روز عكس يك خرگوش و يكروز عكس يك كودك يكساله ..
خوب وقتي مردم ندانند با چه شخصيتي طرف هستند ، ترجيح ميدهند با او وارد ارتباط نشوند . و در نتيجه روابط سالم كاهش مييابد و پيرو مد احساس ميكند روز به روز در حال تنهاتر شدن است.
بحث پنجم ـ چهره موفق (قسمت اول)
• بسياري از مردم از تأثير چهره خود بر ديگران آگاه نيستند.
• خود شما فكر ميكنيد صورتتان چه تأثيري بر ديگران دارد ؟؟؟
اين مسأله ناشي از اين تفكر است كه :
مردم خيال ميكنند ، چهره آنها پديدهاي كاملاً خدادادي است و زياد در اختيار آنها قرار ندارد
اما اين يك عقيده صد درصد درست نيست!!!!
وقتي هنگام مسواك زدن در آئينه دستشوئي خود نگاه ميكنيد ، شايد كاملاً بيآزار به نظر برسيد . اما فريب اين ظاهر معصوم را نخوريد . شما با همين چهره معصوم خيليها را ميترسانيد و يا بشدت عصباني ميكنيد.
تأثير چهره شما وابسته به دو چيز است :
• نحوه تفكرات شما
• نحوه آرايـش شما (چه زن ، چه مرد)
امروز ميخواهيم درباره تأثير تفكرات شما بر چهرهتان صحبت كنيم.
عقايد ، باورها و خلق و خوي شما ، كاملاً بر عضلات صورتتان تأثير ميگذارند و باعث تغيير شكل آنها ميشوند ، به نحوي كه ديگران تا حد زيادي قادر خواهند بود با نگاه به چهره شما به خصوصيات اخلاقي و روحيتان پي ببرند.
به عبارتي :
رنگ و رخساره خبر ميدهد از سِر ضمير
آيا دقت در هر يك از تصاوير حس خاصی را به شما منتقل نمیكند ؟؟
زشتي يا زيبائي شما نقش زيادی در برقراری ارتباط واقعی و طولانی ندارد
( مگر براي افراد سطحينگر و كوتهبين ).
شما در خيابان زنان زيبائي را ميبينيد كه همسر مردان زشتي هستند و برعكس مردان زيبائي كه همسر زشتي دارند و هردوي اينها از باهم بودن شادمانند.
• شما ممكن است خيلي زيبا باشيد ، اما مردم از نزديك شدن به شما بهراسند و ترجيح دهند با شما وارد ارتباط نشوند.
• و برعكس ممكن است خيلي زشت باشيد ولي نگاهتان براي مردم جذاب و آرامشبخش باشد.
و اينها همه به خاطر ويژگيهاي دروني شماست ، نه چهره ظاهريتان
غرور ـ عصبانيتهاي دراز مدت ـ ترسهاي مزمن ( مثل ترس از بيماري ، ترس از آينده ، ترس از آسيب و خطر و ... )
مشغله زياد ـ زند گي بي برنامه
شكستهاي پي در پي (در عشق ، در تحصيل ، در زندگي ، در كار و ....)
حسابگري و سياست بيش از حد در امور زند گي ـ خِسَت ـ شوخي و خنده مداوم و ........
از عوامل مهمي هستند كه بر چهره شما تأثيرات سريع و عميق ميگذارند.
اگر ميخواهيد در اينباره بيشتر بدانيد ، كشف مهم دكتر ماكسوئل مالتز جراح بيني معروف آمريكائي و بنيانگزار علم روانشناسي سيبرنتيك را مطالعه كنيد.
زيبا بيانديشيد تا چهرهاي زيبا داشته باشيد.
هره موفق(قسمت دوم ـ آرايش موفق)
نه هركه چهره برافروخت دلبری داند-------------------- نه هركه آينه سازد سكندری داند
هـــزار نكــته باريكتـر زمو اينجـاست-------------------- نه هر كه سر بتراشد قلندری داند
(حافظ)
امروزه در جوامع توسعه يافته و در حال توسعه آرايش از جايگاه قابل توجهي در زندگي انسان برخوردار شده.
و جالبتر اينكه نقش مهمي را نيز در پذيرش افراد در اجتماع بازي ميكند.
اينكه شما چگونه چهره خود را ميآرائيد بر موفقيتهاي شما در اجتماع و خانواده و در قضاوت ديگران دربارهتان اثر بسزائي دارد.
آرايش چهره در مردان و زنان دو مقولة جدا از هم است .
ما در اين بحث به اختصار دربارة هردو مورد صحبت ميكنيم.
1ـ آرايش در مردان:
آرايش مردان غالباً به مرتب كردن و اصلاح موهاي سر و صورت ختم ميشود .
فرهنگهاي گوناگون هر كدام دستورالعملهاي نانوشته خاصي را براي افراد خود دارند.
مثلاً در جنگ ايران و عراق سربازان عراقي را با سبيل پرپشت و ريش اصلاح كرده ميشناختند.
در تاريخ قديم مغولها سر تراشيده و سبيل چنگيزي داشتند و اروپائيها اكثراً صورت اصلاح كرده دارند و ....
حالا شما بگوئيد مردان جامعه ما چه الگوي ناننوشتهاي براي آرايش خود دارند ؟
مثلاً در جامعه خودمان و در شهرهاي بزرگ شما ميبينيد كه آقايان:
• بعضي صورت خود را كاملاً اصلاح ميكنند و موهايشان را كوتاه نگه ميدارند.
• بعضي ريش ميگذارند و موهايشان را كوتاه نگه ميدارند.
• بعضي ريش پروفسوري ميگذارند و موهايشان را بلند ميكنند.
• بعضي ريش ميگذارند و سبيلشان را ميزنند و ....
يك كلام شما به راحتي الگوي ثابتي را نميتوانيد بدست آوريد
اين از ويژگيهاي جوامع در حال توسعه و گذر است.
در اينجاست كه الگوهاي آرايش موفق به كمك شما ميآيند.
• اگر بخواهيم به ارائه يك راهكار كلي بپردازيم بايد بگوئيم :
شما به عنوان يك مرد اگر بخواهيد آرايش موفقي داشته باشيد بهتر است:
موهاي خود را كوتاه و مرتب نگاه داشته و صورت خود را اصلاح كنيد .
حالا اگر درباره اين راهكار منعي داريد به نكات زير توجه كنيد:
1 ـ اگر با اصلاح صورت مخالفيد و مايليد ريش داشته باشيد ، ريش شما بايد نه خيلي كوتاه و نه خيلي بلند باشد ، و حتماً مرتب ، كامل و شانه كرده باشد.
مدل دادن به موي صورت ، چنانچه با شخصيت اجتماعي فرد سازگار باشد ، ظاهراً اشكالي ندارد ، مگر به گونه اي باشد كه جلب توجه كرده و باعث نگاه هاي معنا دار ديگران شود.
وضعيتي مثل تهريش فقط چهره شما را ژوليده ، نامرتب وخسته نشان ميدهد ،
و عموماً اثر مثبتي برارتباطات شما ندارد .
2 ـ اگر با كوتاه نگاه داشتن موي سر مشكل داريد بايد به چند مورد توجه كنيد.
موهاي بلند غالباً پيامهاي خاصي را به ديگران منتقل ميكنند و گروه ويژهاي طرفدار آنند (مثل بعضي هنرمندان) شما تنها بايد وقتي اينگونه آرايش كنيد كه به پيامدهاي اين كار در ارتباطات خود واقف باشيد.
در غير اينصورت بهتر است جانب احتياط را رعايت كنيد و موهاي خود را اصلاح كرده ، مرتب و نسبتاً كوتاه نگاه داريد.
در مقابل اين امر تراشيدن موي سر قرار دارد كه آنهم پيامدهائي مشابه بلند كردن مو دارد و تقريبا همان نکات بالا برای آن تکرار میشود.
2- آرايش در خانم ها
موضوع آرايش در مورد خانمها كمي پيچيدهتر از آقايان است .
چون پارامترهائي كه در چهره خانمها نياز به آرايش دارد بيشتر از آقايان است و به دو مورد ( موي سر و صورت ) ختم نميشود.
مهمترين مشكلاتي كه در بحث آرايش خانمها مطرح است ، وسواس و افراط و تفريط ميباشد.
• وسواس در آرايش غالباً باعث ميشود خانمها در مدت كوتاهي زيبائيهاي طبيعي چهره خود را نيز از دست بدهند ، و نياز به استفاده از مواد مصنوعي و آرايشي بيشتري داشته باشند كه اين علاوه بر تاثيرات منفي روي روحيه آنها باعث اختلال در ارتباط آنها نيز ميشود.
• افراط نيز باعث ميشود كه بدون اينكه خود متوجه باشند ، كم كم ظاهري عجيب و غيرعادي پيدا كرده و در اجتماع انگشتنماي ديگران شوند .
• كمتوجهي به آرايش را نيز نبايد ناديده گرفت ،
بسياري از افراد براي جامعه به خوبي آرايش ميكنند ، اما در محيط خانواده با بهانههائي از اين دست كه (اينجا كه غريبه نيست )يا ( يا مگر ميخواهم بروم عروسي كه آرايش كنم و ....) از آرايش كردن خودداري ميكنند كه نتيجه :
بدست آوردن ارتباطات ناپايدار و کم اهميت در اجتماع و از دست دادن ارتباطات ضروري و مهم در خانواده ميباشد .
كوتاه سخن اگر بخواهيم به ارائه يك الگوي نسبتاً عمومي درباره آرايش خانمها بپردازيم بايد بگوئيم از نظر ارتباط موفق شما بايد در آرايش به موارد زير توجه كنيد:
الف ـ ساده و ملايم آرايش كنيد بطوريكه آرايش شما در وهله اول با زيبائي خود شما اشتباه گرفته شود ، و اينطور به نظر برسد كه شما آرايشي نداريد.
ب ـ بدانيد كه آرايش شما باعث روآوردن ارتباطات مختلفي به سمت شما ميشود ، پس متوجه باشيد كه آرايش در محيطهاي عمومي و براي افراد غريبه ممكن است ارتباطاتي را به سمت شما هدايت كند كه ميلي به پذيرش يا حداقل آمادگي پذيرش آنها نداريد.
بنابراين توصيه ميشود ، فقط براي افرادي آرايش كنيد كه به برقراری ارتباط درست با آنها نياز داريد ، آرايشهاي فلهاي و بيدر و پيكر و يا آرايش به منظورهاي بيمارگونه ، مثل جلب توجه و دلبري براي بيگانگان ، يا آرايش براي همسر يابي بدون در نظر داشتن هدفي مشخص ، فقط باعث تنشهاي رواني در شما و بروز مشكلات روحي شده و كمكي به برقراري ارتباط موفق نميكند.
ج ـ اگر متاهل هستيد،بشدت توصيه ميشود ، مرتب و به بهترين نحو ممكن براي همسرتان آرايش كنيد.
اين مسئله موضوعي است جدي و سهل انگاري در آن با توجه به روانشناسي خاص مردان ، ميتواند عواقب نامطلوبي و غيرقابل كنترلي براي شما به همراه آورد.
در مقابل تا حد ممكن در اجتماع و در مواجهه با افراد غريبه از آرايشهاي معنا دار بپرهيزيد.
د ـ ما در يك جامعه ديني و مذهبي زندگي ميكنيم و علاوه برآن عقايد و سنتهاي اجتماعي ديگري هم داريم كه در بعضي موارد حتي از توصيههاي مذهبي پرحرارتتر و قويترند ،
مراقب باشيد آرايش شما به احساسات ديني و مذهبي افرادي كه با آنها ارتباط داريد لطمه نزند.
ه ـ اگر فرد مذهبي و مقيدي هستيد بايد بدانيد كه بند ج جز وظايف ديني شماست ، اما در اجتماع هم شما وظايفي داريد و نسبت به حفظ كيان دين مسئوليد
برخي پوششهاي مذهبي خود باعث جلب توجه ديگران به سمت فرد ميشود و موجبات سوء استفاده افراد را فراهم مياورد . مراقب باشيد پرحرارتتر از دستورات دين عمل نكنيد.
اينها خلاصه مواردي بودند كه زنان و مردان به هنگام آرايش بايد به آن دقت كنند ، برخي موارد نيز در بحث آرايش بين زن و مرد مشترك است كه عبارتند از :
الف – نقائص ظاهري چهره خود را حتيالامقدور برطرف كنيد . يك دندان شكسته و ترميم نشده ميتواند به هنگام خنده آرايش شما را كاملا در هم بريزد
ب ـ هنگامي كه ميخواهيد در اجتماع ظاهر شويد از خوردن غذاهاي بودار پرهيز كنيد .
متاسفانه امروزه مردم با تمامي مشكلات ارتباطي كه دارند ، موارد مشكل زاي جديد نيز خلق مي كنند ، مثلاً يكي از اين عادات زشت كشيدن سيگار است ، سيگار سواي آنكه هديهاي بنام سرطان را براي شما به ارمغان ميآورد ( طبق يك پژوهش هر نخ سيگار بطور متوسط 20 دقيقه از عمر شما ميكاهد) ، به شخصيت اجتماعي شما نيز لطمه ميزند و در مدت كوتاهي باعث بوي بد دهان شما ميشود ، اين عادت بيمنطق متاسفانه امروزه علاوه بر آقايان جامعه خانمها را نيز هدف قرار داده است .
به هر حال كوتاه سخن اينكه ، بشدت مراقب بوي دهان خود باشيد كه در ارتباطات شما اثرات بسيار بدي ميگذارد.
د ـ و به عنوان آخرين نكته بياد داشته باشيد كه
هر چهره اي با لبخند زيباتر است .
زيبا و موفق باشيد
***
http://abedialireza.persianblog.com/1382_10_27_abedialireza_archive.html#1331513
نوشته شده توسط: yahyaee در September 11, 2006 08:22 AM


