December 29, 2007 01:01 AM
ارتباطات انساني درفضاي مجازي
بسياري از انديشمندان فعال در حوزه اينترنت اين بحث را به ميان کشيده اند که ارتباط افراد از طريق اينترنت به شيوه هاي مختلف نسبت به انواع معمول و روزمره ارتباط که با حضور جسمي افراد همراه است، حالتي تقليل يافته دارد.
براي مثال هيوبرت دريفوس درکتاب خود با نام «درباب اينترنت» استدلال مي کند:توانايي بدن ما در دستيابي به چيزها (اشياء)، فراهم آورنده درک ما از واقعيت کاري است که انجام مي دهيم و آماده ايم که انجام دهيم. همه اين امور را بدن ما آنقدر بي دردسر، فراگير و موفق انجام مي دهدکه ما بندرت متوجه آن مي شويم و اين بدان علت است که بسادگي به اين نتيجه مي رسيم که در فضاي سيبرنتيکي (مجازي) مي توان بدون حضور چهره به چهره ارتباط برقرار کرد؛ چراکه امکان ارتباطي کامل از اين نوع [در فضاي مجازي اينترنت] ناممکن است.
درک کردن اين که چرا محققان چنين مباحثي را مطرح مي کنند، آسان است. به نظر مي رسد بسياري از جنبه هاي ارتباط شخصي ما به تماس چهره به چهره و مستقيم نياز داشته باشد.براي مثال دريفوس استدلال مي کند اعتماد به اشخاص ديگر تا حدي براساس اين تجربه است که آنها از آسيب پذيري ما در يک موقعيت رودررو، هنگامي که فرصت استفاده از آن وجود دارد، بهره نمي برند. حتي اگر اين استدلال را نپذيريم، به نظر مي آيد حقيقتي در اين کار وجود دارد که ما مي توانيم به حد معيني از اطمينان به افراد هنگام ديدار مستقيم و شخصي با آنها دست يابيم که در روابط آنلاين در دسترس نيست. بخصوص امکان فريبکاري آشکار در يک موقعيت مستقيم و رودررو به حداقل مي رسد. اما پيش از نتيجه گيري نهايي بايد اندکي دقت به خرج داد.
يک دليل براي احتياط به خرج دادن در اين نتيجه گيري نهايي اين است که روابط غيرمجازي و واقعي در معرض انواعي از تحريف قراردارند که عمدتا_ در روابط اينترنتي وجود ندارد.
يکي از اين تحريف ها به جذابيت ارتباط چهره به چهره مربوط مي شود.
نکته مهم ديگر اين است که ما براساس ادراکمان از جذابيت جسمي افراد، استنباطهاي ناموجهي درباره آنها انجام مي دهيم. ما همچنين در قضاوت درباره ديگران برنشانه هايي بسيار ازجمله سن، جنس، خصوصيات نژادي، سبک لباس پوشيدن، لهجه و طبقه اجتماعي نيز تکيه مي کنيم.
دليل اين که چنين نشانه هايي اغلب باعث قضاوت هاي تحريف شده درباره افراد مي شود، اين است که ما از نظريه هاي تلويحي شخصيت استفاده مي کنيم که برکليشه پردازي تکيه دارند.
ميراندا فريکر، فيلسوف معاصر به نمونه تخيلي جالب توجهي از اين نوع فرآيند اشاره کرده است.
موضوع قابل توجه در ارتباط از طريق اينترنت اين است که خصوصيات معيار قضاوت ما درباره افراد کاملا متفاوت است.
طنز قضيه در اين است که مشخصه ارتباط از طريق اينترنت، يعني فقدان رابطه چهره به چهره، نبود حضور جسمي که فريبکاري و جعل هويت آشکار را ممکن مي کند درعين حال مانع گرايش به کليشه پردازي و هويت سازي مي شود؛ البته نبايد در مورد اين نتيجه گيري مبالغه کرد. حتي در روابطي که کاملا_ به واسطه کلمات نوشته شده است، مثلا_ در گپ هاي اينترنتي، ما هنوز درباره افراد به داوري هايي دست مي زنيم که فراتر از شواهد موجود است. پيامدش اين است که ما در ارتباطهاي اينترنتي نسبت به ارتباطهاي معمول روزمره کنترل بيشتري بر آن جنبه هايي از شخصيت مان که به ديگران عرضه مي کنيم، اعمال مي داريم. از اين روست که در مورد فريبکاري در رابطه اينترنتي نگراني وجود دارد.
ترجمه: رضا کريمي
http://www.khodkar.ir
نوشته شده توسط: yahyaee در December 29, 2007 01:01 AM


