June 7, 2006 03:23 PM
افکار عمومی و اینترنت
افکار عمومی و اینترنت
احمد یحیایی ایله ای نظريه پردازان كلاسيك تاکید کرده اند که قوه مجریه ، قوه مقننه ، قوه قضاییه و رسانه ها ( ادموند بورگ : مطبوعات رکن چهارم دموکراسی است) چهار رکن اصلی دموکراسی است. آنان نقش افكار عمومي را حداقل بعنوان يك ركن دموكراسي فراموش كرده اند.
در حالي كه امروزه با توسعه دموکراسی ( دموکراسی به جامعه مدنی توسعه یافته است) بايستي ادعا كرد كه افکار عمومی، رکن اول جامعه مدنی است و تمامی ارکان دیگر دموکراسی به آن وابسته هستند.
طی قرن بیستم بدون شک : دولت ها با وضع قوانین و مقررات، و وسایل ارتباط جمعی از طریق برجسته سازی، جمعیت های سیاسی و مذهبی و رهبران فکری از راه گفتگو، عمده ترين عوامل تشکیل دهنده افکار عمومی محسوب شده اند و امروز با یک دیدگاه خوش بینانه باید به این مجموعه، اینترنت را نیز به عنوان محور اصلي جامعه اطلاعاتي اضافه کنیم.
زیرا حضور اینترنت، نگرش ما را به دمکراسی ، افكار عمومي و جامعه مدني تغییر داده است. دمکراسی در اینترنت، اقلیت هایی را بوجود آورده که می توانند به راحتی به ابراز نظرات و افکار خود بپردازند و بر اكثريت جامعه تاثيرگذار باشند در اين عرصه حتي نقش افراد نيز برجسته شده است. لذا اولويت اول جامعه مدني بايستي توجه و تاكيد بر افكار عمومي از طریق اینترنت باشد.
با اشاره به نظریات هابرماس درباره نقش افکار عمومی در حوزه های عمومی وخصوصی می توان گفت: به اعتقاد هابرماس، افکار عمومی در حوزه عمومی شکل می گیرد و حوزه عمومی قلمرویی از حیات اجتماعی ماست. در این رابطه تمامی شهروندان باید از امکان دسترسی به حوزه عمومی و گستره نوین همگانی( اینترنت) برخوردار باشند و آزادانه نظرات خود را بیان و تبليغ كنند.
بدون شک اگر مولفه های اساسی حوزه عمومی را گفتگو، افکار عمومی و کنش بدانیم، اینترنت بستر مناسبی برای ظهور و تجلی هر یک از این پدیده هاست. هر چند عدم دسترسی یکسان به اطلاعات و تجاری سازی اينترنت ازچالش های اینترنت به مثابه یک حوزه عمومی است.
اما به هر حال اهمیت امروزه اینترنت برای شکل دهی به افکار عمومی فراتر از دیگر رسانه هاست زیرا رسانه های مدرن (رادیو، سینما، تلویزیون، مطبوعات) اکنون به برنامه های تجاری و کلیشه سازی روی آورده اند آرمان های دمکراتیک خود را فراموش كرده اند و مي توان ادعا كرد كه امروزه " رسانه ها صداي مردم نيستند صداي حكومت ها هستند هرچند در ابتدا به فرایند دمکراتیک یاری می رساندند " .
باید از خود سئوال کرد که آیا اینترنت به عنوان یک رسانه فرامدرن، سرانجامی مانند رسانه های مدرن خواهد داشت و در آینده در اختيار گستره نوين همگاني خواهد بود یا ابزاری در جهت تجارت؟
آنچه اکنون ملاحظه می شود این است که امروزه با ظهور تراشه های اینترنتی، اطلاع رسانی از اصل «یک نفر برای همه» (یک ارسال کننده به چند دریافت کننده) به اصل «از همه به همه» تبدیل شده است و در حال حاضر امكان انتشار اطلاعات بدون سانسور و فرایندهای ویرایشی تسهیل شده است. و می توان از این فرایند به عنوان ارتباطات دوسویه همسنگ یاد کرد .
اینترنت اهمیت بیشتری می یابد وقتی متوجه می شویم که : متاسفانه امپرياليسم ارتباطي از بيرون جوامع با انفجار اطلاعات و استبداد رسانه هاي مدرن در درون جوامع با انحصار اطلاعات ، تصميم گيري منطقي را براي افكار عمومي دشوار كرده است.
****\
نظريه پردازان كلاسيك تاکید کرده اند که قوه مجریه ، قوه مقننه ، قوه قضاییه و رسانه ها ( ادموند بورگ : مطبوعات رکن چهارم دموکراسی است) چهار رکن اصلی دموکراسی است. آنان نقش افكار عمومي را حداقل بعنوان يك ركن دموكراسي فراموش كرده اند.
در حالي كه امروزه با توسعه دموکراسی ( دموکراسی به جامعه مدنی توسعه یافته است) بايستي ادعا كرد كه افکار عمومی، رکن اول جامعه مدنی است و تمامی ارکان دیگر دموکراسی به آن وابسته هستند.
طی قرن بیستم بدون شک : دولت ها با وضع قوانین و مقررات، و وسایل ارتباط جمعی از طریق برجسته سازی، جمعیت های سیاسی و مذهبی و رهبران فکری از راه گفتگو، عمده ترين عوامل تشکیل دهنده افکار عمومی محسوب شده اند و امروز با یک دیدگاه خوش بینانه باید به این مجموعه، اینترنت را نیز به عنوان محور اصلي جامعه اطلاعاتي اضافه کنیم.
زیرا حضور اینترنت، نگرش ما را به دمکراسی ، افكار عمومي و جامعه مدني تغییر داده است. دمکراسی در اینترنت، اقلیت هایی را بوجود آورده که می توانند به راحتی به ابراز نظرات و افکار خود بپردازند و بر اكثريت جامعه تاثيرگذار باشند در اين عرصه حتي نقش افراد نيز برجسته شده است. لذا اولويت اول جامعه مدني بايستي توجه و تاكيد بر افكار عمومي از طریق اینترنت باشد.
با اشاره به نظریات هابرماس درباره نقش افکار عمومی در حوزه های عمومی وخصوصی می توان گفت: به اعتقاد هابرماس، افکار عمومی در حوزه عمومی شکل می گیرد و حوزه عمومی قلمرویی از حیات اجتماعی ماست. در این رابطه تمامی شهروندان باید از امکان دسترسی به حوزه عمومی و گستره نوین همگانی( اینترنت) برخوردار باشند و آزادانه نظرات خود را بیان و تبليغ كنند.
بدون شک اگر مولفه های اساسی حوزه عمومی را گفتگو، افکار عمومی و کنش بدانیم، اینترنت بستر مناسبی برای ظهور و تجلی هر یک از این پدیده هاست. هر چند عدم دسترسی یکسان به اطلاعات و تجاری سازی اينترنت ازچالش های اینترنت به مثابه یک حوزه عمومی است.
اما به هر حال اهمیت امروزه اینترنت برای شکل دهی به افکار عمومی فراتر از دیگر رسانه هاست زیرا رسانه های مدرن (رادیو، سینما، تلویزیون، مطبوعات) اکنون به برنامه های تجاری و کلیشه سازی روی آورده اند آرمان های دمکراتیک خود را فراموش كرده اند و مي توان ادعا كرد كه امروزه " رسانه ها صداي مردم نيستند صداي حكومت ها هستند هرچند در ابتدا به فرایند دمکراتیک یاری می رساندند " .
باید از خود سئوال کرد که آیا اینترنت به عنوان یک رسانه فرامدرن، سرانجامی مانند رسانه های مدرن خواهد داشت و در آینده در اختيار گستره نوين همگاني خواهد بود یا ابزاری در جهت تجارت؟
آنچه اکنون ملاحظه می شود این است که امروزه با ظهور تراشه های اینترنتی، اطلاع رسانی از اصل «یک نفر برای همه» (یک ارسال کننده به چند دریافت کننده) به اصل «از همه به همه» تبدیل شده است و در حال حاضر امكان انتشار اطلاعات بدون سانسور و فرایندهای ویرایشی تسهیل شده است. و می توان از این فرایند به عنوان ارتباطات دوسویه همسنگ یاد کرد .
اینترنت اهمیت بیشتری می یابد وقتی متوجه می شویم که : متاسفانه امپرياليسم ارتباطي از بيرون جوامع با انفجار اطلاعات و استبداد رسانه هاي مدرن در درون جوامع با انحصار اطلاعات ، تصميم گيري منطقي را براي افكار عمومي دشوار كرده است.
****\
نوشته شده توسط: yahyaee در June 7, 2006 03:23 PM


