<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed version="0.3" xmlns="http://purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xml:lang="en">
<title>ارتباطات انسانی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://yahyaee.com/1/" />
<modified>2008-07-29T05:51:52Z</modified>
<tagline></tagline>
<id>tag:yahyaee.com,2008:/1/2</id>
<generator url="http://www.movabletype.org/" version="3.16">Movable Type</generator>
<copyright>Copyright (c) 2008, yahyaee</copyright>
<entry>
<title>ارتباط غيركلامي و زبان بدن</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://yahyaee.com/1/archives/2008/07/post_139.htm" />
<modified>2008-07-29T05:51:52Z</modified>
<issued>2008-07-29T05:51:23Z</issued>
<id>tag:yahyaee.com,2008:/1/2.706</id>
<created>2008-07-29T05:51:23Z</created>
<summary type="text/plain">هانيه ورشوچي علائم غيركلامي، نه تنها احساسات فرد را به تصوير مي‌كشند بلكه اغلب نشان مي‌دهند او چگونه با احساسات كنار مي‌آيد. بخش مهمي از تعامل انسانها شامل ارتباطات غيركلامي است. مثلاً اطوارها، حالت‌هاي چهره و ژست‌هاي افراد مي‌توانند نگرش‌ها...</summary>
<author>
<name>yahyaee</name>

<email>info@yahyaee.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://yahyaee.com/1/">
<![CDATA[<p>هانيه ورشوچي</p>

<p>علائم غيركلامي، نه تنها احساسات فرد را به تصوير مي‌كشند بلكه اغلب نشان مي‌دهند او چگونه با احساسات كنار مي‌آيد.<br />
بخش مهمي از تعامل انسانها شامل ارتباطات غيركلامي است. مثلاً اطوارها، حالت‌هاي چهره و ژست‌هاي افراد مي‌توانند نگرش‌ها و احساسات آنها را به ديگران انتقال دهند و اين حركات و موارد زيادي مي‌توانند حتي مؤثرتر از پيام‌هاي كلامي باشند.<br />
 به نوعي مي‌توان گفت: كنش متقابل شامل شكل‌هاي متعدد ارتباط غيركلامي- مبادله اطلاعات و معني از طريق حالت‌هاي چهره، اشارات با حركات بدن- مي‌شود. ارتباط غيركلامي گاهي «زبان بدن» ناميده شده، كه گمراه‌كننده است، زيرا مشخصاً‌ از اين گونه اشارات غيركلامي براي حذف، تقويت يا بسط آنچه كه به صورت كلام گفته مي‌شود استفاده مي‌كنيم. الكساندر لوون، روان‌شناس، اين نكته را چنين بيان مي‌كند: «هنگامي كه انسان تفسير زبان حالت بدن را ياد مي‌گيرد، هيچ واژه‌اي را به اندازه آن روشن و واضح نمي‌يابد.» <br />
تحقيقات نشان داده است كه محل قرار گرفتن دست و پا در هنگام مكالمه چيزهايي درباره پايگاه متفاوت افراد به ما مي‌گويد. وقتي افراد با كساني صحبت مي‌كنند كه از نظر پايگاه از آنها پايين‌ترند يا از قدرت كمتري برخوردارند، دستها و پاهاي آنان آرامتر و راحت‌تر است. اما وقتي با افرادي از پايگاه بالاتر صحبت مي‌كنند ژست آنها خشك‌تر و به اصطلاح عصا قورت داده‌تر است. در حالي كه وضعيت راحت‌تر بدن كه كمي متمايل به سوي شخص ديگر باشد، نشان دهنده علاقه و دوستي است. <br />
يك انسان نمي‌تواند ارتباط برقرار نكند. او مي‌تواند تصميم به ادامه گفت‌وگو بگيرد، اما غيرممكن است كه بتواند جلوي رفتار خويش را بگيرد. رفتار يك فرد- حالت‌هاي چهره، حركات بيانگر، وضع اندام و اعمال ديگر – جرياني بدون وقفه از اطلاعات و منبعي پايدار از نشانه‌هاي مربوط به احساساتي است كه او تجربه مي‌كند. فقط بخش كوچكي از درك و فهمي كه انسان با تعامل رو در رو به دست مي‌آورد حاصل لغات است.<br />
 از ديگر وجوه ارتباط غيركلامي حالتهاي چهره است شامل خوشحالي، غمگيني، شگفتي، ترس، خشم و بيزاري حالتي همگاني و جهاني داشته و در همه جاي جهان يكسان تعبير و تفسير مي‌شوند. يك جنبه مهم ارتباط غيركلامي بيان احساس از طريق چهره است. <br />
در واقع حالتهاي چهره، حركات و حالات بدني به طور دائم براي تكميل سخنان و نيز انتقال معاني هنگامي كه عملاً‌ چيزي گفته نمي‌شود، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. حالتهاي حقيقي چهره معمولاً‌ پس از چهار يا پنج ثانيه ناپديد مي‌شوند و لبخند يا ابراز تعجبي كه بيشتر طول مي‌كشد، مي‌تواند به خوبي نشان دهنده فريب باشد. <br />
هر يك از شكل‌هاي صحبت و فعاليت كه زندگي روزانه ما پيرامون آن بنا گرديده، حالت چهره، اشارات يا وضع بدن مي‌تواند براي شوخي كردن، نشان دادن استهزاء يا شك و ترديد مورد استفاده قرار گيرند. به عنوان مثال حالت تعجب در چهره خيلي طول مي‌كشد، ممكن است به عنوان تقليدي طنزآميز به كار برده شود. <br />
مي‌توان از چهره مفهوم وسيع‌تري را يافت چرا كه چهره نقش بسيار وسيعي در عملكرد و درك طرف مقابل از ما دارد. در زندگي روزانه، ما معمولاً‌ توجه زيادي به نگهداري يا حفظ كردن آبروي يكديگر نشان مي‌دهيم. آداب‌داني نوعي تدبير حفاظتي است كه هر يك از دو طرف با اين انتظار به كار مي‌برند كه، در مقابل ضعف‌هاي خودشان تعمداً‌ در معرض ديد عموم قرار نخواهند گرفت. <br />
بنابراين زندگي هر روزه ما خود به خود پيش نمي‌آيد. همه ما بي‌آن كه بدانيم، در كنش متقابلي كه با ديگران داريم حالت چهره، وضع حركات بدن را به دقت به طور مداوم كنترل مي‌كنيم. <br />
به عنوان مثال يك ديپلمات خوب بايد بتواند در حالي كه كاملاً‌ آسوده و آرام به نظر مي‌رسد با ديگران كه ممكن است با عقايدشان موافقت نداشته يا حتي به نظرش نفرت‌انگيز برسند كنش متقابل داشته باشد. ميزان موفقيت در اين امر مي‌تواند در سرنوشت تمامي ملتها مؤثر باشد. ديپلماسي ماهرانه مي‌تواند تيرگي روابط بين ملتها را برطرف كرده و از جنگ جلوگيري كند.<br />
 علائم غيركلامي، نه تنها احساسات فرد را به تصوير مي‌كشند بلكه اغلب نشان مي‌دهند او چگونه با احساسات كنار مي‌آيد به طور مثال ممكن است خشم خود را با كشيدگي و تنش عضلاني سركوب كند و يا احساساتش را از طريق بر زمين كوبيدن پا، تكان دادن دست‌ها و محكم بستن در اتاق يا مواردي از اين قبيل تخليه كند.<br />
 احساسات افراد نسبت به روابطشان اساساً‌ از طريق رفتارهاي غيركلامي آنان منتقل مي‌شود. هنگامي كه افراد فاصله قابل توجهي از يكديگر مي‌گيرند، بدنشان را منقبض مي‌كنند و از روبه روي هم قرار گرفتن يا تماس چشمي اجتناب مي‌كنند.<br />
 از آنجا كه رفتارهاي غيركلامي، ابزارهاي اصلي انتقال هيجان‌ها هستند براي درك مهمترين مواردي كه ديگران با ما درميان مي‌‌گذارند، اهميت بسيار زيادي دارند. اوقاتي وجود دارد كه هر يك از ما لغات را به نحوي به كار مي‌بريم كه براي پنهان كردن احساساتمان مناسب باشد.<br />
 گاه اين تمايلات فريبكارانه در ضمير ناهشيار ما پنهان مي‌شوند و ما حتي از تلاش خود براي پنهانكاري آگاه نمي‌شويم. اما به همين ترتيب، هر يك از ما ياد گرفته‌ايم كه زبان بدن را كنترل كنيم. ما آگاهانه يا ناآگاهانه، تلاش داريم بروز هيجان‌هايي را كه از طريق رفتارهاي غيركلامي منتقل مي‌شوند كنترل كنيم. <br />
به طور مثال هنگامي كه موضوعي براي ما از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، ممكن است شانه‌هايمان را با نوعي بي‌تفاوتي فريبكارانه بالا بيندازيم يا ممكن است خشم خود را با لبخندي دروغين استتار كنيم. از آنجا كه بخش زيادي از ارتباط بين فردي را ارتباط غيركلامي تشكيل مي‌دهد. <br />
تفسير زبان تن يكي از مهمترين مهارتهاي لازم در گوش كردن اثر بخش است. عناصر غيركلامي ارتباط، به خصوص در درك احساسات شخصي ديگر اهميت بسيار دارد. مردم اغلب مي‌كوشند كه احساساتشان را از طريق كنترل رفتارهاي غيركلامي خود مخفي نگه‌دارند اما اين كار، در مقايسه مربوط به پنهان‌كاري، معمولاً‌ از موفقيت كمتري برخوردار است. گاه ممكن است كه زبان بدن، بسيار واضح و آشكار باشد و گاه ممكن است كه رمزگشايي آن كار بسيار دشواري به نظر برسد. <br />
هرگاه شنونده قادر باشد درك خود را از زبان بدن فرستنده به شكل مناسبي منعكس كند، ارتباط تا حد قابل توجهي بهبود مي‌يابد.</p>

<p>http://www.todaylink.ir/go/index.php?id=10607<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>اصول پاسخگويي </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://yahyaee.com/1/archives/2008/04/post_138.htm" />
<modified>2008-04-05T11:57:20Z</modified>
<issued>2008-04-05T11:56:28Z</issued>
<id>tag:yahyaee.com,2008:/1/2.685</id>
<created>2008-04-05T11:56:28Z</created>
<summary type="text/plain">مهرداد پيدايي چكيده: پاسخگوئي در اساسي ترين مفهوم خود،‌به جوابگوئي در برابر يك شخص، به خاطر عملكرد مورد انتظار تعبير مي شود. در اين مقاله ما سعي كرديم به بحث پاسخگوئي و تفاوت آن با مسئوليت اشاره كنيم و ويژگيهاي...</summary>
<author>
<name>yahyaee</name>

<email>info@yahyaee.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://yahyaee.com/1/">
<![CDATA[<p>مهرداد پيدايي<br />
چكيده: پاسخگوئي در اساسي ترين مفهوم خود،‌به جوابگوئي در برابر يك شخص، به خاطر عملكرد مورد انتظار تعبير مي شود. در اين مقاله ما سعي كرديم به بحث پاسخگوئي و تفاوت آن با مسئوليت اشاره كنيم و ويژگيهاي يك سيستم مناسب پاسخگوئي كه شامل دسترسي آسان، پاسخگوئي سريع، دسترسي بدون دردسر،‌كاركنان با اختيار عمل ، گزينش و آموزش كاركنان بانك اطلاعات، مشتري حمايت سازماني و منصفانه و بي طرف بودن سيستم پاسخگوئي است، بررسي كنيم 0</p>

<p>مقدمه <br />
امروزه سازمانهائي كه خواهان موفقيت هستند، در جستجوي راههائي هستند كه بتوانند رهبري بازار را در كنترل خود در آورند. يكي از مهمترين عوامل موفقيت، مشتري گرائي در سازمان است. در اين راستا بسياري از سازمانها به حرف اكتفا كرده‌اند و كمتر به صورت واقعي و عملي به آن پرداخته اند. كليد ورمز موفقيت اجراي عملي مفهوم مشتري گرائي، در استراتژي سازمان نهفته است. اين استراتژي بايد مبتني بر حل مساله و مشكل مشتري از طريق شناسائي نيازهاي آشكار و پنهان او در حال و آينده باشد. بازارهاي محصولات در سطح ملي و جهاني به طور روزافزوني در حال رقابتي شدن است. به علاوه دوره عمر محصولات به دليل تغييرات مداوم فن آوري و نيز نيازهاي مشتريان در حال كوتاه شدن است. در چنين محيطي بالطبع يك سازمان هيچ گونه حق انتخابي نخواهد داشت. سازمان بايد نيازهاي آينده <br />
مشتريان را پيش بيني كرده و سعي كند آنها را تامين نمايد. تامين نيازهاي مشتريان به تنهائي كافي نيست، <br />
زيرا شركتهائي در ارائه محصولات جديد موفق بوده اند كه توانسته اند به نيازهاي آينده مشتريان پي ببرند. </p>

<p>پاسخگوئي :</p>

<p>پاسخگوئي واژه اي پيچيده است كه هم اكنون بصورت يك واژه معمولي درآمده است. <br />
كلمه اي كه در همين چند دهه يا پيش تر از آن به ندرت و صرفا به معني و مفهوم نسبتا محدودي به كار گرفته مي شود0<br />
پاسخگوئي در اساسي ترين مفهوم خود،‌به جوابگوئي در برابر يك شخص، به خاطر عملكرد مورد انتظار تعبير مي شود. پاسخگويي، معمولا چالشي براي مديران است و در دوره اصلاحات حتي بيش از يك چالش است. زيرا امكان فرستادن پيامها و ارتباطهاي مختلط را براي كاركنان پيرامون انتظارات بسيار بزرگ فراهم مي كند. پاسخگويي محكمه داوري است كه در تعريف و تمجيد از يكسو و سرزنش و ملامت از سوئي ديگر توزيع مي گردد. </p>

<p>تفاوت مسئوليت و پاسخگوئي:<br />
در فرهنگهاي لغت مسئوليت(Responsibility) بصورت موظف بودن، مورد سئوال بودن ، در مورد انجام كاري تعريف شده است و پاسخگوئي به صورت زير تعريف شده است: فرايندي كه ضمن آن همه اعضاء سازمان در برابر اختيارات و وظائف محوله بايد جوابگو باشند. از نظر امور عمومي پاسخگوئي يعني كاركنان سازمان در هر مرتبه و مقامي بايد سرزنش و يا ستايش ناشي از اخذ يك تصميم يا انجام يك اقدام را بپذيرد،‌بنابراين كاركنان در هر رده سازماني در برابر يك مقام ارشد تر از خود در برابر اقداماتشان پاسخگو مي باشند. اما مسئوليت هر شخصي كه داراي زير دست است در برابر اقدامات آنها مسئول است. به عبارت ديگر پاسخگوئي فردي است اما مسئوليت جمعي است . در پاسخگويي كاركنان در برابر اقدامات خود مسئول مي باشند اما در مسئوليت مدير براي اقدامت زيردستان مسئول شناخته مي شود به طور مثال وزير، مسئول اقدامات و كارهاي انجام شده توسط كاركنان وزارت خانه خود مي باشد. <br />
پاسخگوئي در معناي پاسخدهي مشتاقانه همانند كنترل، به هدفهائي اشاره دارد كه با اولويتهاي افراد مطابقت داشته باشد. به هر حال در عين حال كه كنترل به نقش اجباري فشار خارجي تاكيد دارد،‌پاسخدهي مشتاقانه بطور گسترده اي به اطاعت كلي كاركنان پيرامون درخواستهاي مردم با هر انگيزه اي كه وجود دارد اشاره مي كند. دقيقا همانطور كه پاسخگوئي بعنوان يك وسيله قدرتمند در تحميل كنترل به شمار مي رود، به نحوي كه گاهي اوقات همراه با كنترل شناخته ميشود، همان اهميت پاسخگويي در تشويق پاسخدهي مشتاقانه نيز ديده مي شود، به نحوي كه گاهي اين دو مفهوم با يكديگر ادغام شده اند. <br />
در پاسخگويي از موسسات فراهم كننده خدمات براي افراد جامعه ،‌خواسته مي شود كه در برابر نيازهاي مشتريان پاسخدهي داشته باشند كه اين پاسخدهي مشابه با روش شركتهاي بخش خصوصي كه برابر درخواستهاي مشتري حساسيت به خرج مي دهند. در اين قضيه پاسخدهي مشتاقانه كاركنان به طور مستقيم در برابر مردم است به جاي اينكه بطور غير مستقيم از طريق نمايندگان مردم انجام شود. <br />
لاف لاين با تاكيدي كه روي مديريت انتظارات و خواسته ها در درون موسسات داشتند، به دنبال اين بود كه مجددا بيان كند، پاسخدهي مشتاقانه در برابر كارگزاران و عاملان خارجي بعنوان روح اصلي پاسخگوئي به شمار مي آيد. از بعد ديگر پاسخدهي مشتاقانه پاسخدهي اي است كه كاركنان در برابر عموم به طور مستقيم دارند. اين موضوع به طور چشم گيري در متون مديريت شكل گرفته است يكي از اهداف عمده اي كه جنبش اصلاح مديريتي پديد آورده است ايجاد موسساتي است كه در برابر ارباب رجوع هايشان پاسخدهي مشتاقانه داشته اند. به همان نحوي كه شركتهاي بخش خصوصي در برابر مشتري هايشان داراي برخورد مناسب هستند، كاركنان بخش دولتي نيز تشويق شده اند كه هر چه بيشتر خوش برخورد باشند، ،‌عموم مردم مساعدت بيشتر مي نمايند و به تبعيت از مقررات و آئين نامه ها يا اطاعت از دستورالعملهايي مقامات ارشد بوركرات خود تمركز و توجه كمتري داشته باشند. <br />
توجه اصلي به ارباب رجوع تكيه كلام اصلي پاسخگوئي است. ‌كاركنان به ويژه كساني كه در ارائه خدمات دخيل هستند، در حال حاضر بعنوان پاسخگوي بدون واسطه در برابر عموم مردم قرار دارند به خاطر اين ضرورت كه آنها به نيازهاي بيان شده توسط ارباب جوع هايشان پاسخ مي دهند. <br />
گفته مي شود كه ارتباطات سبك بازار براي فراهم نمودن يك كانال ديگر جهت پاسخگويي است . زيرا كه آنها مشوق هايي را براي فراهم كنندگان خدمات ايجاد مي كنند تا آنها خواسته هاي مصرف كنندگان را نيز به حساب آورد و در نظر بگيرند. يقينا برخي از مكانيزمهاي توجه به ارباب رجوع ، روشهاي پاسخگويي به مفهوم اصلي آن را شامل مي شود. به عنوان نمونه ،‌حوزه اي جهت شكايت در مورد نارضايتي از خدمات و جبران خسارت وجود دارد. بيانيه هائي كه در مورد روشهاي شكايت موجود است، ماموران بازرسي و دادگاههاي اداري همه موسسات طراحي شده پاسخگويي هستند تا كاركنان هر چه بيشتر در برابر نيازهاي مردم پاسخدهي مشتاقانه داشته باشند0</p>

<p>ويژگيهاي اساسي يك سيستم پاسخگوئي مناسب به شكايات مشتريان: <br />
نومن و كاتلين براي يك سيستم پاسخگوئي مناسب به شكايات ويژگيهاي زير را بر شمردند. <br />
1ـ‌دسترسي آسان: بايد راههاي متنوعي براي طرح شكايات مشتريان فراهم شود. <br />
2ـ پاسخگوئي سريع : مشتريان در اسرع وقت بايد پاسخ مستقيم دريافت نمايند. <br />
3ـ دسترسي بدون دردسر: سيستم رسيدگي به شكايات بايدبدون زحمت در دسترس مشتري باشد. <br />
4- كاركنان با اختيار عمل : كاركنان سيستم پاسخگوئي بايد واجد اختيارات لازم براي حل مشكلات مشتريان باشند. <br />
5ـ گزينش و آموزش كاركنان : كاركنان سيستم پاسخگوئي به شكايات بايد از آموزشهاي لازم در زمينه ارتباطات انساني و جنبه هاي فني محصول بهره مند گردند. <br />
6ـ بانك اطلاعات مشتري: سازمان بايد واجد يك بانك اطلاعات مكانيزه و قابل دسترس در موردتمام مشتريان باشد. <br />
7ـ حمايت سازماني: مديريت مالي سازمان بايد منابع وتوجه لازم به حل شكايات تخصيص دهد. <br />
9ـ منصفانه و بي طرف بودن: رسيدگي به شكايات بايد بدون اعمال نظر شخصي و سوگيري انجام شود.<br />
دسترسي آسان:<br />
صرف نظر از شماره تلفنهائي كه به طور رايگان براي طرح شكايات و نظرات مشتريان اختصاص يافته و امروزه بسيار متداول است، سيستم پاسخگوئي به شكايات بايد جامعيت بيشتري داشته و امكان طرح مسائل و مشكلات از كانالهاي مختلف تسهيل گردد . اين موارد مي تواند به طور عمده شامل طرح مساله از طريق كاركناني كه تماس مستقيم با مشتري دارند، از طريق پست و يا به صورت حضوري با مسئولين و مقامات اجرائي باشد. در هر صورت يك سيستم پاسخگوئي مناسب بايد به سرعت شكايات مطروحه را صرف نظراز نحوه طرح و مراجع دريافت كننده، سريعا وارد عمل نموده و به آن رسيدگي نمايد. <br />
به طور مثال هواپيمائي بريتيش ايرويز كيوسكهائي در فرودگاه هيث رو لندن ايجاد نمود تا مسافرين اين شركت بتوانند بلافاصله پس از پايان پرواز نظرات و پيشنهادات و مسائل خود در ارتباط با اين شركت را مطرح سازند. گروه هتلهاي ماريوت يك خط تلفن شبانه روزي براي دريافت نظرات مشتريان همزمان با اقامت آنها در هتل پيش بيني و راه اندازي نموده است. <br />
نصب صندوقهاي پيشنهادات نيز روشي است كه شركتها به آن توجه نموده اند و از اين طريق مبادرت به دريافت و جمع آوري نظرات مشتريان خود مي نمايند بدين ترتيب ملاحظه مي گردد كه موسسات به صورت فعال به دنبال دريافت نظرات مشتريان خود هستند و اين امكان را فراهم مي نمايند كه مشتري شكايت خود را به ساده ترين، آسانترين و كم هزينه ترين طريق مطرح نمايند.</p>

<p>پاسخ سريع : <br />
يك سيستم رسيدگي به شكايات مناسب، پاسخ شكايات واصله را به سرعت و به طور مستقيم ارائه مي نمايد. <br />
شركت سلكترون كه يكي از برندگان جايزه كيفيت بالدريج است، زماني كه شكايتي دريافت مي كند. طرف كمتر از 24 ساعت با شاكي تماس مي گيرد. اين تماس موجب مي شود ، شاكي به صورت خلاصه در جريان نحوه رسيدگي قرار گيرد، اقدام شاكي تشكر شود و در صورت نياز اطلاعات تكميلي از او اخذ گردد و ظرف مدت يك هفته مجددا با شاكي تماس گرفته و به او گفته مي شود كه علت بروز مشكل چه بوده است و چه اقدامي در جهت اجتناب از بروز موارد مشابه صورت گرفته است. سيستم شكايات سالكترون دو ويژگي دارد. نخست آنكه شاكي از دريافت شكايات و بررسي در مورد آن مطلع مي شود. دوم آنكه حتما اين پاسخ در كوتاه ترين زمان ممكن داده شود. كاري كه در بسياري از شركتها صورت نگرفته و يا به شكلي ناقص انجام مي شود. <br />
شركتهائي كه به شاكيان خود پاسخ نمي دهند (يا حتي اگر بررسيهاي لازم را انجام داده و نتايج حاصله را در فرايندهاي عملياتي شركت تاثير داده باشند) امكان به وجود آمدن تصويري منفي از شركت در اذهان را فراهم مي سازند. اين افراد ديدگاه منفي به وجود آمده را به ساير افراد و مشتريان انتقال مي دهند. در تحقيقي كه در خصوص شركتهاي بزرگ توليد صورت گرفته است قريب 25 درصد از مشتريان پاسخي در ارتباط با شكايات مطروحه خود دريافت ننموده اند. ديدگاه اين مشتريان در مورد شركت در شش جنبه مورد تحقيق كه عبارتند از انصاف، رضايت بخشي، شهرت ،‌جذابيت،‌رفتار مناسب و كيفيت پاسخگوئي ، به سرعت نزول كرده بود.<br />
بعد ديگر از سرعت پاسخگوئي ، سرعت در رسيدگي و حل مساله است. شركت بايد در هر حال موضوع شكايت را حل و فصل نمايد. رفع شكايت مي تواند اشكال مختلفي داشته باشد. از صرف آگاه كردن مشتري تا پرداخت غرامت يا جايگزين كردن كالا يا خدت مورد نظر ، طبيعتا اگر رفع شكايت توام با پرداخت مابه ازائي به شاكي باشد، رضايتمندي بيشتري را فراهم خواهد نمود. <br />
دسترسي بدون دردسر: <br />
سيستم رسيدگي به شكايات نبايد تنها تبديل به يك وسيله پاداش به افرادي شود كه در پيگيري و حصول نتيجه، پيگير و سمج هستند. همانگونه كه قبلا اشاره گرديد يكي از وظايف اساسي سيستم رسيدگي به شكايات، آشكارسازي شكايات پنهان و ترغيب مشتريان ناراضي به ارائه شكايات آنهاست.<br />
محققان تخمين مي زنندكه مشتريان در هر لحظه ناراضي هستند ولي تعداد كمي از اين مشتريان ناراضي زحمت شكايات كردن را به خود مي دهند. چون شكايت كردن مستلزم وقت، هزينه و دردسر هاي خاص خود است لذا بايد سيستم پاسخگوئي طوري طراحي شود كه با كمترين هزينه ودردسر قابل دستيابي باشد.<br />
كاركنان با اختيار عمل :<br />
سئوالي كه در اينجا مطرح است اين است كه آيا كاركنان به ويژه آنهائي كه غالبا با مشتريان درگير هستند به طور مناسبي در مورد رفتار با مشتريان اختيار عمل دارند. يك مشتري نبايد از يك بخش به بخش ديگر ارجاع داده شود. يك شخص در يك شركت بايد براي پاسخگوئي به مشتري نهايت اختيار عمل و مسئوليت را داشته باشد. در يك شركت كوچك ممكن است اين كار توسط مالك آن انجام شود ولي در سازمانهاي بزرگتر اين كار به مدير امور مشتريان محول مي گردد. شخصي كه براي اين كار انتخاب مي شود بايد در دسترس باشد و اين اختيار عمل به او داده شود كه به عنوان نماينده سازمان در كليه امور مربوط به مشتري با آزادي عمل انجام وظيفه نمايد. <br />
باون و لاولر اختيار عمل كاركنان را به صورت زير تعريف كرده اند. <br />
پاداش * دانش * اطلاعات * قدرت = اختيار عمل<br />
دادن قدرت بيشتر به كاركنان بدون اطلاعات، دانش و پاداش اثر بخش نخواهد بود. كاركنان بايد اطلاعاتي درباره انتظارات و بازخورد به مشتري داشته باشند. همچنين دانش از اهداف كسب و كار و فرايند ارائه خدمت ،كه جزئي از آن است لازم است . شركتهاي خدماتي بايد پاداشها را بر مبناي استفاده اثر بخش كاركنان از قدرت ، اطلاعات و دانش براي بهبود كيفيت خدمات و عملكرد مالي شركت تخصيص دهند. برخي از مزايازاي اين رويكرد عبارتند از : <br />
1ـ تصحيح اشتباهات : در خدمات ، توليد بدون نقص ممكن نمي باشد. زيرا خدمات در حضور مشتري توليد مي شود. هارت اظهار مي دارد اشتباه بخشي از هر كار خدماتي است. حتي بهترين شركتها در ارائه خدمات گاهي با مشكلات خاصي مواجه مي شوند. در خدمات تصحيح خطا براي تصحيح چنين اشتباهاتي ارائه شده است. هدف تصحيح خطا، مفهوم ديگري به نام توليد بدون نقص مي باشد كه به معني حداقل مشتري از دست رفته مي باشد. كيفيت بهبود نمي يابد مگر اينكه اندازه گيري شود. شركتها هنگامي مي توانند كيفيت را اندازه گيري نمايند كه از طريق توليد بدون نقص، تبعات و هزينه توليد معيوب و دوباره كاري و… را آشكار سازند . شركت هاي خدماتي نيز داراي توليدات معيوب هستند. توليدات معيوب آنها مشتريان از دست رفته است كه ديگر از شركت خريد نمي كنند مشتريان طي زمان سودآوري بيشتري براي شركت به همراه مي آورند. در برخي از صنايع مشتريان در سال اول سودآوري ندارند به دليل هزينه هاي جذب مشتري و از سالها بعد به سودآوري مي رسند اين اطلاعات در باره روش مشتريان و اختيارات لازم براي تصحيح اشتباهات مي تواند حصول اهداف فوق را ممكن سازد. <br />
2ـ خشنود ساختن مشتريان با فراتر رفتن از انتظارات آنها: اختيار دادن به كاركنان در اينجا مي تواند باعث ارضاي نيازهاي خاص مشتريان شود. برخي حوادث و شرائط ناشي از اشتباه شركت نمي باشد اما مشتريان اعتقاد دارند كه شركت بايد براي آنها آمادگي داشته باشد مثل نياز يك فرد به باطري در هواپيما.<br />
دادن اختيار عمل به كاركنان به تنهائي كافي نيست چون هر اختيار عملي مستلزم خواستن مسئوليت است . يك گروه خرده فروشي مسئوليت واختيارات كاركنان خود رابه صراحت چنين بيان مي كند:<br />
اختيارات همكاران ما عبارتند از :<br />
• اختيار انجام هر كاري كه براي جلب رضايت مشتري لازم است <br />
• اختيار انجام اقدامات بديع و آزمايش امور جديد و حق اشتباه كردن <br />
• حق درك كردن رفتار و گفتار ديگران <br />
• اختيار انتخاب محيط كاري مناسب <br />
• حق مورد تقدير قرار گرفتن به خاطر دستاوردها <br />
• اختيار كمك كردن و پشتيباني مشتري <br />
• اختيار ارائه انتقادات سازنده <br />
• حق ارتقا در داخل شركت مطابق با سرعت پيشرفت خود <br />
مسئولت و وظايف همكاران ما عبارتند ا ز:<br />
• مسئوليت انجام هر كاري كه براي جلب رضايت مشتري لازم است. <br />
• مسئوليت مشاركت و همكاري با گروه <br />
• مسئوليت مربي و استاد كار بودن <br />
• مسئوليت صادق و وفادار بودن <br />
• مسئولت پاسخگو بودن نسبت به اعمال خويش <br />
• مسئوليت بهبود مستمر عملكرد خويش <br />
• مسئوليت آوردن افكار نو به درون سيستم<br />
گزينش و آموزش كاركنان <br />
مديريت نيروي انساني به منزله يكي از پيچيده ترين ،‌فني ترين و حساس ترين زمينه هاي فعاليت مديران در كاركرد منابع انساني است كه در جهت پاسخگوئي به انتظارات مشتريان به كار گرفته مي شود. در اين راستا مديريت نيروي انساني به مثابه فرايندي مطرح مي شود كه چگونگي جذب آموزش، سازماندهي،‌نگهداري ،‌كاربرد و ارزيابي مستمر كاركنان را با توجه شرائط موقعيتي و نيز محيط اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي كه در آن سازمان عمل مي كند مورد توجه قرار مي دهد. <br />
پس از آنكه نيروي انساني تعيين و جذب شد بايد دانش ، رفتار و عملكردش نيز بهبود يابد. پرورش و بهبود از راه آموزش و افزايش مهارت بايد به گونه اي باشد كه افراد را آماده بهره برداري در سطوح و مراتب سازماني سازد. اين امر در گرو مديريت متناسب با ارتفاي فردي، گروهي و سازماني موسسه مربوطه است و با توجه به تغييرات تكنولوژي و روشهاي انجام كار، افزايش پيچيدگي سازمانها، تنوع تخصصها و مشاغل حساس در روياروئي با مشتريان، امر آموزش و پرورش نيروي انساني بايد به طور مداوم و بر اساس سنجش عملكرد افراد و برنامه ريزي وضعيت پيشرفت آنان مشخص و انجام شود. <br />
ميلت و استون معتقدند كه آموزش و بهسازي مهارتها و دانش عملكرد موثر براي كاركنان، در انجام وظايف شغلي خود را به وجود آورد. علاوه بر اين آموزش مي تواند براي كاركنان تازه استخدام و يا بدون تجربه در سازمان موثر باشد. همچنين آموزش براي كاركنان خاصي كه شغل آنها تغيير كرده است،‌يا شغل خود را از دست داده اند بسيار مفيد است. <br />
آموزش فنون و مهارتهاي ارتباطي به كاركنان ضروري است علاوه بر آن آموزش روشهاي رسيدگي به شكايات و درخواست هاي مشتريان در سازمان لازم است . در خلال اين دوره هاي آموزشي و قبل از اينكه كاركنان را موظف به پاسخگوئي تماس هاي تلفني كنند به آنها ياد مي دهند كه چگونه به تلفنها جواب دهند،‌چگونه با مشتريان برخورد نمايند و چگونه به نامه هاي ارسالي پاسخ دهند. ‌بعد از طي اين دوره هر يك از كارمندان نظام پاسخگوئي بايد هر ساله يك دوره آموزشي 20 ساعته را بگذرانند. <br />
خط مشي هاي منابع انساني شركت بايد متناسب با سطح خدماتي كه ارائه مي كند باشد. لذا مديريت بايد در ابتدا به واحدهاي مختلف توجه نمايد،‌سپس با توجه به نيازهاي مشتري،سياستهاي كاري خود را طراحي كند. مديران مالي شركت بايد هنگام طراحي سياست هاي پرسنلي، كاركنان خود را با توجه به دايره محل كار آنها دسته بندي كنند و سپس هر بخش را به طور مجزا مورد بررسي قرار دهند. هنگام بررسي هر يك از اين گروهها ، بايد به مسائل مهمي چون تعاملات ميان مشتريان و شركت نيز توجه كرد لذا مدير بايد با هر يك از كاركنانش متناسب با شخصيت و توانائي هايش برخورد كند. <br />
مساله بسيار مهم و ديگر در اين زمينه انگيزش كاركنان است . زيرا بسياري از كارها خسته كننده ويكنواخت است و علاوه بر ان ايجاد انگيزه در كاركنان به شيوه هاي مختلف براي برقراري ارتباط موثر با مشتريان امري ضروري است. سياست شركت در اين زمينه بايد طوري باشد كه كاركنان هدف سازمان را هدف خود بدانند و در راستاي رسيدن به ان هدف تمام تلاش خود را به كار گيرند. اين كار امكان پذير نيست مگر با تشويق و ترغيب كاركنان به انحاء‌مختلف .<br />
بانك اطلاعات مشتري :<br />
سازمان بايد واجد يك بانك اطلاعات مكانيزه و قابل دسترسي در مورد تمام مشتريان به خصوص مشتريان ناراضي باشد. مزيت داشتن يك بانك اطلاعات مشتري، اين است كه اطلاعات در مورد مشتريان را مي توان از كانالهاي مختلف جمع آوري كرد و در مواقع ضروري به آساني از آنها استفاده كرد. <br />
سيستم پاسخگويي مناسب براي انجام مسئوليتهاي خود به اطلاعات زيادي در مورد مشتريان نياز دارد. عليرغم رشد روزافزون عرضه اطلاعات ، غالبا كمبود اطلاعات صحيح يا اطلاعات بيش از حد ولي نادرست مشكلاتي را براي سازمان و تصميم گيري مديران آن ايجاد مي نمايد. يك سيستم اطلاعات خوب سيستمي است كه با اطلاعات آغاز و به او ختم مي شود. اين سيستم ابتدا براي تعيين اطلاعات مطلوب و مورد نياز و در عمل قابل تهيه و ارائه با مشتريان مصاحبه و محيط بازاريابي ايشان را براي برآورده ساختن نيازهاي اطلاعاتي بررسي مي كند. <br />
يكي از ابزارهاي اصلي براي كسب اطلاعات در مورد مشتري ، سيستم تحقيقات بازاريابي است. <br />
ما تحقيقات بازاريابي را به عنوان عامل ارتباط دهنده مصرف كننده، مشتري و جامعه ، از طريق اطلاعات تعريف مي كنيم. اطلاعاتي كه براي شناسائي و تعيين فرصتها و مسائل ومشكلات مربوط به مشتريان، ايجاد و بهبود و ارزيابي فعاليتهاي مربوط به پاسخگوئي،‌نظارت بر كارآئي و فهم بهتر سيستم پاسخگوئي به شكايات مورد استفاده قرار مي گيرند.<br />
حمايت سازماني <br />
مديران عالي سازمان بايد منابع و توجه لازم به حل شكايات تخصيص دهد و حمايتهاي لازم را از كاركنان براي جوابگوئي به مشتريان داشته باشد. ‌در سازمانهاي سنتي نمودار سازماني به صورت هرمي شكل است ، مديران عاليرتبه در بالا و به صورت پي در پي كاركنان سطح پائين تر در قسمتهاي پائين هرم قــــرار مي گيرند، معمولا مشتريان در آن ديده نمي شوند و كاركنان در پائين ترين رده سازمان قرار دارند اما بعضي از سازمانها داراي نموداري دايره اي شكل هستند كه مشتريان در مركز دايره و كارمندان خط اول در دومين موقعيت ارزشمند قــــرار مي گيرند نمودار (2-2)در اين شكل مديران در دايره هاي بيروني هستند و از كاركنان خط اول حمايت مي كنند . </p>

<p>نمودار (2-2) نمودار سازمانهاي مشتري گرا</p>

<p><br />
شركتهايي كه مي خواهند به مشتريان خدمات ارائه دهند بايد از بعضي از كنترلهاي سنتي مديريتي صرف نظر كنند و براي تصميم گيري و ارائه راه حل به كارمندان خط اول اختياراتي بدهد، به عبارت ديگر بايد براي حل مشكلات به طريقي كه كارمندان فكر مي كنند براي مشتريان مناسبتر است، به آنها قدرت و اختيار بدهند. مديريت بايد به اين كارمندان اعتماد داشته باشد.<br />
مديران سطح بالا سازمانهاي خدماتي برجسته، وقت كمي صرف ايجاد هدف سودآور يا تمركز بر سهم بازار مي كنند، در عوض ، توجه زيادي به كارگران خط اول و مشتريان نموده اند. مديران موفق سازمانهاي خدماتي، عوامل سودآوري در اين سازمانها را كه الگوي جديد سازمانهاي خدماتي هم محسوب مي شوند، مورد توجه قرار داده اند. اين عوامل عبارتند از سرمايه گذاري روي افراد،‌تكنولوژيي كه گارگران خط اول را پشتيباني كنند، به كارگيري افراد شايسته و آموزش آنها و نيز پاداش متناسب با عملكرد كاركنان در كليه سطوح. سازمانهاي بسياري بر اين باور هستند كه وقتي كاركنان و مشتريان را در درجه اول اهميت قرار دهند، در روش مديريت و معيار موفقيت آنها تغييرات اساسي رخ خواهد داد. <br />
اقتصاد نوين خدمات، مستلزم تكنكيهاي جديد براي سنجش سودآوري هستند. اين تكنيكها اثر رضايت كارمند، وفاداري و بهره وري ر ا بر ارزش محصولات و خدمات ارائه شده اندازه گيري مي كنند. بطوريكه مديران قادر خواهند بود به رضايت مشتري و وفاداري آنها دست يابند و نيز بر سودآوري و رشد سازماني، نفوذ و تاثير همانندي داشته باشند. در واقع، هميشگي و مادام العمر بودن يك مشتري وفادار خيره كننده است. به ويژه در اقتصادهايي كه مبتني بر حفظ و نگهداري مشتري پايه گذاري شده اند وقتي مراجعات مشتريان ادامه مي يابد خريد محصولات وابسته نيز تكرار مي گردد. <br />
منصفانه و بي طرف بودن سيستم پاسخگوئي :<br />
يكي از ويژگيهاي اساسي يك سيستم پاسخگوئي، منصفانه و بي طرف بودن آن است. بر اساس اين ويژگي رسيدگي به شكايات و پاسخگويي به آنها بايد بدون اعمال نظر شخصي و سوء نگري باشد. مركز توجه اين ويژگي تبعيض قائل نشدن بين طرفين مدعي در شكايت است. مديران پيش از آنكه تصميمي بگيرند يا دست به اقدامي بزنند بايد ببيند ديگران درباره آنها چه قضاوتي مي نمايند. بدين معني كه آيا ديگران آنها را متعصب و يكسو نگر مي دانند يا اينكه آنها را افرادي عادل و منصف تلقي مي نمايند. <br />
آنها بايد در هنگام قضاوت بي طرف باشند و تصميم گيري آنها بايد فارغ از اعمال نظر شخصي باشد. منصفانه و بي طرف بودن را مي توان معادل عدالت در قضاوت دانست. علي رغم آنكه همه فرهنگها و مكاتب، خواهان عدالت و مدافع آن هستند ولي دين مقدس اسلام، آنكونه كه اميرالمومنين (ع) بحق زبان گويا و مجري صادق آن بوده اند، خاستگاهها ،پيامدها و اهداف خاص خود را دارد. آنطور كه مي فرمايند: «و به يك چشم بنگر به همگان ، خواه به گوشه چشم نگري و خواه خيره شوي، تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوان نبينند و ناتوان از عدالتت مأيوس نگردند0 <br />
به طور خلاصه مبناي اين تحقيق كه به عنوان فرضيه هاي تحقيق نيز به بررسي آنها پرداختيم ويژگيهاي مشترك نظريه ها و تئوريها در مورد سيستم مناسب پاسخگوئي است كه شامل سرعت پاسخگوئي به شكايات، دسترسي آسان به سيستم پاسخگوئي ، برخورد مناسب كاركنان سيستم پاسخگوئي و منصفانه و بي طرف بودن سيستم پاسخگوئي مي شود. كه در نمودار صفحه بعد نشان داده شده است. </p>

<p>نتيجه گيري:<br />
رضايت مشتري در حال مبدل شدن به مهمترين هدف بسياري از شركتهاي پيشرو است. تغييرات سريع در فن آوري موجب افزايش رقابت جهاني و ارتقاء سطح انتظارات مشتريان شده است. اين تغييرات ضرورت توجه به نياز،‌خواسته و انتظارات مشتريان و اتخاذ راهبردهائي كه به صورت فعال با اين تغييرات هماهنگي داشته باشد را افزايش داده است. <br />
اگر عملكرد سازمان به طور مداوم پائين تر از حد انتظار مشتري باشد، مشتريان روگردان شده و حوائج خود را از طريق ديگري برطرف خواهند كرد. پس هر سازماني بايد به طور مستمر به نظرات مشتريان خود توجه نموده و راهكارهاي لازم را براي تطابق هر چه بيشتر با خواسته هاي آنها ايجاد نمايد. رسيدگي به نظرات مشتريان و شكايات آنها يكي از طرق جمع آوري اطلاعات در مورد نيازها و خواسته هاي آنها است و اهميت آن وقتي آشكار مي شود كه به تاثير آن در حفظ مشتري پي ببريم. توجه به خواسته ها و انتظارات مشتريان كه در قالب شكايات و انتقادات مطرح مي شود و پاسخگوئي مناسب به آنها موجب حركت به سمت هدف اصلي اين سازمان مي شود. اهداف و راهبردهاي مشتري مدار سازمانها مي طلبد كه به روش علمي به بررسي و تحليل علت يا علل نارضايتي و شكايات مشتريان پرداخته و با شناخت اين علل و ريشه يابي آنها از يك طرف و پاسخگوئي مناسب به آنها از طرف ديگر گامي موثر در جهت افزايش رضايتمندي مشتريان برداشته شود. وجود نظام پاسخگوئي مناسب و مشتري گرا با شناخت مشكلات و علت نارضايتي مشتريان و پاسخگويي سريع و به موقع به آنها علاوه بر اينكه موجب جلب رضايت مشتري مي‌شود ، موجب صرفه جوئي در زمان وهزينه سازمان نيز مي شود. </p>

<p>منابع و ماخذ:<br />
1ـ روستا، احمد؛ ونوس، داور؛ ابراهيمي ، عبدالحميد؛ مديريت بازاريابي ؛ انتشارات سمت ؛ 1375.<br />
2ـگيوريان ؛ حسين؛ «مديريت دولتي نوين، گامي به سوي بهره وري در اداره امور دولتي» مجله مديريت ،‌شماره 43، خرداد 1379<br />
3ـهيوز- آون؛ «مديريت دولتي نوين» ترجمه سيد مهدي الواني ، سهراب خليلي شوريني و غلامرضا معمارزاده، تهران، انتشارات مرواريد، 1377.<br />
4_ Millar. Michell, Mc kevitt. Daivid “Accountability and Performasnce , International Review of Administrative Sciens, Vol,66,No,2,2000.<br />
5_Mulgan. Richard “Accoutability”, Public Administration Vol,78 –No 3,2000.<br />
6_ Romzek, Barbar. S “Dynamics of Public Sector Accountability in Area of Reform,” International Review of Administrative Sciences ,Vol 66, Nol,2000.</p>

<p>منبع: http://www.paydaie.com/articel/index.html<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>واقعیتهای ارتباطات غیرکلامی </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://yahyaee.com/1/archives/2008/04/post_137.htm" />
<modified>2008-04-05T07:14:50Z</modified>
<issued>2008-04-05T07:14:07Z</issued>
<id>tag:yahyaee.com,2008:/1/2.683</id>
<created>2008-04-05T07:14:07Z</created>
<summary type="text/plain">ارتباطات را می توان فرایند انتقال یامبادلة اطلاعات بین موجودات زنده دنیا تفسیر کرد که یکی از نیازهای اساسی و مهم وجود انسانهاست. تجربه نشان داده است که انسانها زمانیکه از هرگونه ارتباط محروم می شوند ، بسرعت افسرده شده...</summary>
<author>
<name>yahyaee</name>

<email>info@yahyaee.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://yahyaee.com/1/">
<![CDATA[<p>ارتباطات را می توان فرایند انتقال یامبادلة اطلاعات بین موجودات زنده دنیا تفسیر کرد که یکی از نیازهای اساسی و مهم وجود انسانهاست. <br />
تجربه نشان داده است که انسانها زمانیکه از هرگونه ارتباط محروم می شوند ، بسرعت افسرده شده و به سرگشتگی و دیوانگی نزدیک تر می شوند. <br />
مابه محض اینکه کلمه ارتباطات را می شنویم ، بلافاصله،تلفن،رادیو،تلویزیون،ویاکتابها و نشریات در ذهنمان مجسم می شوند و همه وسایلی که ما در ارتباطات کلامی با آن سر وکار داریم. <br />
درارتباطات کلامی ، مابا یک زبان که بتواند معانی و مفاهیم و منظورمان را انتقال دهد ، سروکار داریم. زبانی که باید بتواند با حاملها و اصطلاحات خود،زمان،فضا وشرایط روی دادها و وقایع و چگونگی آن را انتقال دهد.برچسب هائی که بتواند بوسیله معانی مختلف کلمات ، تلفظ ها و شیوه های بیان آنها ، موضوعی را از شخصی به شخص دیگر انتقال دهد و در این نقل و انتقال تصّور شنونده از وقایع همانند گوینده باشد. <br />
به راستی آیا ارتباطات کلامی ، تنها راه برقراری ارتباطات فی مابین است ؟ <br />
به واقع آیا درک اهمیت ارتباطات تنها بوسیله ابزارهای ساده و ابتدایی آن به ما هدیه شده است ؟ <br />
باعنایت به تعریف ارائه شده از ارتباطات کلامی ، ارتباطات غیرکلامی مشمول تمامی حالتهای ارتباطی می شود که بیک زبان رسمی وابسته نیست. ارتباطاتی که به موجب آن ایده ها و مفاهیم بدون اینکه از مفاهیم و اصطلاحات کلامی استفاده شود ، تشریح و تفسیر می شوند. <br />
به نظرشماآیا ارتباطات غیرکلامی دارای چنان زمینه ای است که بتواند چنین تعریف مهمی رادربرگیرد؟ پاسخ مثبت است . نسلهای گذشتة ،انسانهائی که قبل از تاریخ می زیسته اند ، ازطریق ارتباط غیرکلامی باهمدیگر رابطه داشته اند.آنها همانند جانوران ، صداهائی از گلوی خود خارج می کردند. <br />
درواقع علائم،حرکات بدنی ، اشارات ، ترسیم نقشها تا زمانیکه زبانی برای بیان مفاهیم آنها ایجاد شود ، نیازهای ارتباطی آنان را برآورده می ساخت. <br />
بانگاهی به اطراف خود ، در می یابیم که امروز هم روشهای متعدد برای ارتباط غیر کلامی ما را احاطه کرده اند . صرف نظر از مفاهیم ارتباطات غیر کلامی ، بیشتر اینگونه ارتباطات با حسهای ارتباط گر مرتبط اند . آخر از همه نیز این " حسّها " هستند که می توانند اطلاعات را انتقال دهند. <br />
بشر همیشه فکر می کرد که فقط 5 نوع حس دارد . بعدها دریافت که حس ششمی نیز وجود دارد . اغلب ارتباطات ما انسانها، با این حسها سر و کار دارد. <br />
ارتباط غیر کلامی مرتبط با حسهای بشری ، با حرکت ، رنگ و شکل توام است . <br />
در طبیعت نیز نمونه های بیشماری از این نوع ارتباط وجود دارد . .</p>

<p>اجازه دهید از حرکت شروع کنیم: <br />
رقص یک زنبور عسل ، نمونه بارز این ارتباط است . زنبور عسل کارگر حرکت های پیچیده ای انجام می دهد و این حرکت ها توسط سایر زنبورها بصورت دقیق دیده شده و تفسیر می شوند . پرواز و حرکت این زنبور عسلها ، علامت یا پیام خاص برای زنبورهای دیگر است.اینگونه پیامهای بیشتر دربارة محل اعلام شهد برای بقیه زنبورهاست .</p>

<p>سرپایان و هشت پایان که به جانوران شب تاب نیز معروف هستند و فرکانسهای رنگی از خود ساطع می کنند ، برای برقراری ارتباط از اشعه نورانی استفاده می کنند. <br />
استفاده از طیف نور و اشعه رنگی سرپایان بیشتر از سرشیدائی است. </p>

<p>سلولهای رنگی(کروماتوفورها) از طریق رشته های ماهیچه ای با سیستم های عصبی مرکزی مرتبط هستند. کنترل رنگهای متنوع و تغییرات آن حیرت انگیز است.تماشای رنگهای این جانوران یکی از دیدنی ترین مناظر اعماق اقیانوسهاست.<br />
این جانوران می توانند هررنگی رابصورت اشعه نورانی درهرسطحی که بخواهند بتابانند. جانوران شب تاب همانند سرپایان می توانند ترکیبات نورانی را بصورت فعل و انفعالات شیمیائی درونی ، تولید کنند.اما علل تولید این پرتوهای رنگی تاکنون برای انسانها مشخص نشده و همچنان در ابهام است. <br />
درمورد انسانها چگونه فکر می کنید ؟ آیا ما انسانها هم می توانیم همانند دیگر موجودات نمادهائی را برای برقراری ارتباط با سایرین از خود بروز دهیم ؟ <br />
بله انسانها می توانند و انجام می دهند. <br />
همانطوریکه اظهار شد مردمان اعصار قدیم در زمانهای بسیار دور برای برقراری ارتباطات از تصاویر و طرحها استفاده می کردند. طرحها و شکلهای به جامانده از انسانهای قدیمی در دل غارها که برخی از آنها حتی بیش از 000/20 سال قدمت دارند، و در منطقة کانتابریان (جنوب غربی فرانسه و شمال اسپانیا) کشف شده اند ، بقدر کافی جذابیت دارند. <br />
بکارگیری تصاویر بعدها به صورت خط هیرو گلیف در آمد که تقریباً یک نوع خط تصویری بود . از زمان ایجاد خط هیرو گلیف ، که قدیمی ترین آن به مصر (3100 سال قبل از میلاد مسیح) و آخرین آن به قرن 14 نسبت داده شده است و در جزایر فیلائی (Philae)نمونه های آن کشف شده اند ، مشخص شده است که این خط به عنوان اولین خط تصویری،قدیمی ترین ابزارارتباطی بین Hittites و Cretans بوده و در بین آنان کاربرد داشته است. <br />
بشر به غیر از ابزار تصویری که با حس بینائی وی ارتباط داشت ، ابزارهای دیگری همچون ارتباطات چهره ای و حرکتی را نیز داشته است . نمادهای چهره ا ی همانند اخم کردن ، خندیدن ، عصبانی شدن ، گریه کردن و ... حالت های مختلفی هستند که بصورت مؤثر در موقعیتهای مختلف و در ارتباطات رو در رو انتقال دهندة حالات و پیام آنها بوده است .<br />
حالت های حرکتی نیز در ارتباطات کاربرد دارند که می توانند مبهم یا روشن باشند. <br />
اگر شخصی به یک تنگ آب و سپس به دهان خود اشاره کند ، این شاید نمونه ای ازیک ارتباط حرکتی روشن و بدون ابهام باشد . یعنی آشکار است که وی تشنه است و در خواست آب می کند از طرف دیگر دراغلب موارد موقعیت های غیرقابل تفسیری نیز وجود دارند که در شرایط متفاوت معانی مختلفی را انتقال می دهندوبرداشت دقیق و صحیح آن ها به عوامل مختلفی از قبیل عوامل فرهنگی ، جغرافیایی ، اجتماعی و غیره مربوط می شود.<br />
درهندوستان ، استرالیا و برخی از کشور های غربی ، چنانچه کسی سرش رابالا و سپس پائین بیاورد، به معنی تأ ئیداست اما همین حرکت در کویت دقیقاً معنی برعکس دارد و مهفوم (نه) را القاء می کند. در شبه قاره هند چنانچه یک زن با انگشت نشانه دماغ خود را لمس نماید ، این حرکت نشاندهندة تعجب و شگفتی وی است. درخاورمیانه همین حرکت به معنی خدمتگزاری بوده و فرد نیت و آمادگی خود را برای انجام کار حتی تحت سرپرستی یک شخص دیگر اعلام می کند والبته این نوع حرکت ها بیشتر از سوی مردان انجام می شود. در ایران نیز اگر شخص بخواهد بگوید که من با کمال میل در خدمت شما هستم وازدستورات شمااطاعت می کنیم،دست راست خودراروی چشم راست خودمیگذارد. <br />
شاید کاربرد حرکات بدنی حاصل چهارچوب بندیهای ماهرانه ای باشد که همانند زبان انسانهای کرولال کاربردداشته باشد. <br />
ما درزندگی روزمره،بطورمداوم ترکیبی ازکلمات وحرکات راجهت بیان منظورمان بکارمیگیریم. صدا زدن کسی همراه با لبخند و گفتگو باوی ، باصدا کردن وی بدون لبخند متفاوت است .<br />
ارتباطات غیرکلامی ناخود آگاه ، آنچه که ما آن را زبان بدنی و یا درست بگوئیم زبان حرکتی (حالت اندامی)می نامیم ، یک اصطلاح علمی است.<br />
حالات بدن ما گاهی بیانگر حالات روحی روانی ما بوده بطوریکه شاید ما قادر نباشیم آن را با کلمات بیان نمائیم.کاربردزبان حرکتی می تواند بازتابی یا غیربازتابی بوده و حالت بدنی ، یا وضعیت وشرایط روحی ماهمراه پیام به شخصی که منتظردریافت پیام است،منتقل شود.<br />
زمانیکه تمرکز می کنیم ، مردمک چشممان تنگ می شود و وقتی خسته ایم ، خمیده تر به نظر می رسیم و زمانی که به هیجان می آئیم فیزیک چهره مان فرق می کند.<br />
آقای جولیوس فست (Julius Fast) درکتاب معروف خود به نام (زبان حرکت بدنی) که درسال 1984 منتشر شد ، بیان کرده است که زبان بدنی حاصل نفوذ فرهنگی و محیطی است. شخصی که درآمریکای شمالی زندگی می کند و به زبان حرکات بدنی آشنائی دارد ممکن است به سادگی در درک حس و قصد شخص دیگری که در اسپانیا زندگی می کند ، دچار اشتباه گردد.<br />
بطور مثال یک دختر اسپانیایی با آگاهی به شرایط حاکم بر جامعه خود ، زیبایی های دخترانه خود را به رخ دیگران می کشد بدون اینکه مفهوم برداشت شده از حرکات وی ، حاکی از تمایل وی برای مردان باشد اما طبق نظریه آقای Fast همان رفتار از طرف یک دختر امریکائی بانیت جلب توجه مردان تفسیر میشود . مطالعات نشان داده است که امکانات برخی از مؤلفه های زبان حرکت بدنی جهانی بوده و به فرهنگ و نوع جنسیت افراد و همچنین محیط آنان بستگی دارد . به هر حال طبقه بندی زبان بدنی به دو بخش وابسته به فرهنگ و عدم وابسته به آن ، در مرحلة شکوفایی است . <br />
از بین حسهای پنج گانة خودمان ، حس شنوائی اساساً به ارتباطات کلامی متکی است اما می تواند در ارتباطات غیر کلامی نیز کاربرد داشته باشد . به تجربه ثابت شده است که حس متانت و آرامش ، عصبانیت ، بشاشیت و خوشرویی ، افسردگی و امثال آن می تواند از طریق آواهای هماهنگ و موزون به دیگری منتقل شود. از آوا شناسی در درمان و بهبود افسردگی نیزاستفاده می شود (کاسیلیت 1999) <br />
ارتباطات می تواند با حس بویایی نیز مرتبط باشد مطالعات دانشمندان ثابت کرده است که برخی از جانوران و حشرات از طریق حس بویایی امیال جنسی خود را به جفت خود منتقل می کنند. <br />
حس لامسه از مدلهای قوی و مؤثر در ارتباطات است . یک بوسه یا یک دست دادن ساده و یا در آغوش کشدن کسی، حتی یک لبخندکوچک توأم بانوازش یا بادست گذاشتن برروی دوش کسی، می توان ارتباط بسیار قوی و مؤثری برقرار نمود که حتی با صدها کلمه و حرف میسر نمی شود. <br />
برخی ها هم ادعا می کنند که با گرفتن دست کسی حتی می توانند فکر آنها را هم بخوانند . از میان اینهمه شواهد موجود در طبیعت ، باور نمی کنم که برقراری ارتباط از طریق حس چشایی میسر نباشد. <br />
تله پاتی (دوهم اندیشی) یکی از راههای ارتباط که در مورد آن بسیار صحبت شده است،یکی از امکانات برقراری اتباط بدون کلام است . تله پاتی با نفی حواس پنجگانه مرتبط است. تعمق در مورد وجود تله پاتی به آواخر قرن بیستم برمی گردد.جنجالی که توسط آقای جوزف بی رینز(Joseph B.Rhines) و سایر روان شناسان دانشگاه گرونینگن Groningen هلند در سال 1937 راه افتاد .<br />
آینده ممکن است روشهای دیگری رابرای برقراری ارتباطات به ارمغان بیاورد. یکی از روشهائی که اخیراً بشر به آن دست یافته است ، امواج مغزی است .تجربه ثابت کرده است که تمام فرایندهای مغزی که هم در حیوانات و هم در مغز انسانها جریان دارد ، حاصل یک الگوی پیچیده ای از جریان الکتریکی لحظه ای است (Bazier 1961) هر فرایند مغزی با نمونة نوسان الکتریکی فردی تلفیق می شود . تجربه گرایان توانسته اند این نوسانات الکتریکی مغزی را ثبت کنند. همچنین آنان دریافته اند که با برگشت دادن جریان الکتریکی در مسیر طی شده ، امکان اعمال تغییر و اصلاح در ذهن دریافت کننده پیام با یک مجموعه از نمونه های خاص وجود دارد(Delgado 1967). <br />
تأثیر روش دکتر دلگادو با ایجاد جریان الکتریکی معکوس بر روی مغز یک گاو و در یک سالن و روی رینگ بوکس ، بطور دیدنی برای تماشاچیان تشریح شده است. <br />
این فرایند زمانی که بر روی یک انسان پیاده می شود، می تواند تله پاتی نام بگیرد. که تحت عنوان انتقال ویژه اطلاعات بین موجودات در طبقه بندی ارتباطات غیرکلامی جای می گیرد. <br />
در حال حاضر شاید برخی از مفاهیم ارتباطات بطور غیرمستقیم نقشهای عمده ای در زندگی روزمره،داشته باشند بهرصورت اینگونه اثر گذاریها نمی تواند مانع توقف ذهنیت سازیهای نویسندگان در زمینه های مختلف ارتباطی گردد. <br />
در داستان (گاونر) نوشتة آقای پیرس آنتونی 1976 نمونه هائی از قوانین یک نوع بازی که(زندگی)نام گرفته است،برای به تصویر درآوردن ارتباطات بکار گرفته شده است. در داستان (ژوپیتر دزد) نوشته دونالد مفیت Donald Meffitt 1997 موجودات بیگانه ای خلق شده اند که فقط از طریق حس بویائی ارتباط برقراری می کنند. <br />
داستان ها و افسانه های بسیاری وجود دارند که موضوع تله پاتی را القاء می کنند اما شاید برجسته ترین آنها را بشودبه کتابهای مردویرانگرنوشته(Alfred Bester)آلفردبستر1978 و مرد کامل که توسط جان برنر 1973 به تحریر در آمده اند، اشاره نمود. .<br />
کتاب مرد ویرانگر داستانی را بیان می کند که در آن هر یک از اعضاء جامعه ،یک (تله تاپ) هستند و داستان مرد کامل مسائل و موضوعاتی که در آن تله تاپی بصورت منفرد و مجزا دریک جامعه بشری معمولی مطرح است ، بازگو می کند. <br />
آرتو پی، کلارک در مورد تخلیه بارالکتریکی مغزها در داستانهای خود،جزیرة دلفین ها (1971) و داستان محدودة عمیق (1968) اشاره کرده است ، وی در این داستانها در مورد رابطة بین بشر و خالقان دریا صحبت می کند. .<br />
درخصوص مزیت ها و برتری ارتباطات کلامی و یا غیر کلامی در میان مردم ، باید گفته شود که زمینه هائی وجود دارد که در آن مفاهیم ارتباطات کلامی و غیر کلامی برهم منطبق اند مثلاً فن شاعری یکی از این موارد است . یک شاعر خوب کلمات را با مهارت خاص بکار می گیرد البته نه همانند کاربرد ارتباط کلامی و نه فقط به خاطر معانی آنها بلکه کلمات گاهی به خاطر صدا و آواهایشان بکار گرفته می شوندوحتی گاهی به خاطراینکه تصویرخاصی رادرذهن مخاطب ایجادکنند ، ساخته می شوند. فرم یک شعر نیز بهمان میزان که مفاهیم آن مورد توجهند ، دارای اهمیت است . نمونة دیگر برای نشان دادن تطبیق ارتباطات کلامی و غیر کلامی به همدیگر ، موضوع داستانهای مصّور است . کتابهائی که داستانهای آن بصورت تصاویر گرافیکی طراحی شده اند، جائیکه کلمات و تصاویر بطور تلفیقی و هماهنگ می توانند مفاهیم را انتقال دهند.(مک لئود 1999)(Mc Leod). <br />
همانطوریکه ملاحظه می کنید، مفاهیم ارتباطات بیشتر در بخش ارتباطات بیرونی و حسهای خارجی مورد بحث قرار گرفت. مواردی که بیشتر ، برای ارتباطات کلامی و غیرکلامی از آنها استفاده می کنیم.اما حسّهای دونی دیگری نیز وجود دارند. <br />
حسهائی که درونی هستندومابهنگام ارتباط باخودمان از آنها استفاده می کنیم. در اینجا منظور این نیست که به فضاهای ماوراءطبیعی واردشویم چراکه هنوزدردنیای علوم انسانی همانند یک ذره ای در مقابل عظمت جهان هستیم. <br />
بگذارید جهت روشن شدن این نوع حسهای درونی ، سئوالی مطرح شود : <br />
زمانیکه گرسنه ایم ، چگونه این گرسنگی را درک می کنیم؟ پاسخ بسیار ساده است . از طریق درک حسهائی که منشاء گرسنگی به آنها مرتبط است و دربخش هوشیار مغزمان فعال اند . این همان ارتباط با خود است. در ارتباط با خود چگونه اعضاء بدنمان را در اطراف بدن خود حرکت می دهیم ؟ <br />
از یک زیست شناس یا فیزیولوژیست و یا یک متخصص اعصاب و یا روان شناس یا حتی از یک فیلسوف این سئوال را بپرسید . قطعاً هریک از آنها مثالهائی را در ارتباط با خود شما خواهند گفت و مواردی را که بطور مرتب اتفاق می افتد ، یادآوری خواهند کرد . همه این ها ارتباطات غیر کلامی است. <br />
ارتباطات خواه اینکه بادیگران باشد یا با خود فرد ، از دیدگاه علمیِ زندگی، بسیار اهمیت دارد و نبود آن می تواند کاملاً در زندگی فرد مؤثر باشد همان چیزی که یکی از دغدغه های خاطر بشر در طول زندگیست. <br />
یک روز درحالیکه از تلفن کردن ها به دیگران خسته شده ایم اگر تلاش کنیم تابا خودمان ارتباط برقرار کنیم ، بشنویم که دستگاه تلفن تکرارکنان بگوید که «تمامی مسیرها به سمت مشترک مورد نظر اشغال می باشد و من بطور مرتب شمارة شما را تکرار می کنم». <br />
درپایان باید اعتراف کنم که دامنه فعالیت ارتباطات بسیار وسیع تر از آن است که دراین اندک گفته شود.دراین مطالب تلاش براین بود تا نگاهی به کاربرد ارتباطات کلامی و غیرکلامی داشته باشیم و در این خصوص به برخی از مفاهیم ارتباطات غیرکلامی که درگذشته مورد استفاده بشر بوده است اشاره شده و یادآورد شوم که زمینه های مختلف دیگری نیز وجود دارند که برخی از آنها را پذیرفته ایم و خود را با آن تطبیق داده ایم و برخی دیگر همانند جریان در ارتعاشات مغزی و غیره را که آزمایشات و تجربیات کسب شده و مطالعات بیشترمی توانند درتوسعه و اشاعه آن مؤثر باشند.</p>

<p>http://www.tcr.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=420<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>ابزارها ی جا معه شنا ختی چگونگي برقراري ارتباطات انسان</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://yahyaee.com/1/archives/2008/03/post_136.htm" />
<modified>2008-03-16T11:48:41Z</modified>
<issued>2008-03-16T11:48:00Z</issued>
<id>tag:yahyaee.com,2008:/1/2.671</id>
<created>2008-03-16T11:48:00Z</created>
<summary type="text/plain">نويسنده: عاليه شكربيگي ارتباط دغدغه ذهني بشر از سپيده دم تاريخ تاكنون:ارتباط برقرار كردن، از آغاز جهان هستي، بعنوان نياز طبيعي انسان در تعامل با ديگران همواره مورد بحث بوده است، بسيار مباحث و گفته‌ها در اين مورد آمده و...</summary>
<author>
<name>yahyaee</name>

<email>info@yahyaee.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://yahyaee.com/1/">
<![CDATA[<p>نويسنده: عاليه شكربيگي <br />
ارتباط دغدغه ذهني بشر از سپيده دم تاريخ تاكنون:ارتباط برقرار كردن، از آغاز جهان هستي، بعنوان نياز طبيعي انسان در تعامل با ديگران همواره مورد بحث بوده است، بسيار مباحث و گفته‌ها در اين مورد آمده و بعد از اين نيز خواهد آمد، در واقع برآيند تعاريف مختلف گوياي آن است كه هر كسي از ديدگاه خود به تعريف ارتباط و ويژگي‌ها و شرايط برقراري آن مي‌پردازد،<br />
 اما آنچه مسلم است بي‌ترديد پيام همه اين نوشته‌ها، ديدن، شنيدن، درك و پذيرش روح انسان از سوي طرفين است و آنگاه يك ارتباط انساني برقرار شده است. در همة زمان‌ها، در همة فرهنگ‌ها و در همة مليت‌ها، و با همه شرايط اجتماعي متفاوت در جاي جاي جهان هستي، ارتباط و چگونگي و چرايي برقراري آن همواره مورد بحث و مباحثه قرار گرفته است. و در شرايط اجتماعي متفاوت، قالب‌هاي برقراري ارتباط هم مختلف بوده است، اما هدف همة اين ارتباطات همواره برقراري ارتباطي انساني بوده است. هر چند در اينگونه ارتباطات، گاهاً اهدافي عيني هم مد نظر بوده است، حال هدف هر چه باشد، بهر صورت متعامل در پي برقراري ارتباط است، از آغاز آفرينش جهان هستي، ابزارها، مكانيسم‌هاي برقراري ارتباط، گاه كلامي يا غير كلامي؛ گاه از طريق تصويري يا سنگ نبشته‌اي بر روي ديوار، در داخل غارها يا بر روي قاليچه و پارچه‌اي، و بعدها توسط پيك‌ها و قاصدها و سپس با توجه به پيشرفت بشر از طريق رسانه‌هاي نوشتاري، شنيداري و بعد ديداري صورت گرفته است. در حقيقت:<br />
قالب‌هاي برقراري ارتباط امروزه و در جهان معاصر بسيار پيشرفته و مترقي مي‌باشد بطوري كه اگر كوچكترين مسئله‌اي در دورترين نقطه جهان هستي رخ دهد، با مطلع شدن انسان‌ها در كمتر از چند ثانيه در ساير نقاط هستي، بلافاصله با آن واقعه ارتباط برقرار شده است و انسان بگونه‌اي واكنش نشان مي‌دهد، خوشحال بودن، ناراحت شدن، همدلي، خشمگين شدن و... و عكس‌العمل‌هاي مختلفي كه بگونه‌اي نشان از دريافت پيام توسط گيرنده مي‌باشد، صورت مي‌گيرد. در جهان معاصر انسان بدون ارتباط، انساني افسرده و مرده است. چرا كه در پويايي ارتباط انساني است كه حالاتي مانند بالندگي، شادابي، تحول، تحرك،.... مسير انسان را مشخص و شفاف مي‌كند و باعث سرعت در رسيدن به اهداف مي‌گردد. جامعه امروز و دنياي معاصر كنوني، جامعه‌اي است كه حتي در خلوت انسان‌ها هم ارتباط صورت مي‌گيرد ، آيا ارتباطي كه امروز، از طريق اينترنت با دورترين نقطه جهان صورت مي‌گيرد، قابل قياس با چگونگي برقراري ارتباط صدها سال پيش و حتي دهها سال پيش مي‌باشد؟ به طور قطع و يقين جواب نه مي باشد، امروز پيشرفت وسايل ارتباط جمعي نوين و توسعه روزافزون فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي و بويژه، اينترنت و ماهواره تاثير شگرفي بر برقراري ارتباطات در زندگي مردم و نيز رفتار و مناسبات اجتماعي آنان گذارده است.<br />
پيامدهاي فرهنگي و اجتماعي تكنولوژي جديد ارتباطي به مانند فكس، تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي و اينترنت به نوعي برقراري ارتباطات انساني را وارد«عصر دوم رسانه‌ها» كرده است كه به كلي با«عصر اول رسانه‌ها» متفاوت مي‌باشد.در عصر اول رسانه‌ها، در برقراري ارتباط، انسان‌هاي عاقل، خود بسنده، با ثبات و متمركز پرورش مي‌يافت و توليد كنندگان اندك براي مصرف كنندگان بسيار، پيام‌ها را توليد و ارسال مي‌كردند. اما در عصر دوم رسانه‌ها، ارتباطات ديجيتالي، انسان‌هاي لايه لايه، متغير و منفعل و مصرف كننده را پرورش مي‌دهد و بواقع مهمترين پيامدهاي فرهنگي رسانه‌هاي الكترونيك جديد، در برقراري ارتباطات، ظهور هويت فرا ملي نزد استفاده كنندگان آنها است.<br />
رشد و پيشرفت تكنولوژيكي ارتباطات هر چند نكات بسيار مثبتي را براي بشريت به ارمغان آورده است اما بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه:<br />
«امروزه ممكن است هر جامعه‌اي با اطمينان اعلام كند كه بر مشكلات تاريخي و معاصر ناشي از ارتباطات فايق آمده است، اما در<br />
 دهه آينده يا نهايتاً قرن آينده متوجه خواهد شد كه پيشرفت‌هاي تكنولوژيك، چه پيامدها، سردرگمي‌ها و مشكلات پيش‌بيني نشده‌اي برايش به ارمغان آورده است. « سين مك برايد 1980»<br />
چرايي و چگونگي برقراري ارتباط<br />
شما در دنيايي زندگي مي‌كنيد كه به دنياي ارتباطات موسوم است، و.... هر يك از اين كنش‌ها و فعاليت‌ها ی که شما ا نجا م می د هید یک ارتباط ناميده مي‌شود. بنابه شرايط و مناسبات در هر يك از اين برخوردها رفتار خاصي را پيشه مي‌كنيد. و بواقع كنش شما هدفمند است و در يك ارتباط عقلاني قرار مي‌گيريد و انتخاب كنش تصادفي نيست، يعني اينكه شما در عملتان و ارتباطتان هدفي را دنبال مي‌كنيد؟ حال اين سئوال‌ها مطرح مي‌شود كه: چرا ارتباط برقرار مي‌كنيد؟ هدف ارتباط چيست؟ و در حقيقت برقراري اينگونه ارتباطات محتاج چه پيش زمينه‌هاي قبلي و اهداف پيشين است؟<br />
چرا ارتباط برقرار مي‌كنيد؟<br />
( قابل ذكر است كه موارد ششگانه ز یر از كتاب “The Dynamics of Human Communication” نوشته Gaile. Myers & Michele T. Myers ترجمه شده است.)       <br />
1) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا خود را بهتر بشناسيد و خود را كشف كنيد. ارتباط برقرار مي‌كنيد تا در يابيد كه در برخورد با ديگران چگونه باشيد و در حقيقت مهمترين مركز توجه در ارتباط، خود شما هستيد و بايد هم باشيد و از اين بودن نبايد احساس شرمندگي كرد.<br />
2) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا ديگران را بيشتر بشناسيد و از شك و ترديد دربارة اطرافيانتان بكاهيد. اغلب كارهايي كه ديگران صورت مي‌دهند و يا در مورد آنها اظهار نظر مي‌كنند شما را تحت تاثير قرار مي‌دهد و مايل هستيد رفتاري متناسب با رفتار ديگران داشته باشيد. اين كه مثل آنان باشيد يا نه، انتخاب با شما است. اما غالباً افراد براي پي بردن به احساس، افكار و يا مطلع شدن از چگونگي رفتار ديگران، ارتباط برقرار مي‌كنند.<br />
3) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا جهان پيرامون خود را بشناسيد. شما قادريد دنياي كنوني، گذشته و آينده را كشف كنيد و براي برقراري ارتباط ثمربخش از توانايي منحصر به فرد انساني يعني استفاده از نمادها- بويژه زبان- بهره‌منديد.<br />
امروزه شما، به يمن اطلاعات و فناوري و وسايل ارتباط جمعي نوين، هم از رويدادها و عقايد جاري مطلعيد و هم به اطلاعات و مباحث مربوط به باورها و رويدادهايي دسترسي داريد كه قرن‌ها پيش رخ داده و يا هزاران كيلومتر دورتر از شما به وقوع پيوسته‌اند.وقتي به سفر مي‌رويد، مطالعه مي‌كنيد، پژوهش علمي را تحقق مي‌دهيد و يا گفتگوهاي خودماني با هم كلاسيها و اعضاي خانواده مي‌كنيد، سعي داريد نسبت به جهان پيرامون معرفت و شناخت پيدا كنيد.<br />
4) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا دنيا را با ديگران تسهيم كنيد و آنها را ياري رسانيد. شما مهم‌ترين هدف ارتباط هستيد و دربارة خود از ديگران كسب اطلاع مي‌كنيد. اين ارتباط شما را به خانواده، دوستان، گروهها و انجمن‌ها پيوند مي‌زند. هدف مهم ديگري كه دنبال مي‌كنيد. برقراري ارتباط و حفظ تداوم آن است. بدين معني كه از شما قدرداني شود، به شما توجه شود، شما را دوست بدارند و شما نيز آنان را دوست بداريد.<br />
هنگامي كه با ديگران گفتگو مي‌كنيد و يا مهر و علاقه خود را ابراز مي‌داريد در حقيقت رابطه انساني با اهميتي را موجب مي‌شويد، اگر چه بر روي شما به عنوان يك فرد تمركز دارند، اما بسياري از متخصصان از جمله معلمان، پرستاران، وكلا، كارگزاران و صدها صاحب حرفة ديگر، خود را وقف ديگران كرده‌اند تا از طريق ارتباط مصالح و منافع دانشجويان، بيماران، موكلين و مراجعين را تامين بكنند و در رفع نيازهاي اساسي آنان گام بردارند.<br />
5) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا انها را مجاب كنيد و تحت تاثير قرار دهيد و يا در برابر نفوذ ديگران ايستادگي كرده و ميزان آن را بسنجيد. وقتي دوست خود را متقاعد مي‌كنيد كه به جاي رفتن به كتابخانه، همراه شما به سينما بيايد، قطعاً ارتباط در كانون فعاليت‌ها قرار خواهد داشت. الگوي ارتباط در ايام كودكي با دستورات و فرامين اعضاي خانواده شكل مي‌گيرد ولي در سالهاي بعد الگوي ارتباط تغيير ميكند و امر و نهي مقتدرانه جاي خود را به اقناع و تاثيرگذاري مي‌دهد. رئيس يا والدين به عنوان مركز اقتدار نه فقط بايد قدرت كنترل و نظارت داشته باشند بلكه بايد از طريق ارتباط با ديگران قدرت اعمال نفوذ و تداوم آن را نيز دارا باشند، تا بدين ترتيب عواقب اجرا نكردن دستورات را به آنها گوشزد كنند. ارتباط همراه با پاداش و تنبيه مي‌تواند اهرم قدرتمندي در به نظارت و به نظم در آوردن ديگران باشد. معلمان، مديران، والدين، سياستمداران، بازرگانان و رهبران مذهبي از معدود افرادي هستند كه هدفشان از ارتباط تاثير گذاري و تغيير عقيده و طرز عمل ديگران است.<br />
6) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا تفريح كنيد و لذت بريد و از نظام خشك و انعطاف ناپذير انواع ديگر ارتباط، رهايي يابيد وقتي لطيفه‌اي را براي كسي تعريف مي‌كنيد بر روابطتان اثر مي‌گذارد حتي اگر هدف شما تفريح صرف باشد، تماشاي نمايش تلويزيون، فيلم سينمايي يا نمايش صحنه‌اي(تئاتر) مي‌تواند اهداف گوناگوني را شامل شود كه يكي از آنها فراهم آوردن شرايطي است كه از ارتباط خشك و سخت فاصله بگيريد و از تنش‌ها و مسئوليت‌هاي زندگي رها شويد.<br />
براي استراحت و تمدد اعصاب خود چه مي‌كنيد؟ اين پرسشي است كه در اغلب مصاحبه‌ها از افراد پر مشغله سئوال مي‌شود.پاسخ اين سئوال از فعاليت‌هاي فيزيكي افراد گرفته(«پياده روي مي‌كنم»، «؟ بازي مي‌كنم»، «با بچه‌ها دو چرخه سواري مي‌كنم»، «پرورش اندام كار مي‌كنم») همه و همه مستلزم برقراري ارتباط خواهد بود. اين فعاليت‌ها، خواه شركت در مسابقه‌اي باشد، خواه همكاريهاي متقابل افراد در كار، همگي بر مبناي گونه‌هاي مختلف ارتباط صورت مي‌گيرد.<br />
ارتباط چيست؟ <br />
در يك بررسي كلي مي‌توان گفت:«ارتباط ((Communication شاخة علمي تازه‌اي است كه از تلفيق رياضيات، فيزيك، روانشناسي، زيست‌شناسي، و زبان‌شناسي به وجود آمده است.» ولي بايد افزود كه اين رشتة تازة علمي نه تنها مورد توجه زبان‌شناسي و رشته‌هاي گوناگون علوم انساني و اجتماعي قرار گرفته، بلكه به تدريج در علوم تجربي نيز راه باز كرده است. علاوه بر آن در دهه‌هاي اخير، بينشهايي مانند نظرية «كنش متقابل نمادي»( Symbolic interaction)  در جامعه‌شناسي شكل گرفته كه طي آن ارتباط ، به ويژه ارتباطات نمادين، پايه و اساس تمامي كنشهاي اجتماعي شناخته شده است. <br />
اما محققان، به ويژه در جهان سوم، به دلايل مختلف پيش از آنكه به مطالعة رشتة اصلي اين دانش يعني ارتباطات انساني بپردازند توجه، فرصت و بودجه‌هاي تحقيقاتي را صرف ارتباط جمعي كرده‌اند و شايد همين كم توجهي ، در كنار جوان بودن اين رشته از دانش بشري. سبب شده است كه هنوز تعريف كامل مورد توافق دانش پژوهان علوم ارتباط، يعني رشته‌هاي گوناگون علوم اجتماعي و علوم تجربي تدوين نشود. <br />
براي ارتباط تعاريف زيادي در كتابهاي مختلف آمده است كه به نظر من بسياري از آنها جامع و مانع نيست. در زير به بررسي تعدادي از اين تعاريف مي‌پردازيم. <br />
نگاهي به تعاريف ارتباط <br />
از ميان فرهنگهاي لغت خارجي، و بستر و از فرهنگهاي فارسي فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي آريان پور و فرهنگ فارسي معين را انتخاب مي‌كنيم. <br />
در فر هنگ لغا ت وبستر،communicationعمل ار تبا ط بر قر ار کر د ن ،تعر یف شد ه ا ست.در این فر هنگ همچنین از معا د ل ها یی ما نند تا ثیر (impact)،بخشید ن(bestow)،ا نتقا ل د ا دن(lonvey)،آ گا ه سا ختن ،مکا لمه و مر او ده و دا شتن(have interaction)  استفاده شده است.   <br />
در وبستر اضافه شده است كه عمل برقرار كردن ارتباط مي‌تواند از طريق كلمات. حروف، پيامها، كنفرانسها، مكاتبه‌ها و ديگر راهها انجام گيرد. (محسنيان راد، 1380، ص 42-41) <br />
فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي دكتر عباس آريان‌پور براي لغتcommunication معادلهاي فارسي زير را ارائه داده است. <br />
ارتباط، خطوط ارتباطي، وسايل ارتباطي، مبادله، گزارش، ابلاغيه، ابلاغ، اطلاعيه، نقل و انتقال، مراوده، اخبار، مشاركت، جلسة رسمي و سري فراماسيونها، عمل رساندن، ابلاغ، كاغذنويسي، مكاتبه، سرايت، راه، وسيله نقل و انتقال ، (آريان‌پور، 1354، ص 432) <br />
فرهنگ فارسي معين، ارتباط را يك بار به صورت مصدر متعدي و بار ديگر اسم مصدر معني كرده است. <br />
1- مصدر متعدي: ربط دادن، بستن ، بر بستن، بستن چيزي را با چيز ديگر<br />
 2- اسم مصدر: بستگي پيوند، پيوستگي، رابطه. (معين، 1356، ص 189) <br />
در فرهنگ فارسي معين، علاوه بر اين واژه‌ها، مدخلهاي «ارتباطات» «ارتباطچي»، «ارتباط داشتن» «ارتباطي» و«ارتباطيه» نيز آمده است كه اطلاع اساسي تازه‌اي. علاوه بر آنچه براي «ارتباط» گفته شده است، به ما نمي‌دهد. <br />
همان طور كه از ابتدا پيش بيني كرديم. چون بحث ما دربارة ارتباط جنبة تخصصي دارد نمي‌توان از توضيحات مندرج در فرهنگهاي لغت استفادة زيادي كرد. <br />
توماس نيلسون در رسالة پيرامون تعريف ارتباط كه متن درسي او بوده است مي‌گويد: معني لغت ارتباط از يك سو روشن و واضح و از سوي ديگر پيچيده و غامض است. در استفادة معمول از اين لغت، مفهوم آن روشن است ولي وقتي به جست و جوي تعيين حدود و كاربرد آن مي‌پردازيم. مسئله‌اي پيچيده و غامض مي‌شود. <br />
ارسطو فيلسوف يوناني شايد اولين انديشمندي باشد كه 2300 سال پيش نخستين بار در زمينة ارتباط سخن گفت، او در كتاب مطالعة معاني بيان (ريطوريقا) Rehtoric  كه معمولا آن را مترادف ارتباط مي‌دانند. در تعريف ارتباط مي‌نويسد. <br />
ارتباط عبارت است از جست و جو براي دست يافتن به كلية وسايل و امكانات موجود براي ترغيب و اقناع( Persuasion ) ديگران. شايد بسياري از تعريفهايي كه براي ارتباط ارائه شده تا حدودي از تعريف ارسطو سرچشمه گرفته باشد. تعريف زير كه شايد تشابه بيشتري با تعريف ارسطو داشته باشد به عنوان نمونه ذكر مي‌شود. <br />
ويلبرشرام در كتاب فراگرد و تاثير ارتباط جمعي مي‌گويد: در فراگرد ارتباط به طور كلي ما مي خواهيم با گيرندة پيام خود در يك مورد و مسئله معين همانندي (اشتراك فكر) ايجاد كنيم. <br />
كلودشنن در كتاب نظريه‌هاي رياضي ارتباط مي‌نويسد: ارتباط عبارت است از تمام روشهايي كه از طريق آن ممكن است ذهني بر ذهن ديگر تاثير بگذارد. اين عمل نه تنها با نوشته يا صحبت كردن بلكه حتي با موسيقي، هنرهاي تصويري، تئاتر، باله و عملا تمام رفتارهاي انساني عملي است. برخي ديگر از كارشناسان ارتباطات، مسئله تاثير را در تعريف خود به صورت محرك و پاسخ مطرح كرده‌اند. تعريف كارل‌هاولند در كتاب ارتباطات اجتماعي را مي‌توان به عنوان نمونة اين گونه تعريفها ذكر كرد: <br />
ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال يك محرك(معمولا علامت بياني)از يك فرد(ارتباط گر)communicator به فردي ديگر (پيام گير)communicates به منظور تغيير رفتار او! ديويد برلو، در تعريف خود از ارتباط، بر پاسخ و باز تاب تاكيد بيشتري كرده است. او مي‌گويد: <br />
«ارتباط برقرار كردن عبارت است از جست و جوي پاسخ از سوي گيرنده." دانشمنداني چون آزگود عمل تاثير گذاري و تاثير پذيري را نه فقط بين افراد بلكه بين سيستمها مطرح كرده‌اند. آزگود مي‌گويد: «وقتي ما ارتباط برقرار مي‌كنيم كه يك سيستم يا يك منبع روي حالت و چگونگي يا اعمال سيستم ديگر تاثير بگذارد. مقصد يا دريافت كننده از طريق انتخاب علايم متناوب كه مي‌تواند در كانال حمل شود با فرستنده مرتبط مي‌شود. در رويا رويي با سيستمهاي ارتباط انساني معمولا ما علايمي مي‌فرستيم كه پيام محسوب مي‌شوند. اينها اكثرا (نه الزاما، در همة موارد) به صورت پيامهاي زباني و بياني هستند.» گروه ديگري از انديشمندان ارتباط، مسئله تاثير و يا جريان محرك و پاسخ را در تعريف ارتباط به صورت انتقال معني مطرح كرده‌اند. به عنوان نمونه. هنري ليندگرن در كتاب هنر ارتباط انساني مي‌گويد: «ارتباط از ديدگاه روانشناسي فراگردي است حاوي تمام شرايطي كه متضمن انتقال معني باشد.» <br />
ليندگرن در تعريف خود بيشتر بر انتقال معني تكيه كرده است. از نظر او اينكه اين معني ها به چه ترتيب منتقل خواهند شد، چندان مطرح نيست.<br />
رايت نيز در تعريف خود همچون ليندگرن مسئله انتقال معني را مطرح كرده است:«ارتباط فر اگرد انتقال معني بين دو فرد است.» <br />
 لارسن مسئله معني را بيشتر شكافته و تعريف دقيق‌تري ارائه داده است او مي‌نويسد:ارتباط دلالت بر فراگردي مي‌كند كه از طريق آن يك سري معني‌هاي نهفته شده در بطن يك پيام، به طريقي تغيير پيدا مي‌كند كه معني دريافت شده برابر با آنهايي است كه شروع كننده پيام، قصد آن را داشته است. <br />
ميكي اسميت، در ارائه مدل ارتباطي خود، تعريفي براي ارتباط آورده كه در آن به انتقال حافظه‌ها در ارتباط نيز اشاره شده است. او مي‌گويد:<br />
ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات، احساسها، حافظه‌ها و فكرها در ميان مردم.<br />
مافيوس اسميت در تعريف ارتباط مي‌گويد:<br />
هر نوع عملي كه به وسيلة فردي انجام شود كه طي آن فرد ديگري بتواند آن را درك كند ارتباط ناميده مي‌شود. خواه اين عمل با استفاده از يك وسيله انجام شود يا بدون وسيله. <br />
برخي ديگر، داشتن علايم مشابه با شيوة مشابه را شرط ارتباط دانسته‌اند لاسول مي‌گويد: «يك عمل ارتباطي بين دو نفر، وقتي كامل است كه آنها از علايم مشابهي با شيوه‌هاي مشابه آگاه باشند.» <br />
عده ديگري از دانشمندان علوم ارتباطات، در تعريف‌هاي خود، عناصر موجود در جريان ارتباط را نيز مورد توجه قرار داده‌اند. جيمز واتسون، در كتاب فرهنگ ارتباط و بررسيهاي وسايل ارتباطي، تعريفي از ارتباط را برگزيده و ارائه داده است. اين تعريف از آن هولت رينه‌ هارت و وينسون است. اين تعريف نيز تقريباً مشابه تعريف لاسول است.<br />
ارتباط عبارت است از فراگرد توليد محتوايي نمادي از سوي يك فرد بر اساس يك كد با پيش‌بيني مصرف آن از سوي ديگران بر اساس همان كد.<br />
روبرت گوير در كتاب فراگرد ارتباط مي‌گويد:<br />
ارتباط عبارت است از روشي كه حداقل متضمن چهار عنصر زير باشد.1- توليد كننده‌اي كه 2- علامت يا نمادي را. 3- براي حداقل يك دريافت كننده مطرح كند.<br />
4- و او درك معني كند.<br />
آرانگارن در كتاب ارتباط انساني مي‌نويسد:ارتباط عبارت است از انتقال اطلاعات در محدودة سه چيز، انتشارemission انتقا ل condution و دريافت message.ميلر در كتاب روانشناسي زبان شناسي در تعريف ارتباط مي‌نويسد.<br />
ارتباط هنگامي روي مي‌دهد كه يك منبع پيام، علايمي را از طريق كانال به دريافت كننده‌اي كه مقصد destination محسوب مي‌شود، ارسال كند. <br />
گروه ديگري، در تعريف خود از ارتباط، پيام را بيشتر شكافته‌اند و روي آن تاكيد كرده‌اند مانند برلسون واشتاينر:<br />
انتقال اطلاعات، ايده‌ها، انگيزه‌ها، مهارتها و غيره، از طريق استفاده از نمادها.symbols، كلمات، تصاوير و شكلها، اعداد، نمودارها و غيره، عمل يا فراگرد انتقالي محسوب مي‌شود كه معمولاًَ آن را ارتباط مي‌گويند. برخي از تدوين كنندگان تعريف براي ارتباط به ارتباط مستقيم و غيرمستقيم اشاره كرده‌اند.<br />
براونل در كتاب اجتماع انساني مي‌نويسد:در فراگرد ارتباط مستقيم چيزي به نمادها تبديل و از شخصي به شخص ديگر انتقال مي‌يابد.، ولي ارتباط مستقيم، كاركردیfunction است از همانندي مردم نسبت به يكديگر و اين ارتباطي است بدون رسانة نمادين و در واقع همانند‌اي است از تجربه. <br />
برخي ديگر در تعريفهاي خود از ارتباط(نه ارتباط جمعي) وسايل ارتباطي را مورد توجه قرار داده‌اند. انجمن بين‌المللي تحقيقات ارتباط جمعی(.International Association for Mass Communication Research) تعريف زير را براي ارتباط ارائه داده است:<br />
منظور از ارتباط روزنامه‌ها، نشريات، مجلات، كتابها. راديو، تلويزيون، آگهي، ارتباطات دور(تلفن، تلگراف، كابلهاي زير دريايي) و پست است. همچنين ارتباط چگونگي توليد و توزيع كالاها و خدمات مختلفي را كه وسايل و فعاليتهاي فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقيقات مربوط به محتواي پيامها و نتايج و آثار آن را در بر مي‌گيرد. (معتمد نژاد، 1356، ص 36) <br />
چارلز كولي در كتاب مفهوم و معني ارتباط در سازمانهاي اجتماعي ارتباط را چنين تعريف كرده است:<br />
ارتباط مكانيسمي است كه روابط انساني بر اساس و به وسيلة آن به وجود مي‌آيد و تمام مظاهر فكري و وسايل انتقال و حفظ آنها در مكان و زمان بر پاية آن توسعه پيدا مي‌كند. ارتباط، حالات چهره، رفتارها، حركات، طنين صدا، كلمات نوشته‌ها، چاپ، راه‌آهن، تلگراف، تلفن و تمام وسايلي كه اخيراً در راه غلبه انسان بر مكان و زمان ساخته شده است را در برمي‌گيرد. (معتمد نژاد، 1356، ص 38)<br />
او در سال1924 در اين باره مي نويسد: «خط واضح و دقيقي ميان معني‌هاي ارتباط و بقية كلمات بيروني آن وجود ندارد. در معني همة عينيتها و عملها، نماد بياني از ذهن هستند و تقريباً هر چيز ممكن است به عنوان علامت مورد استفاده قرار گيرد.» همان طور كه ملاحظه مي‌شود كولي در اين تعريف، تلگراف و تلفن را در كنار راه‌آهن به عنوان وسايل ارتباطي معرفي كرده است. ريموند ويليامز در كتاب ارتباطات در اين باره مي‌نويسد:<br />
كلمة : communication در زبان انگليسي از قديم به معناي انتقال افكار، اطلاعات و رفتارها از شخصي به شخص ديگر به كار رفته است. اما اكنون اين كلمه به معناي راه و وسيلة حمل و نقل از مكاني به مكان ديگر نيز استفاده مي‌شود و در معناي اخير راه‌آهن، كانالهاي دريايي و تمام مجراها و وسايل مسافرت و حمل و نقل انسانها و كالاها را در بر مي‌گيرد كه معمولاً به همة آنها ارتباطات مي‌گويند. در حالي كه اكنون وسايل جديد انتقال افكار و اخبار و رفتارهاي انساني از شخصي به شخص ديگر كه شامل دستگاه‌هاي چاپ، تلگراف، تلفن، بي‌سيم، فيلم، راديو و تلويزيون است نيز ارتباطات ناميده مي‌شوند. به اين ترتيب در صورتي كه كلمة ارتباطات هم براي وسايط حمل و نقل و هم وسايل انتقال افكار و اخبار به كار رود. اين نوع وسايل و سايط با هم اشتباه شده و تشخيص آنها با دشواري روبرو مي‌شود. بنابر اين بهتر است كه براي معرفي وسايط انتقال انسانها و كالاها به جاي ارتباطات كلمة حمل ونقل transport استفاده شود و اصطلاح ارتباطات به تاسيسات و وسايلي كه وظيفة انتقال افكار و اخبار و رفتارهاي انسان را به عهده دارند اختصاص داده شود و براي معرفي جريان انتقال و دريافت پيام به كار رود.<br />
برخي از ديگر كارشناسان ارتباطات، در تعاريف خود مانند تعريف فوق، تاكيد دارند كه گيرنده يا فرستنده حتماً نبايد انسان باشد. به عنوان مثال چارلزموريس دامنة جريان ارتباط را تا آنجا توسعه مي‌دهد كه مي‌گويد رادياتور يك اتومبيل با اطراف خود ارتباط برقرار مي‌كند و پيام گرم شدن خودش را پخش مي‌كند. موريس تاكيد مي‌كند كه در ارتباط انتقال معني مهم است، حال اين انتقال با زبان انجام گيرد يا با وسيلة ديگري. <br />
آرانگارن به هنگام توضيح دربارة انتقال و دريافت پيام مي‌گويد:<br />
بايد توجه كرد كه دريافت كننده پيام الزاماً نبايد يك انسان باشد بلكه مي‌تواند يك دستگاه الكترونيكي باشد. به همين ترتيب  منتشر كننده پيام نيز الزاماً نبايد انسان باشد، بلكه مي‌تواند يك دستگاه الكترونيكي باشد. سرانجام به مسئله‌اي كه بايد توجه كرد اين است كه مقصود از پيام همان معناي روزمرة آن بدون هيچ گونه توضيح اضافي ديگري است. <br />
عده‌اي از كارشناسان ارتباط در تعريفهاي خود حتي وجود ارتباط را در مورد روابط بين ماشينهاي خودكار و يا وراثت نيز ذكر كرده‌اند. كلودشنن در اين باره مي‌گويد:<br />
امروزه تمام ارتباط در يك معناي وسيع به كار مي‌رود و شامل تمام روشها و ساز و كارها و طرز كار دستگاههايي است كه يكي بر ديگري تاثير مي‌گذارد. به عنوان مثال دستگاهي كه قادر است به طور خودكار يك هواپيما را كنترل و جهت حركت آن را تنظيم كند اگر بر يك موشك‌انداز خودكار تاثير بگذارد و اين موشك انداز تحت تاثير عبور اين هواپيما به طور خودكار به كار افتد و آن را منهدم كند ارتباط روي داده است. <br />
جرج ميلر در كتاب ارتباط زبان و معني به ارتباط بين ماشينها و حتي ارتباط در وراثت اشاره مي‌كند. <br />
و سرانجام تعريف جرج گوردن در مورد ارتباط زمينه‌اي فوق‌العاده وسيع براي ارتباط مطرح كرده است. او در كتاب زبانهاي ارتباط مي‌گويد:«هر چيزي كه انسان انجام مي‌دهد به نحوي با مفهوم عمومي ارتباط مربوط است.» <br />
رونالد بنژ نيز گسترة عظيمي براي ارتباط قايل شده است و مي‌گويد:«هيچ چيز هويت پيدا نمي‌كند. مگر در ساية ايجاد ارتباط.» <br />
آخرين تعريفي كه به آن اشاره مي‌كنم، تعريفي است از دنيس لانگي و ميشل شين كه در فرهنگ لغات ارتباطات، سال1986 آمده است. آنها مي‌نويسند:<br />
«ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات با وسايل ارتباطي گوناگون از يك نقطه، يك شخص، يا يك دستگاه به ديگر ا ن.ُ <br />
تعريف پيشنهادي براي ارتباط<br />
به هر حال با توجه به تعاريف فوق مي‌توان گفت: «ارتباط عبارت از فراگرد انتقال پيام از سوي فرستنده براي گيرنده مشروط بر اينكه تأثيري بجاي گذاشته‌ باشد» يا در تعريف ديگري مي‌توانيم به اين نتيجه برسيم كه: ارتباط يعني همانا ديده‌شدن، شنيده‌شدن، فهميده‌شدن و حاصل‌شدن از سوي ديگران است و هم‌چنين ديدن،‌ شنيدن، درك و پذيرش روح آنهاست و اينجا است كه مي‌گوييم ارتباط برقرار شده است. <br />
انواع روابط انساني از ديدگاه بوبر <br />
مارتين بوبرmartin buber) )فيلسوف اتريشي به سه نوع رابطه با استفاده از تعابير شاعرانه اشاره مي‌كنند. <br />
 1- رابطه من و آن I- IT Communication <br />
 2- رابطه من و شما I- You Communication <br />
3- رابطه من و تو I- Thou Communication <br />
1- ارتباط من و آن <br />
در رابطه من و آن، انسانها با يكديگر برخورد هاي كاملا غير مشخصي دارند و تقريبا با آنها همچون اشياء برخورد مي‌كنند. در رابطه من و آن، به طرف مقابل زياد اعتماد نمي‌كنيم. حتي اصلا اهميتي نمي‌دهيم كه چنين آدمي وجود دارد(رابطه با فروشندگان، كاركنان رستورانها، و كارمندان ادرات و... ) <br />
 در خانواده‌هاي سازمان نايافته، پدر و مادر فرزندان خود را ناديده مي‌گيرند و با فرزندان خود همچون اشياء برخورد مي‌كنند و آنها را انسانهاي بي‌همتا و بي‌نظير در نظر نمي‌گيرند. <br />
2- ارتباط من و شما <br />
دومين سطح رابطه از نظر بوبر، ارتباط من و شما است كه اكثر تعاملات انسان در زمره اين ارتباطات مي گنجد. ارتباط من و شما حد وسط ارتباطات غير فردي و ميان فردي است. در اين نوع ارتباطات، طرفين با يكديگر مثل اشياء برخورد نمي‌كنند. اما فرديت يكديگر را به طور كامل به رسميت نمي‌شناسند. (گفتگو با فروشنده كتاب، گفتگوي شما يا همكاري‌ها در اين گونه تعاملات)، شما ديگران را به واسطه نقشي كه دارند به رسميت مي‌شناسيد و به فرديت آنها بها نمي‌دهيد. در محيط كار نيز اكثر روابط از نوع روابط من و شماست. <br />
ارتباط ما با ديگران در عرصه‌هاي اجتماعي در مقايسه با ارتباط با عزيزانمان عمق كمتري دارد.به اين ترتيب ارتباط ما با دوستان اتفاقي، همكاران، بستگان دورمان از نوع ارتباط من و شماست. <br />
3- ارتباط من و تو <br />
نادرترين نوع ارتباط، ارتباط من و تو است. به نظر بوبر، اين نوع ارتباط، عالي‌ترين شكل گفتگوي انساني است. چون طرفين رابطه، يكديگر را موجوداتي ارزشمند و ارجمند و بي‌همتا مي‌بينند. وقتي در سطح من و تو ارتباط برقرار مي كنيم به تماميت و فرديت ديگران توجه مي‌دهيم. ديگر با آنها متناسب با نقش‌هاي اجتماعي آنها برخورد نمي‌كنيم. و آنها را انسانهاي بي‌همتا مي‌بينيم كه كليت وجود آنها را قبول داريم. در ضمن در ارتباطات من و تو، خودمان را نمي‌پوشانيم و بر چهره خود نقاب نمي زنيم بلكه تمام مكنونات قلبي خود را فاش مي‌كنيم. و مزيت‌ها، عيب‌ها ، و اميدها ترسها و نقاط قوت و ضعف خود را با آنها در ميان مي‌گذاريم. <br />
به نظر بوبر در روابط من و تو به طور تمام و كمال انسان مي‌شويم و در تعاملات خالصانه رفتار مي‌كنيم. <br />
به نظر بوبر، اكثر ارتباط انسانها در واقع «ظاهر سازي» هستند. يعني طرفين سخت مراقب چهره و تصوير خود هستند و مدام در بند اين هستند كه خودشان را چطور جلوه دهند و به نمايش بگذارند. اما در روابط من و تو، انسانها همانهايي هستند كه «هستند» و ماهيت و احساس واقعي خود را فاش مي‌سازند از نظر بوبر ارتباط من و تو كاملا ميان فردي است. زيرا در اين نوع برخوردها. انسانها يكديگر را اشخاصي كامل و زنده مي‌بينند. <br />
روابط من و تو زياد رايج نيستند. زيرا نمي‌توانيم مكنونات قلبي خود را با هر كسي در ميان بگذاريم. انسانها دوست ندارند براي هر كسي در دل و با هر كسي رابطه خصوصي برقرار كنند به همين دليل روابط و ارتباطات من و تو بسيار كمياب و مظهر روابط ميان فردي كامل است. (جولياتي. 1379، ص 45-49) <br />
بي‌ترديد در شمردن انواع ارتباط، مي‌توانيم انواع ديگر كنش ارتباطي را بيابيم ولي آنچه كه مسلم است اين است كه ارتباط در هر قالبي بگنجد، پيامش مثبت است و سازنده، البته اگر محتواي ارتباط هدفمند و خيرگرايانه باشد و در غير اين صورت پيام‌هاي منفي، آسيب‌زا هم مي‌تواند در قالب پيام‌هاي ارتباطي بگنجد. به هر صورت آنچه كه در يك پيام مهم است، تأثير مي‌باشد و رساندن پيام به گيرنده پيام. <br />
ويژگي‌هاي ارتباطات ا نسا نی <br />
 از آنجايي كه ارتباط بر اساس تعاريف فوق يك فراگرد محسوب مي‌شود. اين فراگرد داراي ويژگي‌هاي زير است. <br />
1- ميان‌كنشي بودن ارتباط <br />
هنگامي كه مي‌گوييم فرآيند ارتباط ميان كنشي است، ما خود به خود بر آن باور گرايش خواهيم داشت كه، اين فراگرد بر پويايي رابطه ميان انسانها استوار است. اكثر جامعه شناسان و دست اندركاران علوم اجتماعي به معني وسيع كلمه، ميان كنش يا كنش متقابل را در مورد ارتباطات مبادله دو سويه پيامها بين دو انساني كه به عمل ارتباطي پرداخته‌اند مي‌دانند كه به تغيير و دگرگوني در يكي از آنها يا هر دوي آنها مي‌انجامد. <br />
ميان كنش زماني رخ مي‌دهد كه يك جريان و رابطه داد و ستدي دربين اجزاي آن فراگرد به وجود آيد. ميان كنش در ارتباطات عموما به تبادل پيامها اطلاق مي‌شود كه ميان دو نفر در جريان است كه اين خود، منتج به تغيير در پيامها شود. به گونه‌اي روشن، وقتي دو نفر در فراگرد ارتباطي درگير مي‌شوند، در تمام لحظه‌هاي تبادل و ميان كنش، هر يك دگرگون مي‌شوند و اين دگرگوني خود ناشي از دگرگوني در نگرشها و تمايلات هر يك از آنها است. پيامها چه كلامي و چه غير كلامي، تاثيري در طرف مقابل مي‌گذارند و آن تاثير منجر به دگرگوني در نگرشها و رفتارهاي فرد مقابل مي‌شود و او را بر آن مي‌دارد كه از طريق مكانيزم باز خور عكس العملي نشان دهد كه متمايز با آنچه كه قبلا خود نشان داده است، باشد. اين خود، در فرستنده پيام تاثير مي‌گذارد و او نيز دگرگون مي‌شود و ممكن است با شدت بيشتر به كار خود ادامه دهد و يا اينكه از تاب و توان گذشته خود بكاهد. <br />
گاه ممكن است چنين به نظر آيد كه فقط يكي از طرفين فراگرد ارتباطي دگرگون شده است و طرف ديگر تغييري از خود نشان نمي دهد. پژوهشهاي دقيق و خرده نگر، نشان داده‌اند كه چنين نيست. هر دو طرف فراگرد ارتباطي تغيير مي‌پذيرند، هر چند كه ممكن است يكي از آنها چنين تغييري را كمتر از خود بروز دهد و سعي در پنهان كردن احساس و رفتار خود كند. خواه ناخواه انساني كه در فراگرد ارتباطي درگير شده است. دگرگون مي‌شود و اين دگرگوني با شدت و ضعف در او نمايان خواهد شد گاه دگرگوني در باورها و نگرشها است، و گاه در احساسات و زماني در رفتار. <br />
در ارتباطات آنچه ميان دو نفر مبادله مي‌شود پيام است. پيام عموما به آنچه نوشته و يا گفته مي‌شود اطلاق مي‌شود. اما بايد توجه داشت كه پيام فقط به گفتار و نوشتار خاتمه نمي‌يابد. بخش عظيمي از پيامهايي كه ميان مردم مبادله مي‌شود در كسوت گفتار و نوشتار نمي‌آيد. بلكه اعمالي هستند كه بيشتر انجام مي‌دهند و حركاتي كه از آنان به منصه ظهور مي‌رسند. <br />
به عبارت ديگر، رفتارها، طرز لباس پوشيدن، بلندي و كوتاهي موي سر و يا ريش، نوع وسيله نقليه كه استفاده مي‌كنند. همه و همه پيامي هستند كه از فردي به ديگري منتقل مي‌شود و به او تفهيم مي‌كند كه طرف مقابل چگونه آدمي است و چگونه مي‌انديشد و چه احساسي دارد. اگر چيزي كه ما مي‌پوشيم و يا حركتي كه انجام مي‌دهيم معني خاصي را به ديگران منتقل مي‌كند. مي‌تواند پيامي از سوي ما به آنان باشد و آن هم مي‌تواند هم در سطح ملي و هم در سطح بين‌المللي ارتباطي را به وجود آورد (فرهنگي، 1379، ص 24-22) <br />
2- تعاملي يا مراوده‌اي بودن ارتباط <br />
فراگرد ارتباطي در محيط شكل مي‌گيرد و انجام مي‌پذيرد. محيط نه تنها به فراگرد ارتباطي و نوع آن تاثير مي‌گذارد. بلكه به ادراكات( perception) ، آنچه بين خود ردو بدل مي‌كنيم. و حتي در سطحي كه ارتباط مي‌گيريم نيز تاثير مي‌گذارد. ما در خلاء با يكديگر ارتباط نمي‌گيريم. <br />
كنشها و واكنشهاي ما در مقابل يكديگر در چارجوب نظامهاي اجتماعي( social system)و شرايط فيزيكي حاكم برماست. آنچه شما در خانه با والدين يا خواهران و برادران خود در ميان مي‌گذاريد، كاملاً متفاوت از آن است كه در دانشگاه يا كارخانه با دوستان خود در ميان مي‌گذاريد. يا به استادان و رؤساي خود مي‌گوييد. علاوه بر اين، آنگونه كه شما به جهان و دگرگونيهاي آن مي‌نگريد با توجه به عوامل محيطي و نظام اجتماعي بر رفتار ارتباطي شما اثر مي‌گذارد. محيط فيزيكي و شرايط اجتماعي كه در آن قرار مي‌گيريم نگرش و رفتار ما را همانگونه كه ديديم تغيير مي‌دهد و در نتيجه ما با ديگران همواره به گونه‌اي متفاوت ارتباط برقرار مي‌كنيم. به عبارت ديگر ارتباط ما با ديگران موكول به وضعيت و شرايط حاكم برماست. ارتباط ما با ديگران همواره متفاوت است و ما خود نيز همواره در حالت متفاوتي نسبت به قبل خود هستيم. به گفته جيمزمک کر ا کسی James Mc crocks«رفتار ارتباطي ما تغيير پذير است و ما در مورد يك واقعيت  به گونه‌هاي متفاوت عمل مي‌كنيم». بر اين اساس. واقعيت در نظر ما با توجه به فراگرد ارتباطي ما با ديگران شكل مي‌گيرد واقعيت آن چيزي است كه از طريق ارتباط با ديگران براي ما پديد آمده است <br />
مهمتر آنكه ما بخشي از «خود» را از طريق ارتباطات با ديگران در ميان مي‌گذاريم. بدين سان شدني است كه، ادراك ما از جهان- يا واقعيت از نظر ما- دائماً در معرض دگرگوني است و بستگي به آن دارد كه در كجائيم و محيط جغرافيايي و شرايط اجتماعي و فرهنگي حاكم بر ما چگونه است و اين عوامل بر روي ما در آن برهه خاص از زمان چه تاثيري گذارده‌اند. ممكن است برخي از ما اين تجربه مشترك را داشته باشيم كه پس از سالهاي سال دوري، از دوستي كه در دوره كودكي و يا دبيرستان با ما بوده و بسيار صميمي بوده‌ايم روبرو شويم. آن دوست در گذشته نزديكترين فرد به ما در زندگي بوده است، و ما از همه چيز يكديگر با خبر بوده‌ايم. اما اينك پس از چند سال جدايي و تغيير شرايط اجتماعي و فرهنگي براي هر كدام از ما- يكي در دانشگاه و ديگري در محيط بسته كار- احساس مي‌كنيم ديگر نمي‌توانيم به درستي با يكديگر ارتباط داشته باشيم. حرف يكديگر را نمي‌فهميم و وجود يكديگر را به راحتي نمي‌توانيم تحمل كنيم. چيز زيادي براي گفتن و در ميان نهادن با يكديگر نداريم. ارتباط بين ما با دشواري انجام مي‌پذيرد. اين دشواري از اين رو پديد آمده است كه ما 