December 18, 2007 03:24 PM
مهارتهاي ارتباطي نوجوانانh3>
نويسنده : سوزان دانباي
مرکز تحقیقات و مطالعات رسانهای روزنامه همشهري
ادراك تعاملات زبان كودكان از همان دوران كودكي يعني زمان شروع يادگيري زبان به صورت تيپيك توسط محققان علاقمند و جامعه شناسان كودك مورد مطالعه قرار گرفته است.
اين تحقيقات بر روي روند توسعه كلامي و همچنين بر روي كودكاني كه ناتواني كلامي دارند، تمركز كرده است.
شناسايي و كشف استراتژي هايي كه كودكان در بحثها به منظور كسب قدرت و تسلط به كار مي برند، نكته ايي است كه بسيار مورد توجه اين محققان قرار گرفته است.
بتازگي، رويكردهاي متفاوت ديگري هم در زمينه "درك زبان كودكان" مطرح شده است. يكي از آنها ديدگاه "جامعه شناسي كودكي" است.
اين رويكرد تعاملات پيچيده زبان را با توجه به ادبيات نوجوانان در ارتباط با يكديگر و يا با بزرگسالان را بررسي مي كند. (اين ديدگاه توسط جيمز،James جنكس،Jenks وپراوت Proutدر سال 1998 و ميال، Mayall در سال 1999 و وكسلر Wakslerدر سال 1991).
اين ديدگاه روشهاي نويني در تشخيص تواناييهاي ارتباطي و درك تعاملات كلامي و غيركلامي نوجوانان فراهم ميسازد.
ادراك تعاملات زبان بر اساس نظريه هاي بسياري از قبيل، " شناخت و توسعه زبان"، پيگت Piaget در سال 1959 و نظريه " فرهنگي - اجتماعي" وايگوت اسكاي Vygotsky در سال 1986 و... مورد مطالعه قرار گرفته است.
اين نظريه ها، كودكان را به عنوان " كاربران - زبان در حال توسعه" توصيف مي كنند. از اين رو تاكيد مي كنند، كودكان به طور كامل صلاحيت درك و استفاده از زبان به عنوان يك ابزار مهم در برآوردن احتياجاتشان مانند نوجوانان يا بزرگسالان را ندارند.
اين مربيان هستند كه زمينههايي براي رشد كودكان و استفاده از زبان در يك محدوده مفهومي، موقعيتهايي را فراهم ميسازند. كودكان نقش مهم "همياري و شراكت" را در ابتداي زندگي ياد ميگيرند، اما توانايي آنها در نمايش قدرت ومقام شان كه يك فرايند انتگرال (جدايي ناپذير) در دنياي اجتماعي آنها ست، كاملا بحث بر انگيز است. چرا كه كودكان نظام اجتماعي خود را در درون گروه هاي همسالان خود خلق مي كنند.
در اين نظام اجتماعي آنها ياد مي گيرند چگونه به اهداف نا مناسب خود دست يابند. آنها استراتژي هاي ارتباطي خود را براي كنترل و نفوذ اجتماعي خود بكار مي برند.
واتزلاويك Watzlawick، بيوين Beavin و جكسون Jackson در پي تحقيقاتي در سال 1967 ادعا كردند كه دو وضعيت تحت عنوان وضعيت ناپايدار (Complimentary) و وضعيت پايدار(Symmetrical) در تبادلات ارتباطي عوامل مهمي را به خدمت مي گيرند. تاكيد آنها بر روي شخصيت غالب (one-up) يا شخصيت تابع (one-down) است كه در ذات خود يك شرايط مثبت يا منفي تلقي نمي شود.
دقيقا مانند بزرگسالان، كودكان نيز نياز دارند، ياد بگيرند كه از عهده هر دو نقش خود برآيند. مطالعه بحث هاي كودكان يك روش آناليزي براي پويايي كودكان در ارتباط نزديك اجتماعي فراهم مي سازد.
بررسي ادبيات (سواد) كودكان در بحثها نشان ميدهد كه اين بحث ها توجه خاص بسياري از محققان را بر روي تعاملات بحث انگيز مانند : " طبيعت" ( ايزنبرگ و گروي Eisenberg & Garvey در سال 1981- اوكيفي و بنيوت در سال 1982 )، " ساختار" (برنيس و لين در سال 1977 - Brenneis & Lein)،" ظهور" (ماينارد در سال 1985Maynard ) و " تصميم گيري" (بنويت در سال 1981 - Benoit) كار كرده اند.
آنچه كه از اين مطالعات بدست آمده، مشخصه ويژه كلي بحثهاي كودكان مانند مخالفت آشكاري است كه داراي فرم هاي متفاوتي است.(به عنوان مثال : ادعا ، حاشا، توهين و...)زنجيره نزاع هاي موجود در بين نوجوانان در نتيجه تلاش هاي هميارانه است كه به واسطه واكنش هاي دروني تعامل كنندگان در بحث هاي آشكار توسعه يافته است.
اين زنجيرههاي بحث انگيز بر اساس يكي از اين سه خصوصيات اوليه است؛ "بازگويي"، كه تكرار اظهارات ديگري است."تشنج"(Escalation)، كه اين هم اظهارات پي در پي قويتر، طولاني تر يا بسيار توهمي است و " تناقض گويي"، كه اظهارات پي در پي در تناقض با اظهارات قبلي است.
بحثها به وسيله نقشهاي مورد نظر تنظيم شده است. كه در تعين وضعيت برنده يا بازنده براي تعامل كنندگان بكار برده مي شوند.
در حاليكه اين ادبيات يك زمينه اوليه براي درك بحثهاي كودكان بوجود آورده است، تعداد اندكي از محققان بر روي جنبه ها ي مهم قدرت در اين تعاملات تمركز كرده اند. مانند : درگيري هاي اجتماعي، وضعيت اجتماعي همسالان و....
نكته ديگري كه در اين تحقيقات بسيار مورد توجه قرار گرفته است، توانايي و مهارت هاي كودكان و نوجوانان در برقراري يك ارتباط مطلوب است. محققان معتقدند كه؛ مهارتهاي برقراري يك ارتباط خوب بسيار حائز اهميت است.
چرا كه اين مهارتها ما را در حل موفقيت آميز مسائل و ايجاد يك رابطه شخصي خوب توانا ميسازد. اين امر به همان اندازه كه در مورد بزرگسالان از اهميت خاصي برخوردار است، در مورد نوجوانان هم مصداق دارد.
تحقيقات نشان ميدهد كه فرايند برقراري ارتباط با ديگران فرايندي است كه از زمان تولد شروع شده و در طول مسير زندگي افراد ادامه مي يابد.
كودكان دبستاني درشرايط سني هستند كه توانايي هاي مورد نياز آنها از قبيل : ابراز وجود، گوش دادن به ديگران، نحوه برقراري ارتباط موفقيت آميز، بيان افكار و احساساتشان همه به سرعت در حال توسعه و تغيير است.
تحقيقات محققان حاكي از آن است كه اين بچهها اغلب براي يادگيري چگونگي برقراري ارتباط خوب از خود اشتياق نشان ميدهند. البته بايد گفت افراد در هر سني كه باشند، ممكن است در بيان افكار و احساساتشان دچار مشكل شوند كه اين كودكان نيز از آن مستثني نيستند.
گاهي، يافتن كلمات صحيح براي بيان خواسته خود بسيار دشوار است، يا اينكه وضعيت چنان ترسناك به نظر ميرسد كه از بيان آنچه كه واقعا احساس مي كنيم، خجالت مي كشيم؛ گاهي از اينكه با گفتاري مورد تمسخر سايرين قرار بگيريم و يا اينكه اين گفتار باعث شود ديگران ما را طرد كنند، ميترسيم.
به طور كلي تمامي اين موارد در بين همه انسانها بخصوص در بين نوجوانان كه در شرايط خاص احساسي و تغيير و تحولات دوران بلوغ هستند، عموميت دارد.
نكته مهمي كه بايد به آن اشاره شود اين است كه ارتباط يك فرايند دو سويه است. توانايي "گوش دادن " يك ركن اصلي در ارتباطات موثر شخصي و لازمه پيوند حسي و همدلانه با سايرين است. از طرف ديگر، تعدادي از نوجوانان اين امر (گوش دادن ) را، آن هم با دقت بسيار سخت يا فته اند.
محققان به اين نتيجه رسيدهاند كه ميتوان كودكان را به فكر كردن در باره اهميت بيان آنچه را كه ميانديشند و يا احساس ميكنند، تشويق كرد و بر همين اساس تعدادي از قوانين ساده كه مي تواند در برقراري يك ارتباط مؤثر به نوجوانان كمك كند را مطرح مي كنند. اين قوانين عبارتند از:
• فكر كردن پيش از تكلم
• فرياد نزدن
• به وضوح سخن گفتن
• بيان صحيح احساسات خود به ديگري
• بيان صريح هر آنچه كه مي خواهيد، بگوييد
• گوش دادن با دقت
منابع:
http://www.findarticles.com
http://www.partnershipforchildren.org.uk/resources/communication
نوشته شده توسط: yahyaee در December 18, 2007 03:24 PM


