January 17, 2007 12:12 PM

مروري بر زمينه هاي تاثير فضاي مجازي بر نظريه ‏هاي ارتباطات


مروري بر زمينه هاي تاثير فضاي مجازي بر نظريه ‏هاي ارتباطات
احسان شاقاسمي، دانشجوي كارشناسي ارشد ارتباطات دانشگاه تهران ehsanshaghasemi@yahoo.com
دانشگاه تهران

چکيده
کارکردها و تفاوتهاي فضاي مجازي با ساير رسانه ها باعث شده که تصور شود عرصه علم ارتباطات در حال تجربه کردن يک تغيير بسيار اساسي است. در واقع گروهي از متفکران معتقدند اين تغييرات به ظهور نظريه هاي جديدي در حوزه علم ارتباطات منتهي خواهند شد. فضاي مجازي هم مثل ساير رسانه ها با انسان سر و کار دارد و نتايج تحقيقات جديد نشان داده که اثراتي که به اين رسانه نوظهور نسبت داده مي شود مبالغه آميز است. تحقيق در فضاي مجازي با استفاده از نظريه هاي موجود نشان مي دهد که اين نظريه ها براي فضاي مجازي هم تبيين هاي قابل قبولي ارائه مي کنند و بنابراين براي تحقيقات بعدي کافي به نظر مي رسند.در اين مقاله خواهيم ديد به دليل کافي بودن نظريه هاي موجود ارتباطي براي تبيين فضاي نوين رسانه اي ، فضاي مجازي با و جود تفاوتهاي ماهوي آن با ساير رسانه ها باعث نخواهد شد نظريه هاي عمده جديدي در عرصه علم ارتباطات ظهور پيدا کنند.

واژگان کليدي: فضاي مجازي ، اينترنت ، نظريه هاي ارتباطات ، فرهنگ مجازي

مقدمه
در فوريه سال 2006 تعداد کاربران اينترنتي در جهان از مرز يک ميليارد نفر گذشت. در فاصله سالهاي 2000 تا 2006 رشد تعداد کاربران اينترنتي در جهان بيش از200 درصدبوده است. آمار در مورد ايران کمي متفاوت است. بين سالهاي 2000 تا 2006 تعداد كاربران اينترنتي در ايران بيش از 3100 درصد افزايش يافته است و در حال حاضر به بيش از 5/11 ميليون نفر بالغ مي شود .
با اين توضيح مقدماتي بايد گفت مسئله‏اي که در حال حاضر دانش ارتباطات با آن روبروست به نظريه ‏‏پردازي در اين حوزه يعني ارتباطات مربوط مي‏شود.کارکردهاي نظريه براي علم، متخصصان رشته ارتباطات را بر آن داشته تا با توجه به كمبودهاي نظري موجود و تامين نظامهاي مفهومي قابل انطباق با اين تحولات، به نظريه سازيهاي جديد در اين حوزه بپردازند. در واقع در سنت دانش ارتباطات توسعه فناوري هاي ارتباطي هميشه با ايجاد نظريه هاي جديد ارتباطي همراه بوده است. اين مسئله فعالان عرصه دانش ارتباطات را وادار مي کند كه بيانديشند كه آيا با پيدايش فضاي مجازي ‏‏، نوع جديدي از نظرية هاي ارتباطي مورد نياز است؟
در اين مقاله ابتدا تاريخچه اي از پيدايش و همچنين گسترش فضاي مجازي ارائه خواهم داد و در ادامه فرهنگ مجازي را توضيح خواهم داد. پس از آن پديده هاي نوظهور در فضاي مجازي را بر خواهم شمرد. تفاوتهاي روانشناختي موجود ميان فضاي مجازي و رسانه هاي پيش از آن هم مورد بررسي قرار خواهد گرفت. در مرحله بعد با مروري بر روي ايده ها و نظريات مختلف و گاه متضاد نشان خواهم داد که حوزه ارتباطات با ظهور و گسترش فضاي مجازي چقدر در حوزة ‏نظريه‏پردازي دستخوش تغيير و تحول شده و يا خواهد شد؟ سپس، به قابليت نظريه‏‏هاي موجود ارتباطي براي اکتشاف، توصيف و تبيين در حوزه فضاي مجازي خواهم پرداخت و در پايان به سوال مطرح شده در عنوان مقاله پاسخ خواهم داد.
فضاي مجازي
وقتي صحبت از فضاي مجازي به ميان مي آيد مردم اغلب به كامپيوتري فكر مي‏كنند كه به اينترنت متصل است در حاليكه اين فقط بخش بسيار كوچكي از فضاي مجازي راتشكيل ميدهد. از نگاه ديويد بل (2001) فضاي مجازي فقط مجموعه‏‏اي از سخت افزار نيست بلكه مجموعه‏اي از تعاريف نمادين است كه شبكه‏‏اي از عقايد و باورها را در قالب داد و ستد بيت رد و بدل مي‏كنند.
فضاي مجازي درواقع نامي است كه تعداد زيادي از كاربردهاي امروز فناوري هاي جديد ارتباطي را دربر مي‏گيرد. اين نام نخستين بار بوسيله ويليام گيبسون در رمان نورومانسر (1984) ابداع شد (هولمز، 2005). همانطوركه كاترين هايلس (1996) نشان مي‏‏دهد ديدگاه گيبسون خودبخود به وجود نيامده بود و دگرگوني هاي مبتني بر فناوري انجام شده در دهه هاي 1980 و1990 نقش زيادي در ظهور اين اصطلاح داشت (به نقل از ويتاکر، 2004). فليشي (2002) نشان مي دهد كه ظهور فضاي مجازي در واقع درست بعد از پايان جنگ جهاني دوم و با راه افتادن موج فناوريهاي جديد كامپيوتري در فرم اوليه آن اتفاق افتاد (به نقل از ويتاکر، 2004).
عليرضا دهقان (1384) معتقد است فضاي مجازي يک شبکه گسترده جهاني است که شبکه هاي مختلف رايانه اي در اندازه هاي متعدد و حتي رايانه هاي شخصي را با استفاده از سخت افزار ها و نرم افزار هاي گوناگون و با قرارداد هاي ارتباطي به يکديگر وصل مي کند. فناوري هاي ارتباط راه دور اساس فضاي مجازي را تشكيل مي دهند (ويتاكر,2004). هر چند برخي از اين فناوري ها مانند تلگراف و تلفن در اوايل قرن نوزدهم اختراع شده بودند اما همه گير و ارزان شدن اين فناوري ها و بالارفتن توان فني آنها كه شرط اصلي ظهور فضاي مجازي است در چند سال اخير اتفاق افتاده است. ويتاكر در توضيح اين مسئله به رويداد تاجگذاري ملكه انگلستان اشاره مي كند كه حدود بيست ميليون نفر آن را از تلوييون تماشا كردند. در حاليكه تعداد تلويزيونها در انگلستان تا قبل از چند ماه مانده به مراسم 600000 دستگاه برآورد ميشد, دراين چند ماه تقريباَ همين تعداد تلويزيون درانگلستان خريداري شد. شيوع فناوري هاي ارتباطي درسالهاي بعد رفته رفته به شكل گيري وظهورفضاي مجازي منجر شد.
كلمه فضاي مجازي (سايبر اسپيس) از درون كلمه سايبرنتيكس كه در سال 1948 بوسيله نوربرت وينر ابداع شده بود پديد آمد. سايبرنتيكس علم نظريه كنترل است و در مورد سيستم هاي پيچيده بكار مي رود (ويتاكر, 2004). كليه سيستمهايي كه با روشهاي خودفرمايي اداره مي شوند در واقع سيستمهاي سايبرنتيكي هستند. گاهي اوقات كلمه سايبرنتيكس در معنايي غير از معناي اوليه آن مثلاً به معناي قانونگذاري و قانونمندي بكار ميرود (دامساير ,1993 و بير 1994). دليل اين نوع نامگذاري به پيچيدگي اين نوع قوانين مربوط مي شود. ارتباط واژه اي فضاي مجازي (سايبراسپيس) و سايبرنتيكس هم به مسئله پيچيدگي بر مي گردد.
ليندلاف (2002) ارتباطات كامپيوتري را بسيار متفاوت از ساير ارتباطات مي داند و معتقد است اينگونه ارتباطات بايد با يك روش شناسي متفاوت از بقيه روشها مورد تجزيه تحليل قرارگيرند. ليندلاف در اين مورد معتقد به يك رويكرد ساختار اجتماعي است. رويكرد ساختار اجتماعي عوامل غير انساني را هم در ارتباطات دخيل مي داند.

فرهنگ مجازي
گاهي دركنار اصطلاح فضاي مجازي به اصطلاح فرهنگ مجازي برخورد مي كنيم. مسائلي كه براي نظريه پردازان در حوزه فرهنگ در فضاي مجازي مطرح ميشوند شامل مسائلي همچون شكل گيري فرهنگ جديد, بازنمائي و درك از واقعيت مجازي و هويت مي شوند (بل، 2001).
اهميت و قدرت اشكال اجتماعي مانند اجتماعات مجازي و گفتمان فضاي مجازي در فرهنگ عامه و حوزه هاي ديگر هم بخش ديگري از حوزه مطالعاتي اين نظريه پردازان را تشكيل مي دهند (باربارا كندي وديويد بل2001 , بل 2001 واندرو هرمن وتوماس سويفت 2000).
پس از ظهور فرهنگ مجازي كم كم سر و كله خرده فرهنگ هاي مجازي هم پيدا شد. جماعت هاي مجازي و آنلاين كه به زير شاخه هاي مختلف تقسيم مي شوند باعث ظهور اين خرده فرهنگ ها شده اند.
بل (2001) فرهنگ مجازي را مصنوع فضاي مجازي مي داند. كلماتي كه روي صفحه كامپيوتر پديدار مي شوند تشكيل جماعت مي دهند. اين جماعتهاي مجازي فرهنگ خاص خود را دارند و هويت ها هم در اين جماعت ها دوباره تعريف مي شوند. نكته مهم در باره اين هويت ها اين است كه در فضاي مجازي چنين هويت هايي به شدت انعطاف پذير و فريبنده مي شوند. فرهنگ مجازي در چنين فضايي شكل مي گيرد. رينگولد ( 1999) معتقد است عامه مردم در برخورد با فضاي مجازي همان كاري را خواهند كرد كه با بقيه فناوري هاي ارتباطي كرده بودند يعني متخصصان ارتباطات را شگفت زده خواهند كرد. اما بايد اذعان كرد كه پيش بيني اينكه فرهنگ مجازي چه مسيري را طي خواهد كرد بسيار مشكل است.

پديده هاي جديد در فضاي مجازي
به موازات ظهور فضاي مجازي و در حوزه ارتباطات با واسطه كامپيوتري رفته رفته نظريه ها و پديده هاي جديدي به شرح زير ظهور كرده اند:
سايبرفيمينيسم : در سال 1998 شركت داده هاي بين المللي اعلام كرد كه در چند سال آينده تعداد زنان كاربر اينترنت در ايالات متحده از مردان بيشتر خواهد شد در حاليكه زنان در ابتدا كمتر از سه درصد كاربران اينترنت در آمريكا را تشكيل مي دادند. سايبر فمينيسم در ابتدا به انگيزة مخالفت با گفتمانهاي ضد فمينيستي ظاهر شد (ويتاكر،2002). گروهي از پيشروان حوزة سايبرفمينيسم مانند پلانت (1996و 1997) و هاراوي (1991) ادعا كردند ذهنيت زنانه مي تواند منطق فناوري را دگرگون كرده و خسارات ناشي از آن را كم كند. آنها معتقد بودند بايد از فضاي مجازي براي همه گير كردن گفتگو در مورد اموري مانند هويت, ارتباط, قدرت و جنسيت استفاده كرد. آنها اين كار را نه تنها براي بررسي نظريه ها بلكه به عنوان روشي براي باز تعيين نقش زنان در ابتداي قرن بيستم توصيه مي‏كنند (ويتاكر,2001). مسئله رابطه جنسيت با استفاده از فضاي مجازي را بعداً در بخش شکاف آگاهي بيشتر مورد بررسي قرار خواهيم داد.
قدرت مجازي : جردن (1999) مفهوم قدرت مجازي را تعريف كرد و آن را به سه قسمت تقسيم كرد: فردي, اجتماعي و تصوري. اين نوع از قدرت در مورد فرد وقتي اتفاق مي افتد كه او به توانايي لازم براي دسترسي و استفاده از امكانات براي تماس با ديگران برسد. زماني كه براي يك گروه اين توانايي بوجود بيايد نوع اجتماعي اين نوع از قدرت ايجاد مي شود. قدرت مجازي تصوري زماني واقع مي شود كه يك ايدئولوژي, جنبش يا حركت اجتماعي به امكانات جديد ارتباطي دسترسي پيدا كند.
سايبر پانك : تركيبي از دوكلمه سايبرنتيكس و پانكس و يك ژانر زير شاخه از داستانهاي تخيلي است. اينگونه داستانها بيشتر بر روي مسائلي همچون هكرها , فناوري هاي ارتباطي پيچيده , كامپيوتر ها , هوش مصنوعي و غيره متمركز مي شوند. دو دهه قبل نخستين نمونه از اين نوع داستانها پديدار شدند و بسيار مورد استقبال قرار گرفتند. از پيشرو ها در زمينه نظريه پردازي در حوزة سايبر پانك مي توان از ويليام گيبسون , رودي راكر , جان شرلي , وبروس استرلينگ نام برد.
روابط مجازي : در اين پديده دو يا چند نفر از طريق كامپيوتر با هم ارتباط برقرار مي‏كنند و براي هم پيام هايي تحريك كننده و حتي غير اخلاقي و جنسي مي فرستند. روابط مجازي انواع مختلف صوتي , تصويري , نوشتاري و . . . دارد.
سايبورگ : تركيبي است از دو كلمه سايبرنتيك و ارگانيزم و به تركيبي از فناوري و زيست شناسي اطلاق مي شود.
كافه مجازي : به معني كافي نت ايراني است و به كافه اي كه امكانات اينترنتي را در اختيار مردم قرار مي دهد اطلاق مي شود.
دموکراسي سايبر: دموکراسي سايبر مفههومي است که در آن اينترنت به عنوان عامل ارتقا دهنده مشارکت و به تبع آن دموکراسي ديده مي شود جان هارتلي ، 2005).
سايبردرام : مفهوم سايبر درام را موراي (2002) مطرح كرد. از نظر او ظرفيت هاي موجود در فضاي مجازي باعث مي شود بقيه رسانه ها از جمله تلويزيون رفته رفته خود را در شكل جديد در فضاي مجازي مطرح كنند.
اعتياد اينترنتي : يونگ (1996) معتقد است اعتياد اينترنتي به معناي استفاده بيش از حد از اينترنت است که گاهي به بيماري هاي جسمي يا رواني منجر مي شود. از ديد او اتاقهاي گفتگو منبع اصلي اعتياد اينترنتي هستند. برخي محققان مانند شرر (1997) معتقدند اعتياد به اينترنت با اعتياد به مواد مخدر نه به لحاظ پيامدهاي رواني و نه به لحاظ پيامدهاي جسمي قابل مقايسه نيست و بنا بر اين بکار بردن لفظ اعتياد براي استفاده بيش از حد از اينترنت چندان منطقي به نظر نمي رسد.
افسردگي اينترنتي : واقعيت در مورد اينترنت اين است که گاهي اين رسانه جديد باعث بروز يک سري پيامدهاي رواني براي کاربران مي شود. به عنوان مثال اينترنت امروزه بخش بزرگي از زماني را که مي توانيم با خانواده بگذرانيم به خود اختصاص مي دهد. مواردي از افسردگي بر اثر استفاده مداوم از اينترنت مشاهده شده که ثابت مي کند اين افسردگي چيزي بيش از يک فرض است (سورين و تانکارد، 2001).
قماربازي اينترنتي : قمار بازي اينترنتي هر نوع فعاليتي است که از طريق اينترنت صورت مي گيرد وشامل نوعي شرکت درقرعه ، شرط بندي يا انجام فعاليتي مبتني بر بخت و اقبال با هدف رسيدن به پول ، جايزه ، يا نوعي امتياز است (عليرضا دهقان ، 1384).

ويژگيهاي روانشناختي فضاي مجازي
نظريه هاي ارتباطي با روانشناسي ارتباط نزديکي دارند. مساله تاثير در بيشتر اين نظريه ها به عنوان ستون فقرات محسوب مي شود. حال به اجمال ويژگيهاي روانشناختي فضاي مجازي را بررسي مي کنيم.
کاهش احساسات : بدليل اينکه اغلب ارتباطات در اين فضا بصورت نوشتاري است اغلب، فاقد احساسي است که در فضاي واقعي از طريق قدم زدن، سخن گفتن و . . . بدست مي آيد. افراد با وجود امکانات ارتباطي در فضاي مجازي ديگر اهميتي به کيفيت روابط نمي دهند و اين مسئله به کاهش بيشتر احساسات منجر مي شود.
متن گرايي : عليرغم امکانات چند رسانه اي موجود در فضاي مجازي هنوز هم قسمت عمده اي از ارتباطات درفضاي مجازي را ارتباطات متني در قالب ايميل و چت تشکيل مي دهد. ارتباطات متني مي تواند شکل جديدي از هويت مجازي را شکل دهد.
انعطاف پذيري هويتي : افراد در فضاي مجازي بدليل نبود راهنماهاي چهره اي مي توانند بازنماييهاي متفاوتي از خود ارائه دهند.
دريافت هاي جايگزين : در ارتباطات مجازي شما مي توانيد ديوارها را بشکنيد، به حوزه خصوصي ديگران وارد شويد و حرفهايي که حاضر نيستند در ارتباط چهره به چهره به شما بگويند را بشنويد
جايگاههاي مساوي شده : با کمي چشم پوشي ميتوانيم مدعي شويم که جايگاه طرفين گفتگو در ارتباطات مجازي برابر است. برخي از متخصصان به اين ويژگي فضاي مجازي دموکراسي شبکه مي گويند.
فرامکاني : نقش جغرافيا در تعيين ارتباطات مجازي بسيار کمتر از نقش آن در ارتباطات واقعي است. بعنوان مثال يک مرد تاجر در آلمان مي تواند از طريق يک پايگاه ارائه دهنده خدمات اينترنتي در استراليا با يک متخصص امور تبليغاتي در ايران ارتباط برقرار کند.
انعطاف پذيري موقت : ارتباطات همزمان يعني اينکه دو نفر در يک زمان از طريق اينترنت با هم ارتباط برقرار کنند. در اينگونه ارتباط ما با افراد مختلف و گوناگوني ارتباط برقرار مي کنيم و رفته رفته ياد مي گيريم که با هر کسي چگونه بايد ارتباط برقرار کرد.
گونه گوني اجتماعي : در اتاقهاي گفتگو، افراد مختلف با جايگاههاي اجتماعي متفاوت در مورد يک يا چند موضوع خاص به گفتگو مي نشينند و نظرات خود را بيان مي کنند
قابليت ذخيره سازي : يکي از خصوصيات برجسته ارتباطات مجازي قابليت ذخيره سازي محتواي آن است.
واپاشي رسانه اي : وقتي کامپيوتر ما دچار مشکل مي شود يا ارتباط اينترنتي ما مختل مي شود بناگاه به عمق روابط خود با فضاي مجازي پي مي بريم. وابستگي شديد ما به فضاي مجازي باعث مي شود که بخش هاي مهمي از فعاليت روزمره خود را در اين فضا انجام دهيم و مختل شدن يکي از كاركردهاي اين فناوري هاي فراهم کننده فضاي مجازي مي تواند پديده "چاله سياه" را بوجود بياورد. اين پديده زماني اتفاق مي افتد که به دلايل فني يا غير فني دسترسي خود را به شبکه از دست ميدهيم وخود را در آشفتگي از دست دادن يکي از ابزار هاي موثر شناخت مي يابيم.

انعكاس تغييرات معاصر در نظريه پردازي در ارتباطات
سوال اين است كه آيا تمايز آشكاري بين رسانه هاي جديد و رسانه هاي سنتي وجود دارد؟ براي پاسخ بايد ابتدا در نظر داشت كه يكي از خصوصيات برجسته فضاي مجازي رابطه آن با ساير رسانه هاست. نظر ويلبر شرام (1970) در خصوص مقايسه رسانه هاي جديد و قديم شايد يكي از آخرين تلاشها در خصوص تفاوت ميان اين دو دسته از رسانه ها باشد. اما نظر تحقيقي شرام بدليل شرايط خاص مبتني بر فناوري حاكم بر دهة 1970 ميلادي قابل تعميم به رسانه هاي دهة 1990 و 2000 ميلادي نيست. زماني رسانه هاي ديداري و شنيداري رسانه هاي نوشتاري را تهديد مي كردند با اين حال رسانه هاي نوشتاري به حيات خود ادامه دادند. امروزه تحولات جديد در عرصه رسانه ها منجر به پيدايش نظريه هاي جديد در حوزه ارتباطات شده است و اين حوزه را به حوزه اي در حال تغيير تبديل کرده است. در شرايط جديد و با جابجايي سيستمهاي آنالوگ با سيستمهاي ديجيتال به نظر مي رسد فناوري هاي جديد ارتباطي با عزم جزم براي تسخير همه آنچه آمده اند كه در جهان ارتباطات وجود دارد.
توني فلدمن (1997) مي گويد بين محتواي اينترنتي و محتواي رسانه هاي قديمي تر يك تفاوت جدي وجود دارد و آن ديجيتالي بودن محتواي اين وسايل است. وي ادامه مي دهد البته شباهت اين رسانه جديد به رسانه هاي پيشين هم اين است كه مانند بقيه رسانه ها شكل خود را بر مبناي تقاضاي مخاطب و اصول حاكم بر اقتصاد بازار تنظيم مي‏كنند.
موراي (2002) شكل گيري فضاي مجازي و به تبع آن سايبر درام را با تغيير شكل مطبوعات در دوران ويكتوريا مقايسه مي كند اما معتقد است اين بار توان فضاي مجازي براي تحميل منطق خود بسيار بيشتر است.
بل (2001) معتقد است فضاي مجازي فضاي تازه ايست كه ايميل, خدمات كامپيوتري, خدمات تلفن همراه و اس ام اس تنها گوشه اي از آن را تشكيل مي دهند
در موردشرايط مبتني بر فناوري حاكم بر رسانه ها، افرادي نظير هولمز (2005) معتقد به ظهور عصر دوم رسانه ها هستند. از ديد او در اين دوره تعامل در تقابل با تركيب قرار مي گيرد و اختيارات مخاطب بيشتر و بيشتر مي شود. هولمز از ديدگاه مك لوهانيزم جديد طرفداري مي كند و معتقد است ديدگاه مك لوهان با كمي تغيير مي تواند براي شرايط جديد در عرصه رسانه ها تبيين مناسب ارائه دهد. او با يك نوع از جبر مبتني بر فناوري را در عصر دوم رسانه ها تاييد مي كند.
حميد عبداللهيان و اباذر توکلي (1382) معتقدند در جهان مجازي منطق دلالت هاي خود مرجع جانشين نظامهاي دال و مدلولي شده اند. از نگاه آنها جهان مجازي اساساً متفاوت از ساير پديده هاي ارتباطي است و بنابر اين با منطق موجود قابل مطالعه نيست. ون ديك (1999) از تحولات جديد حوزه ارتباطات بنام انقلاب دوم رسانه ها نام مي برد. در اين انقلاب ، رسانه هاي پيشين در دو صفت مهم باز تعريف مي شوند: 1- تعاملي شدن و 2- ديجيتالي شدن. با اينكه ديجيتالي شدن به تحول كاملاَ فني و غير انساني در حوزه ارتباطات مربوط است، اما نقش بسيار موثري در فراهم آوردن زمينه سخت افزاري براي تعاملي شدن رسانه ها دارد. ديجيتالي شدن در واقع تحقق روياي جدا كردن محتوا از كانال است.
فناوري هاي جديد ارتباطي مي توانند منطق خود را به ما تحميل مي‏كنند. فناوري هاي جديد با آوردن نرم افزارهاي جديد ما را از آموختن بسياري از هنرها و حرفه ها بي نياز مي‏كنند و در واقع جهان حرفه اي يك فرايند "تخليه مهارتي" را طي مي كند (برنستون واسترافورد 2001) . بودريار از غير واقعي شدن واقعيت و گم شدن انسانها در اين غير واقعيت سخن مي گويد و ويريليو هم از اينكه انسان از زاويه چشم فناوري به دنيا نگاه كند وحشت دارد. باومن (2003) با مطرح كردن پديده "عشق سيال" مدعي شد روابط اينترني بين زنان و مردان بسيار متفاوت از روابطي است که با واسطه ساير رسانه ها انجام مي شود و اين روابط به دليل ماهيت مجازي و دروغين آنهابه شدت زندگي بشريت را تهديد مي كنند. برخي محققان همچون توماس مير (2002) معتقدند فناوري هاي جديد ارتباطي نقش تخدير كننده دارند و از ابتداي دهه 1990 تا كنون در حال تخريب پايه هاي دموكراسي در كشورهاي غربي بوده اند. برون جنسن (2002) تفاوت و خطر فضاي مجازي را قدرت آن در خرد آميز نشان دادن منطق خود ميداند. اسلوين (2000) هم به نوبة خويش هشدار مي دهد كه گرچه به امكانات آزادي بخش اينترنت مباهات مي كنيم اما نبايد از ظرفيت هاي سركوب گرانه آن غافل شويم. پستمن (1381) نيز معتقد است فناوريهاي جديد از مرحله "تكنوكراسي" پا به مرحله "تكنوپولي" گذاشته اند. در اين مرحله امپراتوري تكنولوژي رقيب خود يعني جهان بيني سنتي را به كنار زده و خود در جاي آن مي نشيند.
پوستر (1997) در مقاله اي در مورد نقش اينترنت در تغيير شكل و طبيعت فضاي عمومي مدعي شد روابط اجتماعي در دوران معاصر به صورت اساسي در حال تغييرند. اين تغييرات از نظر او بيشتر به تعاملي شدن وسايل ارتباطي برمي گردد. او مي گويد مكانهاي عمومي براي تعامل همچون كليسا, كافه, خيابان, گاراژ, پارك و. . . روز به روز ضعيف تر مي شوند و رسانه هاي جديد كه افراد را از هم سترون مي‏كنند جاي آنها را مي گيرند. اين افراد گرچه به لحاظ فيزيكي از هم جدا هستند اما در واقع در فضاي عمومي جديد كه همان فضاي مجازي است با هم در تعاملند. آنها واقعاَ به اين حوزه عمومي جديد اعتماد دارند. اين فضاي عمومي جديد اصول حاكم بر فضاي عمومي بورژوازي را باز تعريف كرده و با شرايط خود وفق داده است
جيمز آر ويلسون و روي اس ويلسون (2001) معتقدند با تاييد وجود تفاوت در رسانه هاي الكترونيك جديد, مدعي هستند. كتاب ارزش و قدر خود را حفظ كرده و خواهد كرد. رولان بارت هم تفاوت رسانه هاي نوين با رسانه هاي سنتي را تاييد کرده و بدليل ديد خاصي كه رسانه هاي عصر الكترونيك به انسان مي دهند نام افسانه را براي آنها انتخاب كرده است.
استيو مانسر , سارا نتلتون , برايان دي لودر ,راجر باروز و نيكلاس پليس (2001) معتقدند جنبه غير بيروني بودن فضاي مجازي و غير قابل تطبيق بودن واقعيت مجازي با واقعيت واقعي امري نوين و خطرناک است. عاملي (1382) براي تبيين شرايط جديد حاکم بر رسانه ها از اصطلاح دوجهاني شدن استفاده کرده است. جهان مجازي در كنار جهان واقعي وجود دارد و به جزئي از آن تبديل شده است.
با وجود تفاوتهاي ماهوي فضاي مجازي با رسانه هاي پيش از خود ، چنانچه بعداً خواهيم ديد، نظريه هاي موجود علم ارتباطات ارزش و کاربرد خود را حفظ خواهند کرد. در واقع بسياري از نظراتي که از نظريه پردازان برجسته علم ارتباطات جهان ، در مورد تفاوت هاي فضاي مجازي با رسانه هاي پيش از آن نقل شد، خود حاصل نظريه هاي موجود علم ارتباطات مخصوصاً در ارتباط با مساله تاثير بوده اند.

كاربرد نظريه هاي موجود در حوزة ارتباطات مجازي
با وجود تغييرات مطرح شده در حوزه ارتباطات مجازي، روابط، اقتصاد سياسي رسانه ها و حوزه عمومي اين سوال پيش مي آيد که آيا نظريه هاي موجود در علم ارتباطات قابل اعمال بر روي ارتباطات مجازي هستند؟ يا به عبارت ديگر آيا نظريه هاي جديدي در راهند؟ اينها سوالاتي است که پژوهشگران علم ارتباطات بايستي در جستجوي پاسخ آن باشند. يک روش ساده براي پاسخ گوئي به اين گونه سوالات اين است که نظريه هاي موجود ارتباطي را روي اشکال جديد رسانه اي بيازماييم. روش ديگر آن است كه درباره فناوري هاي نوين و ايجاد نظريه هاي جديد تحقيقات جديدي صورت پذيرد. براي انتخاب هر يک از اين دو مسير در ابتدا بايد نظريه هاي موجود را روي فضاي مجازي آزمون کنيم تا مطمئن شويم كه آيا اين نظريه ها براي کاربرد در حوزه ارتباطات مجازي کارآمد (و يا ناکارآمد) هستند؟

برجسته سازي
تحقيقات بسيار زيادي در مورد برجسته سازي در رسانه ها انجام شده اما آيا برجسته سازي در فضاي مجازي وجود دارد؟ با توجه به اينکه مخاطبان در فضاي مجازي بسيار متفرق هستند، بنا بر اين احتمالاً برجسته سازي در اين شرايط کمي مشکل تر از برجسته سازي در ساير رسانه هاست ويليامز (2003) معتقد است بدليل شاخه شاخه شدن شديد موضوعات در فضاي مجازي برجسته سازي در آن ضعيف تر از نوع واقعي آن است و فرآيند كنترل ذهن بيشتر از طريق تكرار و نفوذ در پارادايم ها تعقيب مي شود. البته نبايد فراموش کنيم که وب-سايتهاي مهم خبري مثل بي بي سي، سي ان ان و . . . مي توانند در شرايط خاص برجسته سازي را گاهي حتي قوي تر از رسانه هاي سنتي انجام دهند. به هر حال آنچه مسلم است امروزه دست اين وب-سايتها به مخاطبان ساکن در نقاطي از جهان مي رسد که در گذشته و در عصر رسانه هاي سنتي برقراري ارتباط با آنها به دلايل سياسي، جغرافيايي يا مبتني بر فناوري ممکن نبود.
يکي ديگر از مواردي که در آن برجسته سازي مي تواند به راحتي در فضاي مجازي انجام شود مورد گروه هاي همسود است که معمولاً از منابع محدود و قابل اعتماد براي کسب خبر استفاده مي کنند. ميونگ هو يون (1998) از دانشگاه تگزاس تحقيقي در مورد برجسته سازي در فضاي مجازي انجام داد. يون مي خواست بفهمد آيا وب-سايتهاي روزنامه هاي کره اي مي توانند اولويت هاي دانشجويان کره اي شاغل به تحصيل در کانادا را تحت نفوذ خود در آورند؟ به صورت تلفني از دانشجويان خواسته شد بگويند که مهمترين مسئله اقتصادي کره در حال حاضر چيست؟ يون و همکارانش بصورت همزمان بخشهاي اقتصادي وب-سايت سه روزنامه مهم کره اي را مورد تحليل محتوي قرار دادند. کد گزاران سرتيترهاي بخشهاي اقتصادي را به 9 گروه تقسيم کردند. نتايج تحقيق نشان داد که اولويت هاي اين وب-سايتها همبستگي بالايي (83/.) با اولويت هاي دانشجويان دارند. يکي از فرض ها در برجسته سازي اين است که افرادي که بيشتر در معرض پيامهاي رسانه اي قرار مي گيرند بيشتر از کساني که کمتر با رسانه ها تماس دارند اولويت هاي رسانه ها را منعکس مي کنند. يون (1998) اين فرض را در فضاي مجازي مورد آزمون قرار داد تا ببيند آيا دانشجوياني که بيشتر در معرض روزنامه هاي اينترنتي قرار دارند، بيشتر از آنهايي که کمتر از اين روزنامه ها استفاده مي کنند تمايل به باز توليد اولويت رسانه ها به عنوان اولويت خود دارند يا خير؟ نتايج اين تحقيق هم نشان داد بين قرار گرفتن در معرض پيامهاي رسانه اي و قرار دادن اولويت رسانه ها به عنوان اولويت خود همبستگي مثبت وجود دارد.
برجسته سازي در روزنامه ها معمولاً با تيتر انجام مي شود اما رسانه هاي مجازي مي توانند علاوه بر تيتر از مزيت فرا متن ها هم استفاده کنند. وانگ (1999) تاثير فرامتن ها را در برجسته کردن مسئلة نژاد پرستي مورد مطالعه قرار داد. وي چهار گروه از وب-سايتها را براي کارش در نظر گرفت:
- گروه اول وب-سايتهايي بودند که چيزي در مود نژاد پرستي نگفته بودند؛
- گروه دوم آنهايي بودند که در صفحه اول خود مطلب کوتاهي در مورد يک جنايت نژاد پرستانه در جاسپر در ايالت تگزاس آورده بودند. مطالب مربوط به جنايت جاسپر در اين گروه از وب-سايتهاي بدون اتصال بود؛
- گروه سوم وب-سايتهايي بودند كه در صفحه اول خود مطلبي در مورد اين جنايت همراه با يك اتصال ارائه كرده بودند و
- گروه چهارم هم از وب-سايتهايي تشكيل شده بود كه يك مطلب با اتصالهاي متعدد در مورد جنايت جاسپر را ارائه كرده بودند.
پاسخگويان به چهار گروه تقسيم شدند و هرگروه از اين پاسخگويان از يك دسته از اين وب-سايتها بازديد كردند. پس از مطالعه مطالب وب-سايت از پاسخگويان خواسته شد مسائل مربوط به جامعه را به ترتيب اهميت درجه بندي كنند.
نتايج تحقيق نشان داد كه پاسخگويان با توجه به تعداد اتصالهاي موجود در وب-سايتها، درجه اهميت متفاوتي را به مسئله نژاد پرستي اختصاص دادند. گروه اول كمترين اهميت را به مسئله نژاد پرستي اختصاص داد و به همين ترتيب گروههاي بعدي با توجه به افزايش تعداد اتصالهاي موجود در صفحه، درجه اهميت بيشتري را به مسئله نژاد پرستي اختصاص دادند. اين تحقيق به خوبي به اهميت فرامتنها در فرآيند برجسته سازي در فضاي مجازي اشاره مي كند (به نقل از سورين و تانکارد، 2001).
آرون دلويش (2004) برجسته سازي را در فضاي وبلاگي مورد آزمون قرار داده و تحقيق وي نظريه چافي و متزگر (2001) در مورد اينکه در آينده برجسته سازي از اولويت رسانه ها به سمت اولويت عموم حرکت خواهد کرد را مورد تاييد قرار داده است. وي با سنجش اولويت وبلاگ ها و مقايسه آنها با اولويت هاي رسانه هاي چاپي و ديداري به اين نتيجه رسيده که اولويت وبلاگها بيشتر با تمايلات مخاطبان هماهنگ است و به همين دليل وي پيش بيني مي کند که در سالهاي آينده وبلاگ ها به لحاظ تعيين اولويت عموم نقش قوي تري پيدا خواهند کرد.
با وجود پديدآمدن امكانات بيشتر براي فرد در حوزه فضاي مجازي, برجسته سازي و همينطور تلاش براي برجسته سازي به طور جدي در فضاي مجازي وجود دارد. هرچند سورين و تانكارد (2001) معتقدند فضاي مجازي اين امكان را بوجود آورده تا هركس براي خودش يك ناشر باشد اما افراد با تجربه در فضاي مجازي, معمولاَ براي كسب خبر به منابع خاصي تكيه مي‏كنند. اين تكيه كردن به منابع خاص باعث مي شود زمينه براي برجسته سازي يك مطلب مناسب تر شود .

استفاده وخشنودي
وقتي از خودمان مي پرسيم مردم از رسانه ها چه استفاده اي مي کنند، خود بخود به سمت رويکرد استفاده و خشنودي کشانده مي شويم. کاتز (1959) معتقد است که مخاطب محتواي رسانه را انتخاب مي کند و توانايي مخاطب بيش از آن است که قبلاً تصور مي شده است. او با اينگونه مفهوم سازي مخاطب، نظريه "استفاده و خشنودي" را مطرح کرد. اين نظر امروزه پس از گذشت حدود نيم قرن هنوز هم طرفداران و مخالفان زيادي دارد. رويکرد استفاده وخشنودي هم مثل ساير رويکردها براي ارزيابي پيامدهاي انساني فناوري هاي نوين ارتباطي کاربرد دارد. اين رويکرد به دليل ماهيت آن كه مخاطب-محور است، يکي از موفقترين رويکردهاي ارتباطي در فضاي مجازي محسوب مي شود (شارون آنگلمن 2000). به دليل افزايش تنوع و همچنين بالا رفتن قدرت انتخاب مخاطب احتمال دارد اين رويکرد در آينده به شاخه هاي چندي تقسيم شود تا بتواند جنبه هاي مختلف انساني فضاي مجازي را توصيف کند.
پرس و دان (1995) استفاده از كامپيوترهاي خانگي را در كنار ساير وسايل ارتباط جمعي مورد مطالعه قرار دادند. اين مطالعه بر اساس تحقيق گرينبرگ (1974) طراحي شده بود كه در آن از نظريه استفاده و خشنودي براي سنجش ميزان خشنودي كه مردم از رسانه ها بدست مي آورند استفاده شده بود. تحقيق ملي پرس و دان نشان داد كه بين كاربران اينترنت هم مقدار كمي از فعاليتها به امور آموزشي اختصاص دارد. بسياري از مردم از اينترنت براي تفريح, وقت گذراني, فراموش كردن مشكلات, غلبه بر احساس تنهايي و سرگرم شدن استفاده مي‏كنند (به نقل از سورين و تانکارد، 2001).
وب-سايتهاي خبري در سالهاي اخير گسترش قابل ملاحظه اي داشته اند. يک مطالعه روي دانشجويان به برخي سوالات در مورد اينکه رويکرد استفاده وخشنودي چه استفاده هايي مي تواند در فضاي مجازي داشته باشد پاسخ مي دهد. چانگ (1998) براي گروهي از دانشجويان يك پيام الكترونيك ارسال کرد و از آنها در مورد دلايلشان براي بازديد از وب-سايتها پرسيد. اين دلايل به سه دستة 1- خصوصيات رسانه اي، 2- موقعيت هاي مواجهه و 3- دسترسي تقسيم شدند. نتايج اين تحقيق نشان داد که از بين خصوصيات رسانه اي، آني بودن (آگاه شدن از اتفاقات بلافاصله پس از رخ دادن آنها) و ثبات (دسترسي به اخبار، هر وقت که تمايل براي آگاه شدن وجود داشته باشد)، مهمترين دلايل استفاده از وب-سايتها براي کاربران هستند. از نظر کاربران، در اين گروه، اندر کنش (ارتباط با روزنامه نگاران) پايين ترين درجه از اهميت را به خود اختصاص مي دهد. در گروه موقعيتهاي مواجهه، كسب آگاهي در باره امور، مهمترين دليل براي استفاده از اين سايتها اعلام شد. استفاده از سايتها براي رفاقت و همراهي پايينترين ميزان اهميت را در اين گروه به خود اختصاص داد و فقط 6/3 درصد از پاسخگويان به اين گزينه راي مثبت دادند. در گروهي كه بخاطر قابليت دسترسي از اينترنت استفاده مي كردند، کاربران سايتها اعلام كردند که هم مسائل اقتصادي و هم راحتي استفاده از روزنامه هاي مجازي دلايل مهمي براي استفاده از وب-سايتهاي خبري هستند.
سورين و تانکارد (2001) معتقدند نوع استفاده از اينترنت در ميان جوانان و بزرگسالان متفاوت است. اينكه برخي نسل امروز را نسل اينترنت مي دانند چندان هم بيراه نباشد. پيمايشي که بوسيله موسسه گالوپ انجام شد نشان مي دهد که جوانان به دلايلي متفاوت از بزرگسالان از اينترنت استفاده مي کنند. کاربران مسن تر بيشتر تمايل دارند از اينترنت براي مصارف خبري استفاده کنند در حاليکه کاربران جوان تر معمولاً اينترنت را براي اهداف گسترده تري مثل بازآفريني، تفريح و اجتماعي شدن مورد استفاده قرار مي دهند.

اشاعه نوآوري ها
اينترنت از ابتداي کار تا کنون سريع ترين رسانه تاريخ در جذب مخاطب بوده است (سورين و تانکارد، 2001). اين رشد سريع اينترنت باعث شده برخي از کارشناسان توسعه به ظرفيت هاي اين رسانه براي اشاعه نوآوري ها توجه بيشتري کنند. راجرز (1995) معتقد است نو آوريهاي تعاملي يا آنهايي که به ارتباط دو طرفه مربوط مي شوند به دليل توانايي آنها در جذب سريع کاربر مي توانند روند اقتباسي سريعتري را طي کنند (به نقل از سورين و تانکارد، 2001).
يک جنبه ديگر از فضاي مجازي همان اثرات ماهيتي و رسانه اي اين رسانه جديد در فرآيند تغيير ارزش هاست. کاربران در اتاقهاي گفتگو تجربيات خود را به اشتراک مي گذارند و به دليل بيروني بودن اين تجربه مشترک تسلط فرد بر آن تضعيف مي شود. در اين شرايط فرد براي پذيرش ارزش هاي جايگزين که همان حلقه مفقوده لرنر، راجرز و . . . بود آماده مي شود.
مطالعه اي كه در باره روند اقتباس از محصولات خبري الکترونيک در يک روزنامه کلانشهري انجام شد (وير ،1998) نشان داد که استفاده از اين رسانه جديد با مسئله رهبري فکري، محرک هاي دروني و منافع بيروني ارتباط دارد. نکته مهم در نتايج اين تحقيق اين بود که ارتباطي ميان استفاده از اين رسانه و دانش کاربر از علم کامپيوتر (بصورت تخصصي) و همينطور موقعيت عمومي کاربر به عنوان يک نو آور کشف نشد (به نقل از سورين و تانکارد، 2001).
لينتا وارگيز (2003) با انجام يک مطالعه ميداني به نفوذ فرهنگ آمريکايي در ميان زنان هندي کاربر اينترنت اشاره مي کند. وارگيز نشان مي دهد که ارزشهاي آمريکايي رفته رفته خود را بيشتر در حوزه شناختي اين زنان اشاعه داده اند و کلاً مفهوم هندي بودن براي اين زنان بسيار متفاوت از اين مفهوم براي ساير زنان هندي است.

شکاف آگاهي
يکي از مشکلاتي که جوامع امروز با آن روبرو هستند اين است که منافع موجود در اينترنت به صورت عادلانه در اختيار همه کاربران قرار نمي گيرد. برايان دي لودر و ليت كيبل (2001) معتقدند فناوري هاي جديد ارتباطي به همراه فرايند جهاني شدن و حركت سريع سرمايه موجب ناامني و نابرابري اجتماعي و فرهنگي در جهان و مخصوصاَ كشورهاي پيشرفته شده اند.
برخي محققان مثل نوواک و هافمن (1998) در ارتباط با اين نابرابري مسئله شکاف ديجيتال را مطرح کرده اند. شکاف ديجيتال مي تواند بين گروههاي جنسي، قومي، نژادي، درآمدي و آموزشي وجود داشته باشد. لطيفه اي وجود دارد که مي گويد اينترنت جولانگاه مردان جوان سفيد پوست، درس خوانده، مرفه و داراي مهارتهاي تايپي است.
هر چند خواص فناوري هاي جديد ارتباطي اين بيان را به ذهن متبادر مي كند كه اين امكانات فرصت برابري براي همه در دسترسي به اطلاعات فراهم مي آورد اما به نظر مي رسد واقعيت چيز ديگري باشد. فناوري هاي ارتباطي هر چند نسبت به گذشته ارزانتر شده اند اما هنوز براي عده اي از مردم گران هستند. استفاده از امكانات موجود در فضاي مجازي نيازمند داشتن حداقل توانايي علمي است كه اين توانايي در ميان بيشتر شهروندان كشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه وجود ندارد. موانع مذهبي, فرهنگي, مالي, سياسي, قومي و توسعه اي در اين كشورها باعث شده بخش اعظم مبادله بيت ها در اروپاي غربي, ‏‏آمريكاي شمالي و تا حدودي جنوب شرق آسيا انجام شود.
هر چند شکاف جنسيتي در ميان کاربران اينترنتي در حال بسته شدن است (سورين وتانکارد، 2001 ؛ ساسن ، 2002؛ آرميتاژ و رابرتز 2002) ، اما تفاوتهاي نژادي در ميان کاربران مشهود است. در سال 1998 ميلادي و در کشور آمريکا در حاليکه 2/44 درصد از سفيد پوستان کامپيوتر شخصي داشتند، اين ميزان در ميان آفريقايي تبارهاي آمريکا به 29 درصد مي رسيد (نوواک و هافمن، 2001). قسمت عمده اين شکاف نتيجه شکاف درآمدي است. تحقيقات نشان مي دهند آمريکاييهاي سفيد با درآمدي کمتر از 40000 دلار در سال بيشتر از آفريقايي تبارهايي كه همين درآمد را دارند تمايل به خريد کامپيوتر دارند در حاليکه در ميان دارندگان درآمد بيشتر از 40000 دلار در سال تمايل آفريقايي تبارها به خريد کامپيوتر بيش از سفيد پوست هاست (سورين و تانکارد، 2001).
برخي مطالعات که اخيراً انجام شده نشان مي دهند که امکان بسته تر شدن شکاف درآمدي و آموزشي ميان کاربران اينترنتي وجود دارد. تحقيق پيمايشي که در سال 1999 انجام شد نشان مي دهد که درصد کاربران با حداقل مدرک تحصيلي کارشناسي از 46 درصد کل کاربران در سال 1996 به 36 درصد در سال 1999 کاهش پيدا کرده است. همين مطالعه نشان مي دهد درصد کاربران با درآمد خانوادگي 50000 دلار يا بيشتر از 60 درصد در سال1996 به 55 درصد در سال 1999 کاهش پيدا کرده است (سورين و تانکارد ، 2001)
هرچند اين آمار مي تواند اميد بخش باشد اما شکاف ديجيتال ميان کشور ها و مناطق دارا و ندار همچنان وجود دارد. در پايان سال 2005 قاره آفريقا که 1/14 درصد از جمعيت جهان را در خود جاي داده، فقط 6/2 درصد از کاربران اينترنتي جهان را دارا بود. اين در حالي است که در همان زمان اروپا با جمعيتي حدود 4/12 درصد از جمعيت جهان و آمريکاي شمالي با جمعيتي حدود 1/5 درصد جمعيت جهان به ترتيب 5/28 و 2/22 درصد از کاربران اينترنتي جهان را در خود جاي داده بودند.

نتيجه گيري
با وجود تفاوتهاي ماهوي ميان فضاي مجازي و رسانه هاي پيش از آن، مي توانيم بگوييم نظريه هاي سنتي ارتباطات قدر خود را در اين رسانه جديد حفظ کرده اند و تا کنون نظريه نيرومند جديدي در حوزه ارتباطات مجازي شکل نگرفته است. پديده هايي مثل فرهنگ مجازي، خرده فرهنگ هاي مجازي، سايبر فيمينيسم و نظريه هايي از اين قبيل در واقع نظريه هاي ارتباطي نيستند چرا كه عمدتا به پديده هاي جديد اجتماعي، سياسي و فرهنگي در حوزه رسانه ها اشاره مي کنند. يکي از دلايلي که نظريه هاي پيشين توانسته اند به خوبي خود را با شرايط فضاي مجازي وفق دهند اين است که در فضاي مجازي هم مثل ساير رسانه ها دو مسئله اثر و استفاده بيش از ساير جنبه ها توجه متخصصان را به خود جلب کرده است. دليل ديگري براي عدم ظهور نظريه هاي جديد در فضاي مجازي مي تواند اين باشد که فناوري فقط يک بخش از موضوع مورد توجه متخصصان است و بخش مهمتر که همان مخاطب انساني است، جنبه مشترک ميان تحقيق رسانه هاي سنتي و مدرن است.

منابع لاتين

-Angleman, S. (December, 2000). Uses and Gratifications and Internet Profiles: A Factor Analysis. Is Internet Use and Travel to Cyberspace Reinforced by Unrealized Gratifications? Paper presented at the Western Science Social Association 2001 Conference held in Reno, NV.
-Armitage , John & Roberts , Joanne ,2002 , Living with cyberspace , London and New York , Continuum
-Bauman, Z,2005, liquid life, , Cambridge, polity press
-Bauman, Z, 2003, liquid love , on the frailty of human being , Cambridge, polity press
-Bauman, Z ,2000, liquid modernity, , Cambridge, polity press
-Bell , David , 2001 , An introduction to cyberculturse , USA , Routledge
-Branston Gill and Straford Roy , 2001 , The media student’s book , London , Routledg
-Bruhn Jensen Klaus , 2002 , A handbook of media and communication research , qualitative and quantitative methodologies , London , Routledge
-Crowely David and Heyer Paul , 1999 , Communication in history technology , culture , society , USA , Longman
-Delwiche , Aaron , 2004 , Agenda setting , opinion leadership and the world of weblogs , http://www.firstmonday.org/issues/issue10_12/delwiche/index.html#w4
-Feldman Tony , 1997 , Introduction to digital media , London and New York , Routledge
- Hablesgray , Chris , 2003 , cyborg citizen , London , Routledge
-Hartley , John , 2005 , Communication , cultures and media studies , London and New York , Routledge
-Holmes David , 2005 , Communication theory , media , technology and society , London , Thousands oaks , Sage publications
-Keeble Leight and Loader Bryan D , 2001 , Community informatics shaping computer mediated social relations , London , Routledge publications
-Lee , Rachel & wong , Cynthia , 2003 , Asian American.net , Ethnicity , nationalism and cyberspace , London and New York , Routledge
-Allen , Graham , 2003 , Roland Barthes , London and New York , Routledge
-Lindlof R Thomas and Taylor C Bryanو 2002و Qualitative communication research methods Londonو SAGE Publications
-Meyer Thomas , 2002 , Media democracy How the media colonize politics , Melden , Polity press
- Severin , J , Werner and Tankard W James , 2001, Communication Theories: Origins, Methods and Uses in the Mass Media, 5/E ,Texas , Longman
-Slevin , James , 2000 , The Internet and society ,Cambridge , Blackwell publishers
-Williams , Kevin , 2003 , Understanding media theory , London , Routledge
-Wilson R James and Wilson S Roy , Mass media, mass culture ,an introduction, Boston , Mc Graw Hill
-Whittaker, Jason , 2004 ,The cyberspace handbook , London and New York Routledge
-Whittaker , Jason ,2002 , The internet : the basics , New York , Routledg
-Wood , Julia , T , 2000 , Communication theories in action , united states of America , wadsworth

منابع فارسي:
- پستمن نيل ,1381 , تكنوپولي ,تسليم فرهنگ به فناوري , ترجمه دكتر صادق طباطبائي , تهران , انتشارات اطلاعات
- پستمن نيل , 1375 , زندگي در عيش , مردن در خوشي , ترجمه دكتر صادق طبا طبائي , تهران , انتشارات اطلاعات
-دهقان ، عليرضا ، 1384 ، قمار بازي اينترنتي ، فصلنامه انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات ، شماره پياپي 2 و 3 ، صفحات 72-45
- سورين ورنر , تانكارد جيمز ,1382 , نظريه هاي ارتباطات , ترجمه دكتر عليرضا دهقان , تهران , انتشارات دانشگاه تهران
- عاملي، س. ر (1382الف) دو جهاني شدن ها و آينده جهان، کتاب ماه علوم اجتماعي، شماره 69-70، خرداد و تير 1382، ص ص 15-28
-عبداللهيان ، حميد & توکلي ، اباذر ، 1382 ، ساخت جهان مجازي با دلالتهاي فرانمايي ، نامه پژوهش فرهنگي ، شماره 8 ، صفحات 98-69

ساير منابع:
http://www.internetworldstats.com/stats.htm
www.wikipedia.com

http://dcsfs.ut.ac.ir/gmj/3-1.asp

more">

نوشته شده توسط: yahyaee در January 17, 2007 12:12 PM

نظرات

ارسال نظر




به خاطر داشتن اطلاعات شما؟