March 1, 2007 11:00 AM
روزنامه نگار حرفه اي و روزنامه نگاري حرفه اي>
روزنامه نگار حرفه اي و روزنامه نگاري حرفه اي
احمد يحيايی ایله ای
اشاره:
روزنامه نگار حرفه ای و روزنامه نگاری حرفه ای دو مقوله ی در هم تنیده و مکمل یکدیگر به شمار می روند، دو مقوله ای که حرفه ای شدن و حرفه ای گریشان کاملا به هم وابسته است. بطوریکه روزنامه نگاری حرفه ای بدون روزنامه نگار حرفه ای میسر نیست و وجود روزنامه نگاران حرفه ای نیز در یک جامعه ، روزنامه نگاری حرفه ای را توسعه می دهند. این دو مقوله از موضوعات اساسی حرفه روزنامه نگاری در عصر ارتباطات هستند.
روزنامه نگار حرفه ای باید متخصص باشد و روزنامه نگاری حرفه ای باید در خدمت توسعه ی همه جانبه باشد.
- روزنامه نگار کیست؟ یا به چه کسی می توان عنوان ((روزنامه نگار)) داد؟
• وقتی ما صفت روزنامه نگار را برای کسی به کار می بریم به طور طبیعی ذهنمان از فعالان در عرصه ی رسانه ها به سمت فعالان رسانه های مکتوب و به طبع روزنامه ها و بطور خاص روزنامه نگاران در روزنامه های سیاسی معطوف میشود. یعنی وقتی می گوییم فردی روزنامه نگار است ذهن ما به سوي روزنامه نگار سیاسی ميرود. یعنی فرد روزنامه نگار در ذهن اکثریت مردم و حتی در تعریف اغلب متخصصان کسی است که در یک روزنامه سیاسی فعالیت مستمر و مرتبي انجام مي دهد. مابقی روزنامه نگارها در هر سطحي كه کار کنند يا خبرنگار اند یا نویسنده ، لذا بايستي روزنامه نگار را از نويسندگان روزنامه ها تفكيك كنيم.
• مروري در تاریخ روزنامه نگاری این تعریف را تایید خواهد کرد. در روزنامه های غیر سیاسی بیشتر ادیب، حقوقدان و اقتصاددان داریم، اما روزنامه نگار با تعریف مورد نظر ما كم و نادر هستند. چون وظيفهي اصلي روزنامه نگار تجزیه وتحلیل مسائل سياسي و به نقد کشيدن آن در جامعه ی مدنی و دموکراسی است و به همين خاطر روزنامه نگاری همزاد جامعه ی مدنی و دموکراسی است. از قرن 17 به اين طرف که چاپ اختراع می شود و روزنامه نگاری شکل می گیرد به طور طبیعی روزنامه نگاری سیاسی توسعه پیدا می کند. روزنامه نگاری سیاسی را افرادی شكل و توسعه ميدهند که قدرت تجزیه و تحلیل دارند.
- روزنامه نگار حرفهاي كيست؟
• روزنامه نگار حرفه ای دو ویژگی عمده دارد. اولین ویژگیش تخصص است. یعنی نمی شود فردی بدون تخصص ، روزنامه نگار حرفه ای باشد. روزنامهنگار حرفهای خطای استراتژیک نمیکند. چون قدرت تجزیه و تحلیل دارد. دومین ویژگی روزنامه نگار حرفهای نقد ( توانمندي تجزيه و تحليل) است. یعنی نمیشود روزنامه نگار، حرفهای باشد اما نقد نکند. نقد شامل مسائل سیاسی، اقتصادی، حکومت و مردم است. همیشه تصور بر اين است که روزنامه نگار حرفهای باید حکومت را نقد کند ، روزنامه نگار حرفهای باید مردم را نیز نقد کند. بايد فرهنگها و آداب و رسومی را که به توسعه انسانی و اجتماعی لطمه می زند نقد کند. یعنی روزنامه نگار حرفهای بايد دولت و مردم را نقد كند. بنابراین روزنامه نگار حرفهای باید تخصص و بينش نقادي داشته باشد.
• يكي از مشکلات روزنامه نگاری ايران عدم تخصص روزنامه نگاران است. به همین دلیل است که همیشه یک گام به جلو و دو گام به عقب می رویم و در اين صورت توسعهاي نخواهیم داشت. تنها کار علمی منجر به توسعه می شود، کار علمی منجر به این می شود که راهی را که می روی، برنگردی ولی کار غیر علمی که بر اثر تصادف و اتفاق باشد ما را دوباره به جای اولش برمی گرداند.
- روزنامه نگاری حرفه ای چیست؟
• روزنامه نگاری حرفهای غیر از روزنامه نگار حرفهای است. روزنامه نگاری حرفه ای در خدمت توسعهي همه جانبه است. و این با درک صحیح و دقیق از جامعه ای که در آن فعالیت می کند اتفاق می افتد. البته تئوري روزنامه نگاري توسعه، بيشتر در کشورهای جهان سوم مطرح است. روزنامه نگاری توسعه بر مسئولیت اجتماعی روزنامه نگار تاكيد ميكند. يعني می گوید: روزنامه نگار بيش از آنكه به فكر نياز مخاطب باشد بايد به فكر اصلاح او باشد. بيطرفي، استقلال، عينيگرايي،كثرتگرايي، انعكاس آراي متنوع جامعه و حق پاسخ دهي مخاطبان جزو اصول است؛ همچنين روزنامه نگاري حرفهاي در نظام مسئوليت اجتماعي، بايد پاسخگوي جامعه باشد. رکن چهارم دموکراسی بودن مطبوعات بيشتر از اين منظر قابل بررسي است. برای اینکه روزنامه نگاري حرفهاي مسئول نقد و تجزیه تحلیل عملکرد سه قوهی نظام حاكم (مقننه، مجریه، قضاییه) است.
• اگر دربارهی كاركرد رسانهها دقت کنید فقط روزنامه نگاری در توسعه ( بخصوص توسعه سياسي) نقشي اساسی دارد و بار اصلي را در اين ميان به دوش ميكشد. همهی رسانهها این توانایی را ندارند تا در توسعه نقش جدی را ایفا کنند، در کارکردهای رسانهها کارکردهای خبری، آموزشی، تفریحی، تبلیغی و ... تعریف شده است؛ مثلا بیشترین کارکرد سینما تفریحی است يا بیشترین کارکرد راديو ، خبري است وكاركرد اصلي تلویزیون ، تبلیغ است.
- وظیفهی روزنامه نگاري حرفهای در قبال جامعهای که در آن زندگی می کند، چیست؟
• وظایف روزنامه نگاری حرفهای در طول تاریخ دائم در حال تحول بوده است. زمانی وظیفهی اصلی و اساسی روزنامه نگاری اطلاع رسانی بود. با آمدن رادیو از نقش روزنامهها به عنوان خبررسان کاسته شد، یعنی به مرور كاركرد تحليلي پيدا كرد. روزنامه نگاری تحلیلی را با صد سال تأخیر در ایران و آن هم فقط در يكي دو روزنامهي می بینیم. روزنامه نگاری حرفهاي در اصل بايد در راستای تحلیل حرکت کند نه خبر.
- امروز وظیفهی روزنامه نگارحرفه ای و روزنامه نگاری حرفه ای در عصر انفجار اطلاعات چیست؟
• امروز وظیفهی روزنامه نگار حرفهای تجزیه و تحلیل است. یعنی بايد اخبار و اطلاعات موجود را مستند و علمي تجزیه و تحلیل کند. امروزه روزنامه نگار حرفهای و روزنامه نگاری حرفهای با اطلاع رسانی محض راه به جایی نمی برند، دیگر كسي از روزنامه نگاری حرفهاي توقع اطلاع رسانی ندارد.
• از طرف دیگرتحليلی که روزنامه نگار حرفهای ارائه میدهد بايد با توجه به شرایط مکانی و زمانی باشد. روزنامه نگار حرفهاي بايد شرایط جامعه خود را درك كند، از افکار عمومی مطلع باشد و از طرف دیگر نظام حاكم بر جامعه را نيز خوب بشناسد. روزنامه نگار حرفه ای همواره با سه مساله ارتباط دائمی دارد، یکی دولت است با یک سری نیازها و علاقهها، دومی مردم است با یک سری نیازها و علاقهها و سومی کشور است که آن هم نیازها و علاقههای خاص خود را دارد. کشور چيزي فراتر از دولت و مردم است. هم دولت است هم مردم، ولی در واقع هیچ کدام از آنها نیست. یعنی سرزمین غیر از دولت است. دولت ممکن است برای سرزمین تعریف خاصي داشته باشد. يعني سرزمین را بزرگتر از کشور خود یا حتی کوچکتر از آن بداند. مثلاً ممكن است براي رئیس جمهور خراسانی، سرزمین فقط خراسان باشد و به سرزمیني که متعلق به ملت است توجه نداشته باشد. بنابراين روزنامه نگار حرفهاي بايد براي ارائهي تجزیه تحلیل علمي و مستند از سه مساله ای كه ياد شد (مردم، كشور، دولت)، شناخت كافي داشته باشد و بتواند بر اساس آن چه که در اين ميان اتفاق می افتد نقد و تجزیه تحلیل کند. در حالي كه همواره تاكيد است كه روزنامه نگار فقط حرف مردم را بزند.
• اگر روزنامه نگارحرفهاي داراي هوش و ذكاوت باشد و بتواند افکار عمومی را تشخیص و آن را از شایعات که شبیه افکار عمومی هستند تميز دهد، می تواند در تجزيه تحليل مساله موفق عمل كند. روزنامه نگار حرفهای و روزنامه نگاري حرفهاي باید طرفدار عدالت و حقانیت باشد. مثلا بنا بر تعريف، روابط عمومی پل بین مردم و سازمان است؛ در حالیکه در عمل این گونه نیست و روابط عمومی کاملاً طرفدار سازمان و نهاد مربوطه است. همچنان که امروزه روزنامهها و رسانهها طرفدار دولتها هستند. ولی روزنامه نگار حرفهای و روزنامه نگاري حرفهای بايد کمتر حق به جانب کسی داشته باشد. در حقيقت بخش عمدهاي از رونامه نگاري هم براي دفاع از جامعه مدني شكل گرفته است تا مردم از آنچه می گذرد آگاه شوند. اما امروزه كمتر روزنامهاي شم حقيقت خواهي خود را حفظ كرده است. برای اینکه روزنامهها تجاری شدهاند و در دست سرمایهدارها قرار گرفته اند و سرمایهداري نیز همواره بر حفظ نظام حاكم تاكيد ميورزد. الان اين نگرانی دربارهي اینترنت نيز مطرح است که آیا اینترنت هم یک رسانه ی تجاری خواهد شد مثل مابقی رسانهها؟ آیا هویت و مسئولیت دموکراتیک خود را از دست خواهد داد؟
- وظيفهي اخلاقي روزنامه نگار در اين شرايط چيست؟
• شاخص ترین وظیفهی اخلاقی روزنامه نگار در این شرایط باید صبوری باشد. چون صبوري ، شجاعت را به همراه دارد و روزنامه نگار شجاع میتواند فضا را تحمل کند. روزنامه نگار صبور اگر فضا بسته باشد همه چیز را تمام شده نميداند. اعتقاد بر اين است که در لابهلای نانوشتهها حرفهای زيادي وجود دارد. روزنامه نگاری حرفهاي بايد طوری مساله را برجسته سازی کند و بچیند که مردم آن طوری که روزنامه نگاران حرفهاي میخواهند مسائل را برداشت کنند. همان طوري كه گفته شد روزنامه نگار حرفهاي ميتواند با شناخت افکار عمومی کار خود را به خوبی انجام دهد.
- چه سوژه هایی باید برای روزنامه نگار حرفهاي در اولویت باشد ؟
*ما از دوران محدودیتها جدا شده ایم و در عصر انفجار اطلاعات زندگی می کنیم. در چنین شرايطي باید روزنامه نگاران حرفهاي با انتقادهاي سازنده جامعه را هدايت كنند. روزنامه نگار حرفهاي باید بتواند اطلاعات را خوب انتخاب کند و با تجزیه و تحلیل علمي و منطقي هدایتگر خوبي براي جامعه باشد. روزنامه نگار حرفهاي باید از حاشيهها بگذرد و به مباحث ريشهاي بپردازد. كار اصلي روزنامه نگار حرفهای با ساختارها و قوانین و مقرراتی است که دولتها وضع می کنند. روزنامه نگار حرفهاي باید مترصد این قضیه باشد که چه قانونی وضع میشود، سمت و سوي آن قانون چيست و چه تاثيري دارد. روزنامه نگار حرفهاي بايد در روند شكلگيري صحيح يك قانون موثر باشد و با دانش و بينش آن را از كجروي باز دارد. اگر او توانست در اين زمينه به خوبي به وظيفهي خود عمل كند در توسعه و تكامل جامعه موثر خواهد بود. روزنامه نگار حرفهاي بايد شناخت خود از جامعه را در قالب مشاوره و راهنمايي به قانونگذاران ارائه دهد. او با اين اقدام خود در واقع از عوارض و تاثيرات منفي يك قانون بر جامعه خواهد كاست. تجزیه تحلیل روزنامه نگار حرفه اي نباید تک بعدی باشد. در روزنامه نگاری توسعه نگرش چند بعدی است.
** در جامعهای مثل جامعهی ما که سبک خاصی از حکومت اعمال می شود روزنامه نگار حرفهاي چگونه باید بین آن سه مساله ای که اشاره شد به رسالت خود عمل کند؟
• اگر نقد سیاسی را از نقد علمی جدا کنیم بخشی از مشکلات حل می شود. همانطوري كه گفتم: روزنامه نگار حرفهای بايد متخصص و دانش آموختهی حرفهی روزنامه نگاری باشد. در روزنامه نگاری سه نوع نگرش وجود دارد: نگرش اول ميگويد: روزنامه نگاری علم است. نگرش دوم می گوید: تجربه است و نگرش سوم می گوید: هم علم است هم تجربه. در جامعهي ايران شکاف بین روزنامه نگاري، مردم و دولت مشهود است، همچنان که این فاصله بین علم و تجربه وجود دارد. فارغ التحصیلان دانشگاه كه وارد بازار کار می شوند با کسانی که بصورت تجربی كار کرده اند دچار چالش میشوند. دانش آموختهها میگویند: ما علم محضیم و تجربیها میگویند: ما تجربه ی محضیم. با نقد علمی فاصلهها برداشته ميشود. در حال حاضر در همین فضایی كه برکشور ما حاکم است خیلی از روزنامه نگارها نقش مثبت ایفا می کنند و با تجزیه وتحلیل هایشان کارهای مؤثری انجام می دهند. شما نمی توانید بگویید روزنامه نگاری در دوران آقای خاتمی به دولت کمک نمی کرد. همچنان که امروز نمی توانید بگویید روزنامه نگاری به دولت کمک نمی کند. روزنامه نگاری چپ با نقد دولت درصد خطاهای آن را کم می کند. حتی روزنامه نگاری راست، که دولت از خودش است باز هم جهت گیری می کند. خیلی مواقع روزنامه ی کیهان که راست و همسو با دولت است در چهارچوبش نقد دیده می شود. لذا دولت سعی می کند اعمال خود را کنترل نماید. بنابراین بطور طبیعی وجود روزنامه نگاری در جامعه منجر به خیلی کنترل ها می شود. وجود نقد در روزنامه نگاری منجر به توسعه جامعه مدني می شود.
• شکاف بین دولت، روزنامه و مردم شکاف علمی و تخصصی است. نقدی که در روزنامه نگاری کشورهای غربی وجود دارد علمی و در خدمت توسعه است. مثلا در آمریکا که فضا باز است و همه در چاپ روزنامه آزادند و می توانند دولت را نقد کنند، اگر نقد بدون مدرک و سند باشد، جرم است. نقد باید علمی، منطقی و مستند باشد. در ایران نیز باید نقد بدون مدرک و سند جرم باشد و اگر بتوانیم به این سمت حرکت کنیم فاصله هایی را که گفتم، کم می شود. بخشی از روزنامه نگاری ایران در توسعه ی کشور نقش اساسی داشت و دارد. همین که امروز در باره ی مسایل مختلف آزادانه صحبت می کنیم و به بحث می نشینیم، سهم عمده ی آن از کارکرد روزنامه نگاری است.
• دولتها نمی توانند یا دوست ندارند فضا را باز کنند، این روزنامه ها هستند که فضا را می گشایند. روزنامه نگار حرفه ای نباید منتظر این باشد که فضا برایش باز و فراهم شود. از طرف دیگر یکی از مشکلات روزنامه نگاری ایران این است که نقدها و مباحث سیاسی به حوزه ی عمومی و به میان مردم عادی کشیده می شود، جایی که مردم نباید زیاد درگیر آن شوند. این مساله به تشویش افکار عمومی منجر می شود، اینکه بعضی مواقع می گویند تشویش افکار عمومی واقعاً جدی است، چون افکار عمومی وارد حوزه ای می شود که هیچ گونه شناختی نسبت به آن ندارد و همین مساله باعث افزایش شایعات می شود و در پس شایعات بسیاری از حرفها مطرح می شود. با شکل گیری شایعه آداب و رسوم و مقررات به هم می ریزد و مردم خیلی از مسائل را رعایت نمی کنند.
• جامعه ما به نقد علمی نیاز دارد نه، نقد سیاسی. نقد وزارتخانه و وظیفه ی وزیر بهتر از نقد شخص وزیر خواهد بود. متأسفانه در روزنامه نگاری ایران شمشیر نقد را برای شخص می کشند و کمتر به ساختارها می پردازند. روزنامه نگاری حرفه ای باید به ساختارهای اساسی بپردازد. روزنامه نگاری همین جا است که به روزنامه نگاری حرفه ای و غیر حرفه ای تقسیم می شود. بسیاری از نقدهایی که در روزنامه های ایران می شود در دایره علم قرار نمی گیرند و در حوزه ی سیاست قابل بررسی هستند. و در نتیجه صاحبان قدرت نیز علیه روزنامه ها شمشیر می کشند در حالیکه روزنامه نگاری باید فضا را باز کند زيرا ايجاد فضاي باز مسئوليت روزنامه نگاري است نه مسئوليت دولتها.
- روزنامه نگار در جامعه ای که زندگی می کند اطلاعات برای تجزیه تحلیل را باید از کجا به دست آورد؟
*تفاوت روزنامه نگاری حرفه ای با غیر حرفه ای در دسترسی به اطلاعات است. اما اینکه روزنامه نگاری حرفه ای چگونه باید به اطلاعات برسد باید گفت: دانش روزنامه نگاری این قدرت و بینش را به روزنامه نگار می دهد. روزنامه نگاری که از افکار عمومی آگاه باشد نیاز نیست به منبع اطلاعات دسترسی داشته باشد، تبعات قوانینی که وضع می شود در جامعه مشخص است، روزنامه نگار با گزارش و مصاحبه های دقیق می تواند به نتیجه گیری علمی برسد و با این کار دولت را وادار به ارائه آمار کند. هنر روزنامه نگاری حرفه ای در این است که در فضای بسته فعالیت کند و تلاش نماید فضا باز شود. هنر روزنامه نگاری حرفه ای در این است که با کمترین اطلاعات بهترین تجزیه تحلیل را ارائه دهد و مجبور کند دولتها آمار و اطلاعات را به افکار عمومی ارائه دهند.
معمول این است که روزنامه نگار حرفه ای آگاهی بیشتری نسبت به سایر افراد دارد. اگر دیگران مو می بینند روزنامه نگار حرفه ای باید پیچش مو را ببیند. روزنامه نگار حرفه ای باید با اطلاعات و آمار اندک به تجزیه و تحلیلی دقیق برسد. دانش و بینش روزنامه نگاری در این راستا کمک حال او خواهد بود. بخشی از اطلاعاتی را هم که دولت ها به صورت محرمانه حفظ می کنند به ضرر آنها تمام می شود، اگر این اطلاعات به جامعه ارائه شود به نفع آنهاست.
- روزنامه نگار در جامعه باید از چه حقوقی برخوردار باشد؟
*روزنامه نگار باید فقط از حقوق شهروندی برخوردار باشد؛ ما نمی توانیم بگوییم که روزنامه نگار از حق آزادی بیان برخوردار است، اما سایر مردم برخوردار نیستند. در کشورهای غربی بیشتر روزنامه نگارهای منتقد بعد از مدتی در رده های بالا به عنوان مشاور دولت مشغول به کار می شوند. بخشی از روزنامه نگاران منتقد هستند که مشاور رسمی رئیس جمهور در مسایل سیاسی می شوند. تجزیه و تحلیل آنها نشان می دهد که آینده نگری خوبی دارند. در حقوق و مقررات، روزنامه نگار و مردم در یک راستا قرار می گیرند. اگر بخواهیم در یک جامعه ی مدنی برای یک روزنامه نگار حرفه ای حقوق خاصی در نظر بگیریم اساس جامعه ی مدنی دچار خدشه می شود. ما حقوق خاصی را از لحاظ قوانین و مقررات برای روزنامه نگار قائل نمی شویم.
- کلام آخر:
* روزنامه نگار عالم، متخصص و منتقد باید فهم و زبان مردم جامعه باشد. یک تیتر یا یک مطلب غلط ممکن است جامعه ای را به آشوب بکشد، اینجاست که روزنامه نگار باید اخلاق را رعایت کند. فکر نکند با یک تیتر باید خود را معروف کند در عرصه روزنامه، روزنامه نگار باید خدمت کند نه خیانت. تیتر غلط فقط منجر به بسته شدن روزنامه و زندانی یا معروف شدن روزنامه نگار نمی شود، تیتر غلط ممکن است جامعه ای را به فضای بسته بکشاند و برعکس یک تیتر مثبت و خوب می تواند جلودار ضرری باشد كه متوجه جامعه است و برای جامعه منفعت داشته باشد. روزنامه نگاری از جمله کارهایی است که نتیجه ی کارش فقط به خود افراد برنمی گردد. انجمن ها و NGO ها می توانند به روزنامه نگاری به خصوص نوع حرفه ای آن کمک کنند ما در کشورمان روزنامه نگاران حرفه ای داریم، روزنامه نگاری حرفه ای نداریم. روزنامه نگاری ایران علمی نیست و چون علمی نیست نمی تواند به سمت حرفه ای شدن برود.
*****
نوشته شده توسط: yahyaee در March 1, 2007 11:00 AM


