وبلاگ رسانه اكثريت خاموش است
احمد يحيايي ايله اي
وبلاگ نويسي يك نوع روزنامه نگاري سطحي است.
زماني كه مي خواهيم وبلاگ را يك رسانه بناميم، ابتدا بايد به اين سوال پاسخ دهيم كه
وبلاگ چه نوع رسانهاي است؟ و آن را بايد در حوزهي مطبوعات تصور كنيم يا راديو و
وتلويزيون ؟ زيرا برخي معتقدند وبلاگ همهي رسانهها و يك پديدهي چند رسانهاي است
و بعضي آن را يك روزنامه ميدانند.
وبلاگ بيشتر در حوزهي روزنامه نگاري در نظر گرفته ميشود، زيرا در طول تاريخ
روزنامه نگاري فضاي بازتري را به نسبت راديو و تلويزيون كه در اختيار دولتها بوده،
داشته است و وبلاگ نيز غير دولتي و برخوردار از فضاي باز است .
از طرفي وبلاگ نويسي از نوع روزنامه نگاري عمقي (تحليلي و تحقيقي) نيست بلكه نوعي روزنامه نگاري سطحي است، اگرچه برجستگيهايي را نسبت به روزنامه نگاري سطحي دارد.
وبلاگ رسانهاي براي تعامل موافقان و مخالفان است ، در روزنامهها اغلب نظرات موافقان مطالب منتشر ميشود ولي در وبلاگ هم موافقان و هم مخالفان نظرات خود را منتشر ميكنند، بنابر اين اگر وبلاگ را روزنامه نگاري بدانيم، يك رسانه محسوب ميشود.
در روزنامه، يك تعامل دو جانبه وجود دارد، به طوري كه دولت و مردم از اين طريق روزنامه ها حرفها و انديشه هاي خود را منتشر ميكنند، ولي در وبلاگ تعاملات چندگانهاي وجود دارد، مردم ، مسوولان، روزنامه نگاران، موافقان و مخالفان همگي ميتوانند نظرات خود را ارايه دهند و در توليد پيام آن سهيم باشند . در اين حال عده خاصي در توليد روزنامه نقش دارند اما وبلاگ را همگان توليد ميكنند. از طرفي وبلاگ يك دفترچهي يادداشت شخصي نيست بلكه اظهارات فرد يا افرادي درباره مسايل اجتماعي است.
وبلاگ رسانه اكثريت خاموش است و توسط آن نظرات و انديشههاي اجتماعي اكثريت خاموش در حال تكثير و توسعه است، بنابر اين وبلاگ يك رسانهي مردميو همگاني است نه شخصي.
با اشاره به عدم وجود سانسور و فيلتر در وبلاگ بايد گفت: در وبلاگ، ممكن است پيام توليد شده غني نباشد، ولي از طرفي،با قرار دادن مدارك مستند به طور كامل در يك وبلاگ مانند صدا، تصوير، فيلم و لينكها،پيام فوري و گسترده ارايه ميشود كه اين امكانات در روزنامه وجود ندارد.
اعتماد كمتري درباره وبلاگ در مقايسه با رسانههاي سنتي وجود دارد، زيرا رسانههاي گذشته براي مردم عقل كل بودند، يعني افرادي كه يك روزنامه را ميگرداندند، از ديدگاه مردم شاخص و فهيم بودند.
ولي وبلاگها از ديدگاه عموم ، عقل افراد هستند، بنابر اين ذهنا نميتوانند به وبلاگ به عنوان يك منبع قابل اعتماد بنگرند.
در كشورهايي كمتر توسعه يافته كه به لحاظ خبري و ارتباطي، بسته عمل مي كنند وبلاگها جايگزين رسانهها و بخصوص روزنامهها مي شوند و نقش سياسي آنها نسبت به نقش هاي ديگر آن برجسته مي شود بطوري كه در اين كشورها ، تعداد وبلاگهاي سياسي در مقايسه با ساير كشورها بيشتر است .
مسائل داخلي به طور طبيعي براي وبلاگ نويسان اهميت بيشتري دارد و بايد مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند.از طرفي بسياري از بلاگرها، زبان خارجي را نميداند و نميتوانند از منابع خارجي استفاده كنند.همچنين بخشي از سايتها و وبلاگهاي خارجي و بين المللي فيلتر و سانسور شده اند وقابل دسترسي براي افراد نيستند.
با اين حال به نظر مي رسد طي پنج سال آينده وبلاگها نقش اصلي را بعنوان مهمترين رسانه اطلاع رسان به عهده خواهند گرفت و منبع اصلي ارسال و دريافت پيام به همگان خواهند شد . البته نقش تحليلي همچنان براي مطبوعات و بطور خاص روزنامه ها بعنوان يك مسئوليت اجتماعي باقي خواهد ماند.
***
yahyaee در December 27, 2006 11:31 AM